مثال123 پرداخته است . (به دلیل اینکه برخی از این مثال ها پس از فرآیند ترجمه گویا نیستند در این پژوهش نیز از انگلیسی آنها استفاده شده است) :
به عنوان مثال ، نمونه ی بستن لامپ ، را از جمله جک های مکانیسم منطقی واژگونی شکل و زمینه می داند ( به جای اینکه لامپ تکون بخورد ، فرد ایستاده روی میز تکان می خورد )
او برای مکانیسم منطقی کیاسموس از جمله ی زیر استفاده می کند :
مثال 2-3 :Being honest isn’t a question of saying everything you mean. It’s a question of meaning everything you say.
همچنین مکانیسم کیاسموس را آروما124 اینچنین تعریف می کند: “در این مکانیسم دو بخش عبارت جابجا شده و اغلب موجب تغییر در معنی عبارت می شوند.” (Aromaa,2011:92)
در مثال بالا نیز جابجایی دو واژه ی mean , everything این تغییر معنی را ایجاد کرده است .
مثال 2-4 : Gobi Desert Canoe Club( گابی باشگاه قایقرانی را ترک کرد ) .clubهم به معنی باشگاه است و هم چماق ، مجاورت این کلمه با کلمه ی desertبه معنی ترک کردن و فرارکردن می توان باعث شود که معنی چماق آن را در نظر بگیریم . آتاردو این مثال را برای مکانیسم مجاورت ذکر می کند.(Attardo,2001:25)
آروما مکانیسم منطقی مجاورت را مکانیسمی می داند که در آن دو جزء مغایر ، به صورت مستقیم و همراه با هم درعبارت آورده می شوند .( Aromaa,2011:93)
آتاردو به همین تعداد مثال بسنده کرده است به همین جهت برای درک بهتر مساله به سراغ مثال هایی که دیگران از مکانیسم های منطقی آورده اند ، می رویم .
آروما در تحقیق خود به طبقه بندی برخی از این مکانیسم ها پرداخته است . به عوان مثال مکانیسم های وضعیت های تقریبی ، حلقه ی گمشده ،مطابقت ، استدلال از فرض نادرست را جزئی از مکانیسم استدلال صحیح125 طبقه بندی کرده است . او مکانیسم فرا طنز ، گاردن پث ،قیاس غلط ، اغراق ، نادیده گرفتن امر مشهود را جزاستدلال غلط طبقه بندی کرده است و یا ترسیم قدرت ، کیاسموس، واژگونی نقش ها و تبادل نقش را در دسته ی واژگونی ها قرار داده است .او همچنین مکانیسم صفر126 را نیز به این لیست اضافه کرده است .( Aromaa,2011)
مثال های زیر ، از جمله مثال هایی است که آروما ازرمان های طنز پرتکت127 نقل می کندوبه تحلیل برخی از این مکانیسم هامی پردازد:
مثال2-5 :
“It’s all down to dimensions.I heard, like what we see is only the tip of the whatever ,you know,the thing that is mostly underwater…..”
“Hippopotamus?” “Aligator?” “Ocean?”
این مثال از نوع مطابقت است .دو واژه ی Hippopotamus )اسب آبی( و )Aligatorنهنگ( هرچند که پاسخ مورد انتظار این معما نیستند ولی هردو با چیزی که زیر آب است مطابقت دارد ولی در مورد واژه ی Ocean( اقیانوس ) چنین نیست .
مثال 2-6 :او همه ی دنیا را به خاطر یک اسب می داد و یک قاره ی کوچکتر را برای یک کره اسب .
در این مثال ، مکانیسم از نوع نسبت است .
مثال 2-7 : تو دزدی ، قاتلی ، مامور جمع کردن مالیاتی ؟
در این مثال ، مکانیسم منطقی از نوع همسانی است .دزد ، قاتل و مامورجمع کردن مالیات ،همسان و مترادف با هم قرار داده شده اند.
مثال 2-8 : بی توجهی این مرد به خطر موجب شد که خطر دلسرد شد و دست برداشت و رفت .
در این مثال ، مکانیسم از نوع ترسیم قدرت است .آروما این نوع مکانیسم منطقی را مکانیسمی می داند که در آن ویژگی یک انگاره به دیگری داده می شود . این امر در سطوح مختلفی اتفاق می افتد به عنوان مثال در نمونه ی بالا ، عمل جان بخشی به یک مفهوم انتزاعی اتفاق افتاده است .
مثال2-9 : خدمتکاربه لرد می گوید : برو به رئیس انجمن موسیقی بگو او می خواهد چیزی به من بگوید.
در این مثال واژگونی نقش ها وجود دارد. در واژگونی نقش ها ، نقش های شرکت کنندگان جابجا می شود.
مثال2-10 : در جنگل های مرکزی ، در پادشاهی های گمشده ی پر رمز وراز،پرنسسی بود که مردان را برای وظایف مردانگی اسیر می کرد . برخی از قربانیان دوام نمی آورند زیرا سیم کشی شاخه ها ، جابجا کردن قفسه ها ، چمن زنی ، می تواند تدریجا هر انسانی را ضعیف کند.
در این مثال ، مکانیسم از نوع گاردن پث است . قسمت اول به ما انگاره ی برده ی جنسی را القا می کند درحالی که قسمت دوم انگاره ی واقعی کارهای خانه را نشان می دهد. درمکانیسم گاردن پث ،مخاطب به دلیل ذهن خود که منحرف شده ، غافلگیر شده و می خندد.
مثال 2-11 : جادوگران به طور طبیعی از شلوغی خوششان نمی آید . آنها کوچکترین ارتباط بادیگر جادوگران را دوست ندارند. آنها حتی رهبرانی نیز ندارند . وترواکس128 یکی از برجسته ترین و مورد توجه ترین رهبرانی است که آنها ندارند.
این مثال از جمله ی مکانیسم های فراطنز است که در آن روند استدلال و انتظارات با فریب و دستکاری همراه است.
مثال2-12 :”و تو می دانی آن کجاست ؟”
واترواکس فریادزد : “بله”. او کسی بود که فهمش از جغرافی حتی کمی بدتر از دانشش از فیزیک اتمی بود .
این مثال از نوع مکانیسم اغراق است .
مثال 2-13 :
On making gentle inquiries of a family watching disconsolately as the smoke from the fire was turned to steam,Wiliam ascertained that the blaze had been mysteriously caused by mysterious spontaneous combustion in an overflowing mysterious chip pan full of boiling fat.
این مثال از نوع نادیده گرفتن یک امر مشهود است .(Aromaa,2011:92-96)
پترنکو مثالی برای مکانیسم منطقی از نوع استدلال از فرض نادرست می آورد :
مثال2- 14: آمریکایی : کشتی تان را 15 در جه به شمال هدایت کنید تا از برخورد جلوگیری شود.
کانادایی : توصیه می کنیم تاشما کشتی تان را 15 درجه به جنوب هدایت کنید تا از برخورد جلوگیری شود.
آمریکایی :این کاپیتان کشتی نیروی دریایی آمریکاست که با شما صحبت می کند .بار دیگر می گویم کشتی خود رابه شمال هدایت کنید.
کانادایی :من هم باردیگر می گویم شما جهت کشتی تان را تغییر دهید.
آمریکایی :این یک کشتی بزرگ جنگی نیروی دریایی آمریکا ست .جهت خود را همین حالا عوض کنید.
کانادایی : این یک برج فانوس دریایی کوچک است . (Petrenko,2007 )
موقعیت : شامل اشیا ، مشارکین واقعه ی مطرح درجک، ابزارها ، فعالیت ها و غیره می شود .یک جک همواره دارای موقعیت است . اما برخی ازآنها بر آن تاکید می کنند و برخی دیگر آن را نادیده می گیرند.(Attardo,2001:24)
هدف : فرد ، شی ء یا عقیده ای است که مورد استهزا قرار می گیرد . هدف در واقع هدف جک است.اگر جکی خصمانه نباشد و فرد یا گروه یا عقیده ای را مورد استهزا قرار ندهد ، این متغیر در جک تهی خواهد بود.(Ibid:23)
شیوه ی روایت : شیوه ی روایت می تواند به صورت معما ، پرسش و پاسخ و یا داستانی باشد. شیوه ی روایت همچنین مسئول حذف اضافاتی درجک است که غیر ضروری است ومانع غافلگیری درجک می شوند.(Ibid )
آروما تقسیم بندی از انواع شیوه ی روایت ارائه می دهد:
• توصیفی : که شامل داستانی ، تفسیری (توضیحات کناری در مورد شخصیت ها و موقعیت )و یا ترکیب این دو مورد می شود.
• دیالوگ (پرسش و پاسخ ): که شامل مونولوگ ، دیالوگ ، افکار (صحبت با خود درونی )، متن(نقاشی دیواری، منو) و یا ترکیب این موارد می شود.
• توصیفی – دیالوگی : که از ترکیب دو گروه اصلی به وجود می آید. (Aromaa,2011:99)
زبان : این بخش تنها به کلمات و نحو جملات پرداخته نمی شود بلکه به این موضوع که چگونه اجزای مختلف جک سازماندهی می شوند نیز پرداخته می شود و زبان به کار رفته شده در جک از نظر ارتباط آن با طنز بررسی می شود . (Attardo,2001:22)
2-3 مبانی عملی تحقیق :
زمانیان (1386 )در پژوهش خود تحت عنوان “نقش ابهام درلطیفه های زبان فارسی ” ، ابهام زبانی(نحوی – واژگانی ) در جک های گفتاری زبان فارسی را طبق نظریه ی معناشناختی ویکتور راسکین مورد بررسی قرار می دهد و در نهایت مشخص می کند که ازبین انواع ابهام ،نوع ابهام واژگانی بیشترین نقش و ازبین انواع ابهام واژگانی ، چند معنایی سهم بیشتری دارد.
شریفی و کرامتی یزدی (1388 : 128) به بررسی طنز منثوردر برخی از مطبوعات رسمی کشور بر اساس نظریه ی عمومی طنز کلامی پرداخته اند و این نتایج به دست آمده است :”این تحقیق نشان می دهد که این نظریه برای تحلیل متون طنز منثور فارسی قابل استفاده می باشد . ”
سپس به تحلیل متغیرها در طنز مطبوعات می پردازند و ادامه می دهند:
“تقابل انگاره در همه ی متون وجود داشت و برخی از متون طنز دارای چندین تقابل انگاره بودند . بنابراین وجود تقابل انگاره به عنوان یکی از ویژگی های متون طنز مطبوعاتی در کشورمان قلمداد می شود .
مکانیسم منطقی نیز در همه ی متون طنز مورد بررسی وجود داشت و به نظر می رسد این ویژگی نیز از مهمترین عوامل به وجودآمدن طنز در زبان فارسی است . برخي از پركاربردترين مكانيسم هاي منطقي متون مورد تحليل در اين پژوهش عبارتند از:استدلال نادرست از مقدمات اشتباه؛ ربط دادن عمدي چيزهاي ظاهراً نامرتبط به يكديگر؛تغيير و اغراق در يك داستان قديمي؛ مخلوط كردن قصه ی شخصيت هاي چندداستان مشهورقديمي؛ استفاده از تكنيك ضد اوج؛ اغراق؛ حاضرجوابي؛ آوردن پيش زمينه هاي يكسان براي دوچيز يا دو فرآيند متفاوت؛ ربط دادن چيزي به چيزهاي ظاهراً نامرتبط؛ و تضاد بين شعار و واقعيت.
موقعيت، در متون مورد تحليل شامل موارد متعددي مي شد، اما اين متغير در متون طنز، هميشه به مكان يا شرايط خاصي اشاره نمي كرد ودر بسياري از متون، موقعيت همان بافت ،متن بود.”(همان)
هدف كه يكي از متغيرهاي اختياري پايه در نظرية عمومي طنز كلامي است، تقريباً در نيمي از متون مورد بررسي داراي ارزش تهي بود. يعني اين متون ،هدف نداشتند و كسي يا كساني را به طور مشخص مورد حمله قرار نداده بودند. اين امر قطعاً نمي تواند به حساب تصادف گذاشته شود. آيا اين امر مي تواند ناشي از ويژگي كلي گويي ايراني باشد يا مسئله مربوط به رودربايستي هاي معمول ايراني است كه مانع از اظهار نظرهاي صريح و نقد افراد می شود يا اساساً دليل اصلي چيزي ديگر است؛ مثلاً ميزان آزادي طنزپردازان در بيان عقايدشان و حد مجاز يا خط قرمزهاي طنزپردازي در مطبوعات جامعة ما. شايد هم بايد همة عوامل فوق را دراين زمينه مؤثر دانست. “(شریفی ، کرامتی یزدی ، 1388:128)
شيوه ی روايت، در متون مورد بررسي، بيشتر شامل غيرداستان و داستان بود .”
“زبان، در تحليل هاي اين پژوهش، بيشتر شامل زبانِ عاميانه و تقليد افراطي از سبک نوشتاري قديمي بود و استفاده از زبان معمولی در متون طنز کمتر به چشم می خورد . ” (همان)
محمودی بختیاری و آدی بیک ( 1388 : 196) در مطالعه ی گفتمانی پیام کوتا ه فارسی توضیح می دهند که “هدف از این پژوهش مطالعه ی گفتمانی و معرفی برخی ویژگی های طنز کلامی متون پیام کوتاه فارسی بود . در این پژوهش طنز کلامی در پیامک های موجود در جامعه آماری نمونه از دو منظر معناشناسی و کاربردشناسی زبان مورد بررسی قرار گرفت .نویسندگان با بررسی و تحلیل داده های موجود در یافتند که در شمار بیشتری ازپیامک های ارسالی اصول همکاری گرایس به صورت های مختلفی نقض شده بود که همین امر سبب پدید آمدن صورت طنز و لطیفه در آنها می شد و مابقی نمونه ها مربوط به طنزهای ناشی از انواع ابهامات، تشبیهات و استعارات و نیز طنزهای ناشی از اغراق و تناقض بود .برهم زدن پیش انگاری شنونده در جریان ادراک متن ، از تمامی ابزارهای ایجاد طنز بیشتر به کاررفته اندکه بخش اعظم داده های این پژوهش را به خود اختصاص داده اند. ”
شریفی و کرامتی یزدی(1389 : 107 ) در مقاله ای تحت عنوان معرفي نظرية انگاره ی معنايي طنز و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید