میگه : چلو کباب ، جوجه کباب با نوشابه . مامور بازم جریمش می کنه ، می ره. بعد از چند وقت برای بار سوم میاد و می پرسه : حالا چی بهشون می دی ؟ طرف میگه : آقا دیگه من حوصله ندارم ، بهشون پول می دم هرچی خواستن بخرن ، بخورن .
تقابل انگاره : از نوع عملی دربرابر غیرعملی است . فرد برای اینکه دوباره جریمه نشود جمله ای می گوید که غیرعملی است یعنی پول دادن به دام ها جهت خرید غذای مورد علاقه شان .در اینجا نیز می توان تقابل میان عاقل و احمق را به شخصیت اصلی جک نسبت داد.
مکانیسم منطقی : ازنوع نادیده گرفتن یک امر مشهوداست . فردصریحا به انکار این واقعیت می پردازد که دامها نمی توانند برای خودشان خرید کنند و همین نادیده گرفتن آشکار حقیقت موجب شگفتی و خنده می گردد.
موقعیت : گاوداری ، مامور بهداشت ،غذای گاوها ، صاحب گاوداری
هدف :تهی است زیرا هیچ شخص یا گروه خاصی مورد استهزا قرار نگرفته اند.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و همچنین دیالوگ است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
52) دو تا معتاد دراز کشیده بودن ، یکیشون داشته خمیازه می کشیده اون یکی میگه : داداش تا دهنت بازه، این اصغر مارو هم صدا کن .
تقابل انگاره : تقابل میان معتاد بودن با معتاد نبودن است که مترادف با تقابل میان بی حال بودن با سرحال بودن است .
مکانیسم منطقی : ازنوع اغراق است چون فرد معتاد درجک حتی حال صداکردن کسی را ندارد فرصت خمیازه کشیدن دیگری را برای صداکردن فرد موردنظر خود ، غنیمت می شمارد .
موقعیت : معتاد ، خمیازه کشیدن ، صدا کردن کسی
هدف : معتادها
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و دیالوگ ازنوع مونولوگ است.
زبان : معمولی و غیرمرتبط با طنز است.
53) یارو داشته اخبار ترافیک رادیو پیام گوش می داده . گزارشگر میگه : مسیر امام حسین به بهارستان بسته است . مسیر انقلاب هم به امام حسین بسته است . یارو میگه : باشه باور کردیم بسته ست ، دیگه چرا قسم می خوری ؟
تقابل انگاره : در اینجا نیز دو تقابل روبرو هستیم . تقابل میان باهوش و احمق که به شخصیت اصلی جک باز می گردد وتقابل میان با ایمان و بی ایمان که به عمل گزارشگر رادیو بر می گردد.
مکانیسم منطقی : مکانیسم در اینجا ازنوع ابهام در تشخیص مرجع است . فرد دراینجا نتوانسته تشخیص دهد که “امام حسین ” به عنوان اسم مکان آورده شده است .
موقعیت : اخبار ترافیک رادیو ، گزارشگر ، شنونده
هدف :تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد .
شیوه ی روایت :تفسیری از نوع داستانی و همچنین دیالوگ از نوع مونولوگ است .
زبان : در اینجا عنصر زبان موجب ایجاد ابهام گشته است . دو اصطلاح قسم خوردن “به امام حسین “با ” به امام حسین “که ترکیبی اضافی است که درآن امام حسین به عنوان اسم مکان به کار رفته ، موجب ایجاد ابهام شده است . هم نشینی “به امام حسین “با عباراتی چون “انقلاب “و “بسته است ” موجب می شود که حالت قسم خوردن بسیار دور از ذهن باشد
ولی شخصیت جک ، از این عبارت چنین برداشتی می کند که موجب ایجادغافلگیری و خنده شود.در اين نمونه در عين حال كه با ابهام نحوي روبه رو هستيم، هم زمان ابهام حاصل از اصطلاح نيز به كمك نمونه آمده و آن را براي رسيدن به هدف طنز خود ياري مي دهد.
54) به طرف می گن : بابات مرده . میگه : دروغ می گید یه اتفاقی براش افتاده شما نمی خواید به من بگید.
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش و احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع نادیده گرفتن یک امر مشهود است . فرد این واقعیت را که پدرش فوت کرده و اتفاقی بدتر از این نمی تواند برای پدرش بیفتد را نادیده می گیرد که این امر موجب غافلگیری مخاطب می گردد.
موقعیت : مرگ پدر ، فرزند
هدف : تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : از نوع دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است.
55) یارو میره خارج یه موتور می دزده . صاحبش داد می زنه : no،no یارو میگه : نو یا کهنه می برمش.
تقابل انگاره : در اینجا تقابل میان کسی است که زبانی را نمی داند با تقابل میان کسی است که زبانی را می داند . در واقع می توان این نوع تقابل را از نوع تقابل حرفه ای و ناشی دانست .
مکانیسم منطقی : از نوع قیاس غلط است . فرد کلمه ی “no” انگلیسی را با “نو “در زبان فارسی اشتباه گرفته و آن را متضاد “کهنه “قرار می دهد.
موقعیت : دزدی موتور ، دزد ، صاحب موتور
هدف : تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و همچنین دیالوگ است.
زبان : در این جک از ابهام آوایی استفاده شده است ، که میان “نو” و “no” وجود دارد.
56) به پشه می گن : چرا زمستونا پیدات نیست ؟ میگه : تابستون خیلی رفتارتون خوبه که زمستونم بیام .
تقابل انگاره : در این نمونه تقابل میان منطقی با غیرمنطقی را داریم .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال درست است که با حاضرجوابی همراه است و همین حاضر جوابی پشه موجب غافلگیری مخاطب شده و خنده ایجاد می کند.
موقعیت : آمدن پشه در تابستان و زمستان
هدف : هرچند در ظاهر به نظر می رسد که هدف این جک پشه ها باشند ولی ازآنجا که در این جک آنها مورد استهزا قرار نگرفته اند ، باید گفت که این جک هدف ندارد.
شیوه ی روایت : از نوع دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط به طنز است .
57) یارو میره دزدی تفنگ رو می ذاره پشت گردن صاحبخونه . میگه : تکون بخوری با لگد می زنم تو سرت.
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش و احمق است.
مکانیسم منطقی : از نوع نادیده گرفتن یک امر مشهود است . او این واقعیت را که اسلحه در دست دارد و باید صاحبخانه را با آن تهدید کند ، نادیده گرفته است .
موقعیت : خانه ، دزد، صاحبخانه ، تفنگ ، لگد
هدف :تهی است زیرا فرد یا گروه خاصی را مورد استهزا قرار نداده است.
شیوه ی روایت : توصیفی و از نوع داستانی و در عین حال دیالوگ از نوع مونولوگ است .
زبان : معمولی و غیرمرتبط به طنز است.
58) از یک گوسفند می پرسن ، آرزوت چیه ؟ میگه : واسه یکبارم که شده جلوی وانت بشینم .
تقابل انگاره : تقابل از نوع حیوان با انسان است .
مکانیسم منطقی : از نوع واژگونی نقش است . چون برای حمل گوسفند آن را همواره پشت وانت می گذارند او آرزو دارد یکبار هم که شده مثل انسان ها جلوی وانت بنشیند.
موقعیت : گوسفند ، سوار وانت شدن
هدف : گوسفندها.
شیوه ی روایت : از نوع دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیرمرتبط به طنز است .
59) از یارو می پرسن : بخوای خرگوش شکارکنی ، چیکار می کنی ؟ میگه : کاری نداره که ! میرم پشت درخت صدای هویج در می یارم .
تقابل انگاره : در اینجا با دو تقابل روبرو هستیم . تقابل میان باهوش با احمق که به شخصیت اصلی جک بر می گردد و همچنین تقابل میان غیرعملی و عملی که به عمل صدای هویج در آوردن برمی گردد.
مکانیسم منطقی : ازنوع قیاس غلط است . چون برای شکار برخی حیوانات برای آنها طعمه گذاشته و صدای حیوانی مورد علاقه ی آن حیوان برای خوردن را درمی آورند، در اینجا نیز فرد با قیاس غلط فکر می کند می تواند صدای هویج درآورد.
موقعیت : شکار ، شکارچی ، خرگوش ، هویج
هدف : ارزش تهی دارد زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : از نوع دیالوگ است.
زبان : از آنجا که در اینجا از عبارت “در آوردن صدای هویج ” استفاده شده است و در اصل هویج صدا ندارد از زبان طنز استفاده شده است .
60) به یارو می گن : مار باباتو نیش زد ، فوت کرد . میگه : از پشت زدش : میگن : آره . میگه : پس ماره مقصره !
تقابل انگاره : تقابل از نوع باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : در اینجا با دو نوع مکانیسم روبرو هستیم . یکی ازنوع قیاس غلط است چون در تصادفات ماشین کسی که از پشت به ماشین جلویی می زند مقصر است اینجا هم مار که از پشت نیش زده ، مقصراست . مکانیسم بعدی از نوع نادیده گرفتن واقعیت است زیرا فرد به کلی واقعیت فوت پدرش را نادیده گرفته است .
موقعیت : مرگ پدر ، فرزند ، نیش زدن مار
هدف : دارای ارزش تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نداده است .
شیوه ی روایت : از نوع دیالوگ است.
زبان : معمولی و غیرمرتبط با طنز است.
61) یارو با لباس تو رودخونه شنا می کرده ازش می پرسن : چه کار می کنی ؟ میگه : لباسامو می شورم . بهش می گن : مگه ماشین لباسشویی تو خونه ندارین ؟ میگه : داریم ، ولی وقتی می رم اون تو سرم گیج میره .
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال بر پایه ی فرض نادرست می باشد. چون فرد تصور می کند برای شستن لباسهایش ، خود نیز باید وارد ماشین لباسشویی شود ، نتیجه می گیرد که دچار سرگیجه خواهد شد .
موقعیت : شستن لباس ها در رودخانه ، فرد موردسوال
هدف : تهی است زیرا شخص یا گروهی مورد استهزا قرار نگرفته است .
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی است و همچنین دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
62) به یارو می گن : از کجا می یای ؟ میگه : رفته بودم مادر زنم رو خاک کنم. بهش می گن : چرا پس خونین و مالین شدی ؟میگه : آخه خیلی مقاومت کرد.
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع نادیده گرفتن یک امر مشهود است . واقعیت اینکه هنوز مادرزنش نمرده است و عبارت آخر که این امررا آشکار می کند موجب غافلگیری و خنده می شود .
موقعیت : خاک سپردن مادرزن ، داماد
هدف : به طورکلی همه ی دامادهایی که از مادرزنشان بدشان می آید .
شیوه ی روایت : از نوع دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنزاست .
63) یارو خسیسه برای بچه اش اسمارتیز می خره . روش می نویسه : هر 8 ساعت یکی .
تقابل انگاره : تقابل ازنوع خسیس در برابر دست و دلباز است .
مکانیسم منطقی : از نوع قیاس است .چون فرد خسیس است روی اسمارتیزها مثل قرص نوشته هر 8 ساعت یکبار تا بچه اسمارتیزهایش را دیرتر تمام کند.
موقعیت : فرد خسیس ، اسمارتیز
هدف : افراد خسیس هستند.
شیوه ی روایت : از نوع توصیفی وداستانی است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
64) یارو تا ده سال برای مادرش عزاداری می کرد بهش می گن : آخه چقدر گریه می کنی ده سال گذشته . میگه : آخه هر وقت یادم می افته که موقع خاکسپاری چه دست وپایی می زد ، جیگرم آتیش می گیره.
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع نادیده گرفتن یک امر مشهود است . فرد این واقعیت را که مادرش نمرده را نادیده می گیرد و او را دفن می کند.
موقعیت : فوت مادر ، دست و پا زدن در هنگام مرگ ، فرزند
هدف : تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نداده است .
شیوه ی روایت : توصیفی و ازنوع داستانی و در عین حال دیالوگ است .
زبان : معمولی است .این جک هرچند از نظر مضمون همانند جک شماره ی 62 یکسان است ولی نوع قرارگیری کلمات در ساختارجمله این جک را با جک دیگر متمایز می کند.
65) یارو سوار یه خره عکس می گیره . عکس رو می فرسته برای مادرش .زیر عکس می نویسه: سلام بر ننم ، بالایی منم .
تقابل انگاره : تقابل میان انسان و حیوان و همچنین باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع تحقیر خود است . فرد شک می کند که مادرش او را با خر اشتباه بگیرد به همین دلیل روی عکس برایش توضیح می نویسد .
موقعیت : عکس انداختن روی خر، مادر ، فرزند
هدف : تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی است .
زبان : در اینجا با ایجاد قافیه میان کلمات” ننم “

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید