با طنز است .
6) به یک پاندا می گن بزرگترین آرزویی که داری چیه ؟ میگه : اینه که عکس رنگی بگیرم .
تقابل انگاره : تقابل میان ممکن و غیر ممکن است. چیزی که ذاتا سفید و سیاه است در عکس رنگی هم سفید و سیاه می افتد. در واقع پاندا می تواند عکس رنگی بگیرد ولی هیچ فرقی به حالش نخواهد داشت زیرا بازهم سفید و سیاه خواهد افتاد .
مکانیسم منطقی :از نوع قیاس است . زیرا او خود رابا دیگر حیوانات که می توانند عکس رنگی بیندازند مقایسه می کند .
موقعیت : خرس پاندا ، عکس گرفتن
هدف : خرس های پاندا . نکته ی جالب اینجاست برخلاف جک های دیگر که هدف معمولا به مسخره کردن کس یا کسانی می پردازد ، در اینجا خرس های پاندا را نه تنها مسخره نمی کند بلکه نوعی از احساس دلسوزی را نیز برانگیخته می کند.
شیوه ی روایت : دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنزاست .
7) دو تا تنبل بانک می زنند . اولی به اون یکی میگه : خب بیا پولا رو بشمریم . دومی میگه : حوصله داری ها ، فردا رادیو میگه .
تقابل انگاره : تقابل میان تنبلی با زرنگی است. وجود واژه ی تنبل در ابتدای جک ، پیش زمینه ی این را به مخاطب می دهد که با عملی مرتبط با تنبلی سرو کار خواهیم داشت . آنچه طنز را در اینجا جذاب می کند راهی است که به ذهن فرد تنبل برای آگاهی از میزان پول ها می رسد ، یعنی شنیدن از طریق رادیو و همین موضوع است که مخاطب را غافلگیر می کند.
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال صحیح است زیرا هنگامی که رادیو خبر سرقت را اعلام کند میزان پول های به سرقت رفته را نیز اعلام می کند پس نیازی به شمارش آنها نیست .
موقعیت : دزد ، شمردن پو ل ها ، تنبلی
هدف : افراد تنبل
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و درعین حال دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
8) یک مورچه عاشق دختر همسایه می شه ، بعد از یک هفته می فهمه که چایی خشک بوده.
تقابل انگاره : تقابل میان جاندار با بی جان است . یعنی مورچه که جاندار است و چای خشک که بی جان است . آن چه موجب غافلگیری مخاطب در این جک می شود ، عاشق شدن مورچه نیست ، بلکه ناکامی او در تشخیص معشوق است و همین غافلگیری موجب خنده می شود . دراینجا استفاده از لفظ دختر همسایه به فضا ، حال و هوای کاملا انسانی داده است .
مکانیسم منطقی : از نوع قیاس غلط است که به دلیل شباهت میان مورچه با چای خشک ایجاد شده است .
موقعیت : مورچه ، عاشق شدن ، چای خشک
هدف : مورچه ها . نکته ی جالب اینجاست برخلاف جک های دیگر که هدف معمولا به مسخره کردن کس یا کسانی می پردازد ، در اینجا مورچه را نه تنها مسخره نمی کند بلکه نوعی از احساس دلسوزی را نیز برانگیخته می کند.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است.
9) به طرف می گن چرا پرنده ها زمستون از شمال به جنوب پرواز می کنن؟ میگه : آخه من امتحان کردم، پیاده خیلی راهه.
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال غلط است چون راه طولانی است پرواز می کنند و پیاده نمی روند .
موقعیت : فرد سوال شونده ، کوچ پرنده ها
هدف : تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : دیالوگ است .
زبان : معمولی است و از ابهام نحوی بهره گرفته شده است .. يعني ابهام مذكور در ساخت جمله ي پرسشي وجود دارد. كلمه ي پرسشي “چرا” توانايي مورد سوال قرار دادن تمام بخش هاي جمله مذكور را دارد ، هرچند كه ساخت جمله، هر مخاطبي رابه سوي انتظار داشتنِ پاسخي به پرسش دليل پرواز كردن، سوق مي دهد اما پرسش مي تواند، منظورش “چرا زمستان” يا “چرا پرنده ها” يا “چرا از شمال به جنوب” ويا “چرا پرواز مي كنند” باشد و در هر صورت پاسخي متفاوت مي توان به پرسش داد.. اینجا فرد به پرسش چرا پرواز می کنند پاسخ داده است وهمین پاسخ موجب ایجاد طنز گشته است .
10) مامانه به بچه میگه : پسرم می دونم شیطون گولت زد موهای خواهرت رو کشیدی. بچه میگه : آره ولی لگدی که زدم تو شکمش ابتکارخودم بود.
تقابل انگاره : پشیمانی درمقابل عدم پشیمانی از کار زشت. در اینجا اصل ارتباط توسط بچه به هم خورده است . درواقع مادر با بیان جمله ی ” می دونم شیطون گولت زد ” قصد دارد به بچه القا کند که او بچه ی بی ادبی نیست و تنها یک با ر اشتباه کرده است .همچنین مادر انتظار دارد در پاسخ این عبارت بچه از عمل خود پشیمان شده و عذرخواهی کند . بچه با گفتن کلمه ی ” آره ” موجب می شود که مخاطب گمان کند که بچه پشیمان است ولی غافلگیری در عبارت بعد ازآره اتفاق می افتد و همین غافلگیری موجب خنده می شود .
مکانیسم منطقی : از نوع واژگونی نقش است . زیرا بچه با ابتکاری که انجام داده ، نقش خود رابا شیطان عوض کرده و نیاز نداشته که شیطان اورا گول بزند .
موقعیت : خانه ، مادر ، فرزند ، اذیت کردن خواهر
هدف : بچه ی شیطون
شیوه ی روایت : دیالوگ است .
زبان : معمولی وغیر مرتبط با طنز است .
11) چوپان دروغگو می میره ، می ره اون دنیا . ازش می پرسن اسمت چیه ؟ میگه : دهقان فداکار.
تقابل انگاره : تقابل میان راستگو با دروغگو است . می توان گفت که این جک از طنز ناشی از تلمیح بهره می برد زیرا با اشاره به دو داستان قدیمی پیش می رود و اگر مخاطب از این داستان ها آگاه نباشد، این طنز برای او قابل درک نخواهد بود . عبارت چوپان دروغگو که در ابتدای جمله آورده شده است به مخاطب این مطلب را القا می کند که در ادامه ، شاهد دروغ گفتن توسط این چوپان خواهد بود ولی نکته ای که موجب غافلگیری مخاطب می شود این است که این بار چوپان دروغگو از اسم یک شخصیت داستانی دیگر ( دهقان فداکار ) که شخصیتی مثبت است ، برای دروغ گفتن استفاده می کند که همین امر موجب غافلگیری و در نهایت خنده می شود .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال صحیح است . از آنجاکه چوپان دروغگو همانگونه که از لقبش بر می آید همیشه دروغگو می گوید ، این بار نیز دروغ می گوید و خود را به عنوان یک شخصیت مثبت داستانی جا می زند.
موقعیت : دنیای پس ازمرگ ، چوپان دروغگو ، دهقان فداکار
هدف: هدف جک چوپان دروغگو و شاید بتوان گفت که تمامی افراد دروغگو هستند.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
12) مادره به بچه میگه : پسرم من دارم می رم خرید ، یه وقت به کبریت دست نزنی ها . بچه میگه : نه مامان جون من خودم فندک دارم.
تقابل انگاره :تقابل میان عادی و غیر عادی است .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال صحیح است .چون بچه فندک دارد دیگر نیازی به کبریت ندارد.
موقعیت : خانه ، مادر ، فرزند و دست زدن به کبریت
هدف : بچه ی شیطون
شیوه ی روایت : به صورت دیالوگ است .
زبان : معمولی است ولی در این جک در عبارت به کبریت دست نزنی ها ابهام کاربردشناختی وجود دارد . قصد مادر از گفتن عبارت ” به کبریت دست نزنی” این است که بچه کلا به هیچ وسیله ی آتش زایی دست نزند در حالی که بچه آن را این گونه تعبیر می کند که فقط باید به کبریت دست نزند و از آنجایی که او خود فندک دارد نیازی به استفاده ازکبریت ندارد و همین ابهام بار طنز آمیز بودن جک را بر دوش می کشد.
13) یه روز طرف سوار تاکسی میشه ، جو می گیرتش کرایه راننده رو هم حساب می کنه.
تقابل انگاره : تقابل میان عادی با غیر عادی است . کلمه ی جو گیر در عبارت موجب می شود که مخاطب انتظار عملی غیرعادی برای خودنمایی را از شخصیت جک داشته باشد و این عمل در انتهای جک ، جایی که فرد جوگرفته کرایه ی راننده را نیز حساب می کند ، اتفاق می افتد.
مکانیسم منطقی : از نوع اغراق است .
موقعیت : تاکسی ، راننده و مسافر ، کرایه ی تاکسی
هدف : دارای ارزش تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است.
شیوه ی روایت : توصیفی و از نوع داستانی است .
زبان : معمولی است و از اصطلاحات عامیانه ای چون ” جو گرفتن ” استفاده شده است .
14) طرف پسرشو می بره آزمایش کنه ببینه دیوونه است یا نه .دکتر به پسره میگه :برو با این آبکش آب بیار. طرف میگه : آقای دکتر بچه خسته ست . بذار خودم برم بیارم.
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش و احمق است . در این جک غافلگیری درست در عبارت پایانی ، جایی که پدر می گوید ” بچه خسته ست . بذار خودم برم بیارم ” اتفاق می افتد که همین عبارت اوج جک و بخشی است که طنز ایجاد کرده است و نشان دهنده ی این است که پدر هم دیوانه است .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال غلط و همچنین قیاس غلط است .
موقعیت : مطب روانپزشکی ، پدر ، فرزند ، پزشک ، آب آوردن با آبکش
هدف : تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نداده است .
شیوه ی روایت :توصیفی از نوع داستانی و همچنین دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
15) طرف بربری می خره از جلو لواشی ماشینی رد میشه ، می بینه نونها دارن تو دستگاه می چرخن .میگه : آقا چقدر می گیری این بربری منم یک دور سوار بشه .
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش و احمق است که به شخصیت اصلی جک بر می گردد و همچنین منطقی با غیرمنطقی است که به عمل موجود دراین جک برمی گردد.
مکانیسم منطقی : از نوع قیاس غلط است . قیاس نادرستی که موجب می شود فرد فکر کند که دستگاه لواش ماشینی ، چرخ و فلک نان هاست .
موقعیت : نانوایی ، نان لواش ، بربری ، نانوا
هدف : تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و همچنین پرسش و پاسخی ( دیالوگ ) ازنوع مونولوگ است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
16) طرف به زنش میگه : سه تا حیوون نام ببر که با خ شروع میشه . زنش میگه : خودت ، خواهرت ، خدابیامرز مادرت.
تقابل انگاره : تقابل میان دوست داشتن و نفرت داشتن است .
مکانیسم منطقی : از نوع همسانی است . هر سه موردی که زن نام می برد با حرف خ شروع می شوند و همچنین از آنجا که مادر با حرف میم شروع می شود ، زن از لفظ “خدابیامرز” که با خ شروع می شود ، استفاده می کند.
موقعیت : خانه ، زن ، شوهر ، خواهرشوهر، مادرشوهر
هدف : کلا هدف این جک را می توان تمام زنها یی با نگرش مشابه نسبت به خانواده ی شوهرشان دانست .
شیوه ی روایت : دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
17) از طرف می پرسن که برای بستن لامپ به چند نفر احتیاجه ؟ میگه : سه نفر . می گن : چرا سه نفر.میگه : یه نفر بالای نردبون لامپ رو می گیره ، دو نفر هم از پایین ، نردبون رو می چرخونن.
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش و احمق است .
مکانیسم منطقی : نوع مکانیسم از نوعی است که آن را واژگونی شکل و زمینه می نامند در اینجا لامپ شکل و نردبان زمینه است و به جای اینکه لامپ را بچرخانند ، نردبون را می چرخانند و جایشان واژگون شده است .
موقعیت : بستن لامپ ، فرد احمق
هدف :تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است.
شیوه ی روایت : معما است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است.
18) نگهبان به یارو میگه : آقا اینجا ماهیگیری قدغنه . یارو میگه : ولی اینجا تابلو نزدین. نگهبان میگه : نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین .
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع نادیده گرفتن امر مشهود است . فرد فکر می کند عدم وجود تابلو ماهیگیری ممنوع ، موجب مجاز بودن ماهیگیری در هر محلی ، حتی در آکواریوم است . او در واقع این حقیقت مشهود را که در آکواریوم نمی شود ماهیگیری کرد ،نادیده گرفته است .
موقعیت : ماهیگیری ، آکواریوم ، نگهبان و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید