فرد ماهی گیر
هدف :تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است .
شیوه ی روایت : به صورت دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است.
19) طرف رو برای اولین بار می برند تو هلی کوپتر. توی آسمون از سمت چپی اش می پرسه : آقا شما گرمتونه؟ طرف می گه : نه. از سمت راستی اش می پرسه : آقا شما گرمتونه ؟ اون
یکی هم میگه : نه . بعد یارو به خلبان میگه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست . اون پنکه سقفی رو خاموشش کن.
تقابل انگاره : تقابل اول میان باهوش و احمق است که به شخصیت اصلی جک باز می گردد و تقابل دیگر از نوع عملی در برابر غیر عملی است که به عمل خاموش کردن پره های هلی کوپتر برمی گرددکه غیر عملی است .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال بر اساس فرض نادرست بر می گردد . از آنجا که او گمان می کند که پنکه ی سقفی بالای سرشان است از خلبان می خواهد که آن را خاموش کند .
موقعیت : هلی کوپتر ، مسافران ، خلبان ، پنکه سقفی
هدف : تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است .
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و دیالوگ میان چند نفر است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است.
20) طرف میره طوطی بخره به جاش یک جغد بهش میندازن .چند روز بعد ازش می پرسن : این طوطیه حرف هم می زنه ؟ طرف جواب می ده : حرف نمی زنه ولی خیلی توجه می کنه .
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع نادیده گرفتن یک امر مشهود است .فرد این واقعیت را که سرش کلاه گذاشته اند و به او جغد فروخته اند را نادیده می گیرد.
موقعیت : خانه ، جغد ، طوطی
هدف : تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و در عین حال دیالوگ است .
زبان : معمولی است و از اصطلاحات عامیانه ای مثل ” به کسی چیزی را انداختن ” استفاده شده است.
21) دوست دختر طرف بهش میگه : یه حرفی بزن تا قلبم وایسه . یارو یه کم فکر می کنه ، میگه: داداشت پشت سرته .
تقابل انگاره : تقابل میان عادی و غیرعادی است . زیرا در این مورد پسر به جای اینکه از کلمات رمانتیک برای ایستادن قلب دختر استفاده کند از عبارتی غیر معمول استفاده کرده است .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال صحیح است . زیرا قلب دختر از ترس برادرش که او را با دوست پسرش دیده ، خواهد ایستاد. در حالی که منظور دختر شنیدن حرف های عاشقانه و رمانتیک بوده است.
موقعیت : خیابان ، دختر و پسر.
هدف : تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و در عین حال دیالوگ است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
22) طرف میره خواستگاری ازش می پرسن چه کاره ای ؟ روش نمیشه بگه قصاب ، میگه : لوازم یدکی گوسفند می فروشم .
تقابل انگاره : تقابل میان سطح پایین بودن با سطح بالا بودن است .
مکانیسم منطقی : از نوع قیاس غلط است .از آنجا که قصاب قسمت های مختلف بدن گوسفند مثل ماهیچه ، کله ، زبان ، و غیره را می فروشد مثل لوازم یدکی فروش است که اجزای مختلف ماشین را می فروشد . در اینجا یک قیاس غلط به عمد جهت با کلاس نشان دادن شغل اتفاق افتاده است.
موقعیت : خواستگاری ، منزل عروس ، داماد
هدف : قصاب ها
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی است و در عین حال دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
23) از یک معتاد می پرسن چطوری شد که معتاد شدی ؟ میگه : با بچه ها قرار گذاشتیم روزهای تعطیل تفریحی بکشیم ، یه هویی خوردیم به عید نوروز.
تقابل انگاره : تقابل میان منطقی و غیر منطقی است .
مکانیسم منطقی:از نوع استدلال غلط است . چون درعید نوروز چند روز پشت سرهم تعطیل است واین افراد قرار گذاشته اند روزهای تعطیل از موادمخدر استفاده کنند چند روز متمادی این اتفاق افتاده و معتاد شده اند.
موقعیت : معتاد ، تعطیلات عید نوروز
هدف : معتادها
شیوه ی روایت : دیالوگ است.
زبان: معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
24) طرف پطرس فداکار رو با دهقان فداکار اشتباه می گیره ، میره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار.
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
در واقع می توان گفت که این جک از طنز ناشی از تلمیح بهره می برد زیرا با اشاره به دو داستان قدیمی پیش می رود و اگر مخاطب از این داستان آگاه نباشد، این طنز برای او قابل درک نخواهد بود .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال بر اساس فرض نادرست است . براساس یک داستان خارجی ،فردی به نام پطرس فداکارکه برای جلوگیری از شکستن سد انگشت خود را در سوراخ ایجاد شده در سد کرد و همچنین براساس داستان ایرانی دهقان فداکارکه با علامت دادن به قطار مانع حادثه برای قطار شد .فرد براساس اشتباه گرفتن این دو داستان( یعنی با یک فرض غلط)، انگشت درچشم راننده ی قطارمی کند.
موقعیت : قطار ، پطرس فداکار ، دهقان فداکار، راننده قطار هستند.
هدف : تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است.
25) معلم به شاگرد میگه : چرا در نوشتن انشا از پدرت کمک نگرفتی ؟ شاگرد میگه : آخه خانم بابامون از دست شما دلخوره ، چون توی انشای هفته ی قبل بهش نمره ی بدی دادید.
تقابل انگاره : از نوع عادی در برابر غیر عادی است . زیرا قهر کردن پدر از معلم غیر عادی است .
مکانیسم منطقی :از نوع استدلال صحیح است . چون معلم هفته ی پیش به انشا ی پدر نمره ی بدی داده ، او این هفته انشا ننوشته است.
موقعیت : کلاس درس ، زنگ انشا ، معلم ، شاگرد ، پدر
هدف : تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است.
شیوه ی روایت : دیالوگ است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
26) طرف زنگ می زنه یه جایی میگه : آقا اونجا شماره ی 22222222 است . طرف میگه : بله بفرمایین. میگه : آقا میشه به آتش نشانی زنگ بزنید ، بگید انگشت من توی شماره ی 2 گیر کرده .
تقابل انگاره : تقابل از نوع عادی در برابر غیر عادی است .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال صحیح است .انگشت فرد در شماره ی 2 گیر کرده و غیر این شماره ، هیچ شماره ی دیگری را نمی تواند بگیرد.
موقعیت : خانه ، گیر کردن انگشت
هدف : تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است.
شیوه ی روایت : دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
27) پیرزنه به پیرمرده میگه : عزیزم توی نودمین سالگرد ازدواجمون چی می خوای ؟ پیرمرده میگه : یک دقیقه سکوت.
تقابل انگاره : تقابل از نوع عادی در برابر غیر عادی است . یک دقیق سکوت معمولا برای ادای احترام در سالگرد فوت شخصی انجام می گیرد در اینجا مرد که از پرحرفی زنش خسته شده است برای سالگرد ازدواجشان درخواست یک دقیقه سکوت می کند.
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال صحیح است .
موقعیت :پیرمرد و پیرزن ،خانه و جشن سالگرد ازدواج موقعیت را تشکیل می دهند.
هدف :هدف این جک به طور کلی همه ی زنان و پرحرفی آنان است .
شیوه ی روایت : دیالوگ است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
28) طرف یک جسد می بره پزشک قانونی بهش می گن : چطور مرده ؟ میگه : سم خورده. می گن : پس چرا زخمیه ؟ میگه : آخه نمی خورد.
تقابل انگاره : از نوع باهوش در برابر احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع حلقه ی گمشده است . زیرا فرد صریحا اشاره نمی کند که چون سم نخورده او را مورد ضرب و شتم قرار داده ایم .
موقعیت : پزشکی قانونی ، جسد ، پزشک ، سم خوردن
هدف : تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و دیالوگ است .
زبان : ساختار زباني كاملاً صحيح است و حتي هيچ قسمت مبهمي در آن به كارنرفته است. در اين نمونه تنها نظمي از يك روايت كه ما قبلا با آن آشنا شده ايم و آن را ذخيره كرده ايم برهم خورده است و آنقدر از نظر منطقي با دانش پيش زمينه ي ما جور در نمي آيد كه باعث احساس شگفتي درما مي شود. حاصل شگفتي، عكس العمل ماست، كه اين بار خنده است.
29) نیروی انتظامی می ریزه خونه ی طرف ، طرف با منقل می پره تو استخر داد می زنه :از اینجا به بعدش به شما ربطی نداره ، به نیروی دریایی ربط داره.
تقابل انگاره : تقابل میان منطقی و غیر منطقی است.
مکانیسم منطقی :از نوع استدلال غلط است.
موقعیت : خانه ، استخر ، نیروی انتظامی
هدف : تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است .
شیوه روایت : توصیفی از نوع داستانی وهمچنین پرسش و پاسخ (دیالوگ ) از نوع مونولوگ است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنزاست .
30) طرف داشته هلو می خورده به هستش که می رسه میگه : به به ! گردو هم داره .
تقابل انگاره : تقابل بین باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع قیاس غلط است که بر اثر شباهت میان هسته ی هلو با گردو است .
موقعیت : هلو ، گردو ، خودفرد
هدف : تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی مورد استهزاء قرارنگرفته است .
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و پرسش و پاسخی (دیالوگ ) از نوع مونولوگ است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است.
31) به طرف می گن :توی عمرت سخت ترین کاری که کردی چی بوده ؟ میگه: پر کردن نمکدون ! می گن: چرا ؟ جواب می ده : آخه سوراخ هاش خیلی ریزه .
تقابل انگاره : از نوع باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : استدلال براساس فرض نادرست است چون فرد فکر می کند باید نمک را از سوراخ های ریز نمکدان پر کند استدلال می کند که کار دشواری است .
موقعیت : نمکدان ، فرد سوال شونده
هدف : هدف تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی را مورد استهزا قرارنمی دهد.
شیوه ی روایت : دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
32) بچه از پدرش می پرسه : بابا فرق تفنگ و مسلسل چیه ؟ پدرش میگه : پسرم وقتی من و مامانت حرف می زنیم ، بیا گوش کن آن وقت می فهمی .
تقابل انگاره : تقابل میان آهسته با تند است .
مکانیسم منطقی : از نوع اغراق است . زیرا تفنگ گلوله را تک تک شلیک می کند در حالی که مسلسل پشت سرهم شلیک می کند . مرد درموردپشت سرهم وتندتند حرف زدن زن ها اغراق می کند. همچنین مکانیسم قیاس نیز مطرح است .
موقعیت : خانه ، بچه ، پدر ، تفنگ و مسلسل است.
هدف : هدف این جک همه ی زنها و زیاد حرف زدن آنهاست.
شیوه ی روایت : دیالوگ است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است.
33) خره با حسرت به اسبه نگاه می کنه ، میگه : ای کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم.
تقابل انگاره : تقابل میان سطح بالابودن با سطح پایین بودن است .
مکانیسم منطقی : از نوع تحقیر خود است . خر فکر می کند ادامه ی تحصیلات موجب با شعورتر شدن و با کلاس تر شدنش می شود.
موقعیت : خر ، اسب
هدف : خر
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و پرسش و پاسخی (دیالوگ ) از نوع مونولوگ است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
34) یک گوسفند با پدر و مادرش دعواش میشه . می ره سر خیابون میگه : دربست کشتارگاه.
تقابل انگاره : تقابل میان خوشبخت با بدبخت است.
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال صحیح است به دلیل دعوا با پدرو مادرش احساس بدبختی می کند پس به کشتارگاه می رود که بمیرد.
موقعیت : خیابان ، گوسفند، کشتارگاه
هدف: گوسفند
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و پرسش و پاسخی ( دیالوگ ) از نوع مونولوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است.
35) به جوجه تیغی می گن : آرزوت چیه ؟ اشک تو چشماش حلقه می زنه و میگه : بغلم می کنی!
تقابل انگاره : تقابل از نوع عملی با غیر عملی است .
مکانیسم منطقی : از نوع حلقه ی

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید