مراتبی را بر اساس دو گونه ی تقابل حقیقی در مقابل غیر حقیقی شکل می دهند که در بسیاری از جفت های متقابل در انگاره های متعدد نمود پیدا می کند . (Hempelmann,2000:31)
راسکین معتقد است هر جفت انگاره ی در تقابل ، لزوما خنده دار نیستند. باید چیزی و جود داشته باشد که دو انگاره ی در تقابل را به هم مربوط کند. آن چیز ، از نظر راسکین همان محرک تغییر انگاره است که اوج لطیفه به شمار می آید . راسکین در لطیفه های ساده دونوع محرک تغییر انگاره را باز می شناسد یکی ابهام و دیگری تناقض . (Ibid)
ریچی می گوید : نظریه ی انگاره ی معنایی طنز (SSTH) بیان می کند که مفهوم یک جک می تواند به عنوان یک انگاره بررسی شود که این انگاره وضعیت شکل گرفته دانش ما در مورد برخی موقعیت ها یا فعالیت ها است . یک جک شامل یک بخش اصلی می شود که در این بخش ، امکان دو تفسیر وجود دارد که این دو تفسیر ، هردو می توانند به متن جک مرتبط باشند ، هرچند که یکی از این تفسیرها واضح تر است و به طور طبیعی توسط خواننده / شنونده درک می شود و به تفسیر دیگر ، خواننده /شنونده در ابتدا بی توجه باقی می ماند . در بخش پایانی جک ، به صورت ناگهانی و به حالت تعجب آوری توجه خواننده/شنونده به تفسیر دوم جلب می شود.
درSSTH اگر یک متن ،جک است باید این دو انگاره به نوعی متضاد باشند .این تضادها عبارتند از :
واقعی در برابر غیر واقعی / عادی در برابر غیرعادی / ممکن در برابر غیرممکن . سپس هریک از این سه نوع تضاد به تضاد خاص تری مثل جنسیت/ عدم جنسیت یا خوب /بد تقسیم می شوند. (Ritchie,2004:70)
اما برخی منتقدین نظریه ی راسکین ، در چارچوب نظریه ی ارتباط ( اسپربر ، ویلسون 1986) ادعا کرده اند که در نظریه ی طنز نیازی به وجه معنی شناختی نیست و تنها رویکرد کاربرد شناختی مبتنی بر نظریه ی ارتباط برای تحلیل طنز کافی است . (Attardo,2008b:115)
نظریه ی ارتباط اسپربر و ویلسون یکی از موفق ترین رویکردهای پس از گرایس در کاربردشناسی است . بر این اساس ، طنز بر مبنای تخطی از اصول همکاری یا اصل ارتباط شکل می گیرد . (Sperber & Wilson,1986:162)
تخطی از اصول همکاری یکی از رویکردهای مهم در تحقیقات طنز است . در این راستا تخطی از هر یک از اصول چهارگانه ی گرایس ، تحت عنوان اصلی به نام اصل عدم همکاری توسط آتاردو در سال 1991 با اهداف معینی معرفی شد ، اما در میان انواع تخطی از این اصول چهارگانه ، نقض اصل ارتباط توجه بیشتری را به خود اختصاص داده است .( شریفی، کرامتی یزدی ، 1389 )
گرایس51 معتقد است : “ما باید در مکالمات خود از اصل تعاون و شعارهای آن پیروی کنیم .” او می گوید که” در گفتار موفق ، افراد در مکالمه همکاری می کنند و از این شعارها پیروی می کنند .” (Grice,1975:47)
اصول گرایس اینچنین تعریف می شوند :
اصل کمیت :
برای اهداف کنونی ارتباطتان اطلاعات را تا حدی که لازم است وارد گفتگو کنید ، اطلاعات بیش از حد ندهید.
اصل کیفیت :
انچه را باور دارید غلط است نگویید، آنچه را برایش دلیل کافی ندارید نگویید .
ربط:
جملاتتان مربوط باشد .
شیوه ی بیان :
ازابهام و اصطلاحات نامشخص خودداری کنید ، از چندگانگی معنایی بپرهیزید ، مختصر بگویید یعنی از لفاظی غیرضروری خودداری کنید ، با نظم صحبت کنید . (Bloor,2007:24)
به گفته ی اسپربر و ویلسون ، نقل کننده ی جک در تولید پاره گفتارش براساس این فرض که در یافت کننده با دست یافتن با اولین تعبیر ممکن ، تلاش پردازشی خود را محدود می کند و همه ی جایگزین های دیگر را نادیده می گیرد ، عمل می کند . (Galinᾶnes,2000:97)
یوس52 نگرش نوین دیگری از دیدگاههای طنز را بر پایه ی ارتباط معتبر ارائه می کند .او معتقد است: “تخطی از اصول همکاری ، به طور تصادفی اتقاق نمی افتد و ارتباطی را میان وضعیت اجتماعی و تخطی از اصول ( که الزاما نیازی نیست طنزآمیز باشد ) می یابد . ” (Yus ,2003)
آتاردو می گوید : “در همه ی شیوه های تحلیل مبتنی بر نظریه ی ارتباط ، تاکید بیشتری بر مراحل تعبیر وجود دارد تا روی خود متن . ” (Attardo,2005:429)
آتاردو یک مدل بازنمود پنج سطحی جک ایجاد می کند که دارای سطوح زیر است که این سطوح از انتزاعی ترین سطح (سطح پنج ) به عینی ترین سطح (سطح یک ) بصورت زیر سازمان دهی می شوند :
5 سطح پایه تقابل انگاره ای و مکانیسیم های منطقی
4 سطح الگو در مقابل یکدیگر قرار دادان
3هدف+ موقعیت انتخاب هدف و موقعیت
2 زبان واژه ها ، نحو و جمله
1 سطح لطیفه نتیجه : متن لطیفه
به عبارت دیگر در این مدل برای بررسی شیوه ی ایجاد طنز ، حرکت از انتزاعی ترین سطح ، که سطح تقابل انگاره و مکانیسم منطقی است ، به سمت عینی ترین سطح ، که در آن روساخت لطیفه شکل می گیرد ، آغاز می شود . البته قابل ذکر است که سلسله مراتب فوق با مراحلی که فرد تولید کننده ی لطیفه در ذهنش به کار می بندد مطابقت نمی کند و همانند دیدگاه های چامسکی در دستور زایشی ، مدل فوق ، صرفا مدلی برای توصیف است . (Attardo,2008a:1205)
نظریه ی عمومی طنز کلامی53((GTVH که سالواتور آتاردو و ویکتور راسکین آن را در سال 1991معرفی کردند ، ترکیبی از گونه ی اصلاح شده و گسترده تر نظریه ی طنز انگاره ی معنایی راسکین(1985)ومدل بازنمود پنچ سطحی لطیفه ی آتاردو می باشد . (Hempelmann,2000:33)
در نظریه ی عمومی طنز کلامی ، به منظور تحلیل متون طنز ، شش متغیر پایه به کار گرفته شد که عبارت بودنداز: تقابل انگاره54 ،مکانیسم منطقی55 ، هدف56 ،موقعیت57 ،شیوه ی روایت58 وزبان59 . (Attardo,2008a:1205)
بنابراین ، در این نظریه به طور خلاصه بیان می شود که هر متن طنز ، نمودی شش وجهی از این متغیرها است که به صورت زیربه نمایش در می آید 🙁 Attardo,2001:28)
تقابل انگاره (so)

مکانیسم منطقی LM ))

موقعیتSI))

هدف TA))

شیوه ی روایت (NS)

زبان (LA)
آتاردو اشاره می کند که استقلال و یا وابستگی در میان منابع دانش ، نظام سلسله مراتبی را در میان آن ها به وجود آورده است . (Attardo,2001:27)
تعریف این متغیرها بدین ترتیب است : (Ibid:22-27)
تقابل انگاره (so) : تعریف این متغیر همان است که در نظریه ی انگاره معنایی راسکین بود . این متغیر ، انتزاعی ترین بخش منابع دانش است . آتاردو بیان می کند که هر متن طنز آمیز ، بیانگر حداقل یک منبع دانش تقابل انگاره می باشد .
مکانیسم منطقی (lm) : این متغیر ، شیوه ی تحلیل عدم تجانس بین دو انگاره ی متقابل موجود در متن طنز را مشخص می کند. پیشتر گفتیم که در هر متن طنز آمیز حداقل یک جفت انگاره در تقابل وجود دارد . معمولا روال طنز به گونه ای پیش می رود که ابتدا در ذهن خواننده یک انگاره شکل می گیرد اما در ادامه ، انگاره ی دومی مطرح می شود که با انگاره ی اول هم خوانی ندارد. به عبارت دیگر خواننده بعد از دریافت انگاره ی دوم ، متوجه می شود که تصور اولیه ی او نادرست بوده و همین امر سبب طنز شدن متن می شود. مکانیسم منطقی نشان می دهد که چگونه این روال برای ایجاد تقابل و حل تقابل و رسیدن به نتیجه ، در یک متن طنز آمیز توسط طنز پرداز ارائه شده است . در عین حال منطق مطرح در این متغیر ، یک منطق موضعی و محدود است ، چرا که نمی تواند به بیرون از متن طنز و یا جهان خارج راه یابد .
موقعیت (si ): موقعیت ، همان پس زمینه ی مفروض در طنز است . شرایط و مکانی که طنز در آن رخ می دهد. متون طنز در مورد میزان اهمیتی که برای این متغیر قائلند یکدست عمل نمی کنند. برخی از متون طنز براین متغیر بیشتر تکیه می کنند در حالی که برخی دیگر ممکن است این متغیر را کم اهمیت جلوه بدهند یا به کلی آن را نادیده بگیرند . بدین جهت ممکن است این متغیر در برخی متون طنز به روشنی قابل تشخیص نباشد ، که در این گونه موارد ، موقعیت را همان بافت متن تلقی می کنیم .
هدف (ta ) : هدف در منابع دانش بیان می کند که چه کسی یا کسانی در طنز مورد تمسخر یا انتقاد قرار گرفته اند . این متغیر ، یک ویژگی اختیاری است بدین معنا که نیازی نیست حتما همه ی متون طنز دارای هدف باشند . طنزهایی که تهاجمی نیستند ، یعنی کسی یا چیزی را مورد تمسخر یا انتقاد قرار نمی دهند ، برای متغیر هدف ، دارای ارزش تهی هستند .
شیوه ی روایت (ns ) ، آن بخش از منابع دانش است که به نوع ژانر متن طنز مربوط می شود .به عبارت دیگر این متغیر نشان می دهد که آیا متن طنز یک روایت ساده ی داستانی ، مکالمه یا از نوع ساده ی چیستان است.
زبان (la ) : در منابع دانش توسط راسکین و آتاردو به عنوان همه ی انتخاب ها در سطوح آوایی ، واجی ، واژواجی ، ساخت واژی ، واژگانی ، نحوی ، معنایی و کاربردشناسی زبان در نظر گرفته شده است . بنابراین ، همه ی بخش های دیگر منابع دانش با این سطح در هم تنیده می شوند و در مجموع روساخت متن طنز را شکل می دهند .
چنانکه ملاحظه می شود این نظریه ، پنج متغیر بیشتر از نظریه ی انگاره ی معنایی راسکین دارد . این نکته حائز اهمیت است که این متغیرها دارای مرزهایی محکم و مشخص نیستند . تمرکز نظریه ی عمومی طنز کلامی بر موارد زبانی ای است که در تولید طنز به کار می رود . (Hempelmann,2000:41)
کفایت تعداد منابع دانش در این نظریه حاصل بررسی های تجربی است . بدین معنا که پس از انجام صدها نمونه تحلیل با استفاده از این نظریه ، مشخص شده است که همین شش منبع اطلاعاتی ، جوابگوی نیازهای تحلیل متون طنز می باشد . اگر هم به معرفی منبع اطلاعاتی جدید نیاز باشد ، می تواند در خود نظریه ، بدون مشکل تلفیق شود .(Attardo,2008a:1205-1206)
ریچی می گوید : در GTVH این منابع دانش (KR60) موکدا به ترتیب ذکر می شوند ، به این دلیل که هر تصمیمی که توسط یک منبع دانش گرفته می شود موجب تاثیرگذاری یا محدودیت گزینه های موجود منبع دانش زیرین خود در این زنجیره می گردد. بنابراین انتخاب تقابل انگاره (SO) در زنجیره ، که بالاترین منبع دانش است ، آنچه که در منابع دانش دیگر می تواند اتفاق بیفتد را محدود می کند ویا گزینه هایی که توسط زبان (LA) یعنی پایین ترین منبع دانش انتخاب می شوند توسط انتخاب های منابع دانش بالاترمحدود شده اند. (Ritchie,2004:71)
او می افزاید : نقش اعظم GTVH بسط دادن مفهوم اولیه متن طنز به صورت خطی بود تا فازهای متفاوت گسترش جک وارائه ی آن را به دست دهد .در بازبینی آتاردو ،دو انگاره ی تشکیل دهنده ی متن جک به گونه ای منظم شده اند که اولی بسیار در دسترس و بر پایه بافت خنثی است و دیگری یعنی انگاره متقابل کمتر در دسترس است وقویا وابسته به بافت است. در هنگام بیان متن ، انگاره ی اول شنونده /خواننده را با پارامترهای خود محصور می کند تا زمانی که ورود یک ضربه آن را ناممکن می سازد .
به نظر ریچی ، نظریه های SSTHوGTVH یکی از معدود تلاش هایی هستند که به صورت سیستماتیک و نظریه پردازانه رویکردشان به سوی طنز کلامی است و از این رو مورد استقبال قرار گرفتند. (Ritchie,2004:69)
از آنجا که هردو نظریه با معناشناسی ، نظریه ی شناختی و کاربرد شناسی در ارتباط هستند ، خود نمایانگر چند وجهی بودن تحقیق در مورد طنز هستند وهنوز از نظریه های مطرح در باب طنز می باشند.
از آنجا که اساس این پژوهش را نظریه ی عمومی طنز کلامی تشکیل می دهد که خود، شکل کامل شده و تغییر یافته ی نظریه ی انگاره ی معنایی طنز راسکین است ، در بخش مبانی نظری به این دو نظریه بخصوص نظریه ی اصلی پژوهش ، بیشتر پرداخته خواهد شد .
2-2 مبانی نظری تحقیق :
طنز یک پدیده ی جهانی است که به موضوعات اصلی که در تمام جوامع ، مشترک است می پردازد . موضوعاتی همچون سیاست ، مذهب ، قومیت ، روابط

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید