فلاسفه و متعاقبا توسط منتقدان ادبی و مقاله نویسان و اخیرا توسط روانشناسان ، جامعه شناسان و زبانشناسان . این میراث طولانی اندیشه و بحث موجب تولید توده ای از نظرات ، پیشنهادات و ادعاهایی درمورد طبیعت طنز شده است .( Ritchie,2004:11)
از لحاظ تاریخی ، پژوهش در باره ی چیستان ، مقدم بر پژوهش در مورد طنز به طور اعم و لطیفه ، به طور اخص است . در واقع قبل از اینکه زبانشناسان به متون طنز آمیز توجه کنند ، ابتدا چیستان و ساختار آن توجه شان را به خود جلب کرد . (Pepcello&Weisberg,1983:61)
به طور کلی تاریخچه ی بررسی های زبانشناختی طنز را می توان به یونان باستان نسبت داد . گرچه در آن دوران ، زبان شناسی به عنوان یک دانش مجزا وجود نداشت ، اما فلاسفه و نظریه پردازان ادبی به طنز توجه داشتند و جنبه های زبانشناختی آن را مورد توجه قرار می دادند .با دنبال کردن پژوهش های مختلف مرتبط با طنز در زبان یونانی و لاتین ، تا زمان بررسی گسترده ی کوئینتیلیان5 پیرامون طنز ، می توان به این نتیجه رسید که در آن دوران عقاید گسترده ای پیرامون طنز مطرح شده بود است که بیشتر آنها بر موضوع تناسب تاکید داشته اند . قرون وسطی دوران شاد و مفرحی نبود و به تبع ان هیچ اثر بنیادی و جدی در مورد طنز در این دوره خلق نشد ، اما در دوران نوزایی ، در ایتالیا در حدود قرن 16 میلادی ،برخی نظریات جدید درباره ی طنز مطرح شد . نظریات طنز در دوران نوزایی بیشتر بر ماهیت ادبی طنز ، به ویژه در نمایشنامه ها تاکید داشتند . (Attardo,2008b:103)
در اینجا به تفضیل به پیشینه ی پژوهش های طنز می پردازیم :
2-1-2طنز در یونان باستان :
افلاطون :
افلاطون ، طنز را یک احساس ترکیبی برا ی روح می داند ، آمیخته ای از لذت و درد. (Piddington,1933:152-221)
متن زیر از فیلبوث6 نظر افلاطون را کمی روشن تر می کند. افلاطون به نقل از سقراط می نویسد :
“این طور به نظر می رسد که زمانی که به حرکت مسخره ای از دوستمان می خندیم ، لذتی را با درد همراه کرده ایم ، زمانی که ما آن را با رشک ورزیدن می آمیزیم و از آنجا که ما همه اتفاق نظر داریم که رشک ورزیدن دردی است برای روح وخنده احساسی است از سرلذت، پس این دو همزمان برای رخدادی صورت پذیرفته اند.” ( Attardo,1994:18)
در فیلبوث ، افلاطون نظر خود را درباره ی مفهوم “خوب “این گونه ارائه می دهد ، که مفهومی است ، ترکیبی و به دور از هر گونه افراط. متونی که درباره ی طنز وجود دارند ، از احساسات گوناگونی نظیر عصبانیت و سرخوردگی سخن گفته اند. افلاطون طنز را در مقوله ی مسخرگی قرار می دهد. بی شک مسخرگی از نگاه افلاطون به دنیای اهریمنی مربوط می شود. افلاطون در کتاب جمهوری،خنده را در فهرست اعمالی قرارمی دهد که از طرف جامعه مردود واقع می گردد چرا که نوعی شکست روح به شمارمی آید .(Attardo,1994:19)
کیت اشپیگل7 (1972) معتقد است که افکار افلاطون پیش نمونه ای از نظریه ی دو گانی8 می باشد . براساس این نظریه طنز از دریافت دو احساس متقابل پدید می آید .(Keith-Spiegel,1972)
ارسطو :
اثر اصلی ارسطو در حوزه ی کمدی کتاب بوطیقا9 است .ارسطو می گوید : کمدی تقلیدی است فرومایه از انسان ، فرومایه یا بد ، نه به خاطر هرگونه خطایی ، بلکه به این دلیل فرومایه که به نوعی مسخرگی است که زشت می باشد .مسخرگی چیزی اشتباه یعنی امری نافرم و بد شکل است که هیچ ضرر و دردی ندارد ، مثلا ماسکی که ما را به خنده وا می دارد یک چیزی است که زشت است و هم اینکه از شکل طبیعی دور است که در عین حال هیچ ضرری ندارد. ( Attardo,1994:14-60)
تعریف ارسطو همانند افلاطون به نوعی نگرش برتری جویی است . در تعریف ارسطو می توان رد پای تاثیرات تفکر افلاطونی را دنبال کرد که طنز را در قالب زشتی مجسم می کند و اینکه بر بی ضرری خنده تاکید می کند. (Ibid)
ارسطو برخلاف افلاطون به موضوع خنده از زاویه ای مثبت نگاه کرده است . وی تنها خنده های افراطی را مردود می داند . او به جنبه های کاربردی طنز می پردازد . او در یک متن کوچک نقل شده در کتاب بوطیقا به اولین تحلیل مکانیسم طنز پرداخته و آنچنان که مورل10 می گوید ، پایه ی نظریه ی عدم تجانس است .(Morreall,1987:14)
تئوفراستوس11 :
نقش تئوفراستوس در نظریه ی طنز ، نقشی اساسی است زیرا اسم او با معرفی ” کمدی بودن یک شخصیت ” در ارتباط است که یکی از پایه های اصلی نظریه دراماتیک بوده است .هرچند او به وضوح ازارسطو الهام گرفته ولی تئوفراستوس برخی از نکات را برای اولین بار مطرح کرده است . مثل ادعای اینکه کمدی تخیلی است ، برخلاف ارسطو که اعتقاد داشت کمدی حتما باید واقعی باشد. (Ritchie,2004:15)
مسئله تراکتتوس12:
از آنجاکه کتاب دوم بوطیقای ارسطو گم شده است ، به نظر می رسد ، این کتاب خلاصه ی افکار ارسطو در زمینه ی کمدی باشد .مسئله تراکتتوس یک متن کوتاه یونانی است که بیشتر شامل توضیحات کمدی ارسطویی است. نکته جالب در این کتاب تقسیم بندی انواع طنز است . در جایی از این کتاب آمده است خنده از دو مرجع ساخته می شود : یکی واژه ها و دیگری اعمال. (Janko,1984:25)
این دو مرجع را به سخن و عمل تعبیر می کند که می توان آنها را طنز کلامی و طنزارجاعی اطلاق کرد در کتاب مذکور طنز کلامی به صورت زیر تقسیم می شود یعنی به یکی از روش های زیر تولید می شود: (Ibid:70)
همنامی ، هم معنایی ، تکرار، هم ریشگی ، مصغرسازی ،بدساختی عناصر سخن
طنز ارجاعی نیز به صورت زیر تقسیم بندی می شود :
شباهت ،فریب،ناممکن ها، ممکن ها اما خارج از نظم واقعی ،غیرمنتظره ها ، رقص ها مبتذل ،زمانی که می توان بهتر را انتخاب کرد اما بدتر انتخاب شود ، زمانی که گفتمان انسجام خود را از دست می دهد. (Janko,1987:162-167)
2-1-3 تاریخچه ی طنز در فلسفه ی لاتین :
تفکر و فلسفه یونان ، تاثیر عظیمی برفلسفه لاتین در زمینه ی طنز نیز گذاشته است .
سیسرو13:
سیسرو ، مساله ی طنز را در کتاب فن خطابه مورد بحث قرار می دهد. هدف اصلی متن سیسرو ، تعلیم سخنگویان عام است. در این کتاب استرابو یکی از کاراکترهای این دیالوگ ، سخنرانی طولانی در مورد طنز ارائه می دهد.
در این دیالوگ سیسرو 5 مطلب مرتبط به طنز را بررسی می کند.
1. طنز چیست ؟
2. از کجا می آید ؟
3. آیا مناسب است که سخنران از طنز استفاده کند؟
4. به چه میزان باید از طنز استفاده کند؟
5. ژانر طنز چیست ؟ (Attardo,1994:27)
کوئینتیلیان :
نظرات کوئینتیلیان در مورد طنز در آثار متفاوتی پراکنده است . از جمله در قسمت سوم جلد ششم اوراتوریا به موضوع طنز پرداخته است . در واقع نظرات کوئینتیلیان و سیسرو در مورد طنز به طور صریح ارائه نشده است بلکه آنها در زیربخش های آداب سخنوری به موضوع طنز پرداخته اند. (Attardo,1994:29)
کوئینتیلیان با تقسیم بندی سه گانه ی خود یعنی طنز مرتبط به دیگران؛ طنزمرتبط به خویشتن ، طنزدر حالت خنثی به درجات مختلف اجتماعی طنز پرداخته است. (Attardo,1994:31)
هوراس14 :
هوراس نوشته ی بخصوصی در مورد طنز ندارد ولی تاثیر او در قرون وسطی و رنسانس شدیدا احساس شده است. متونی که بیشترین تاثیر را در نظریه ی طنز داشته اند آنهایی هستند که هوراس ، به ضرورت مطابقت میان موضوع و فرم پرداخته است. (Attardo,1994:33)
دوناتوس15:
دوناتوس ، دستورنویس قرن 4 پس از میلاد است ، کسی که شهرتش به خاطر آراء دستوری و بلاغتش بوده است . او تفسیرهایی نیز بر کمدی های ترنتیوس16 نوشته است . منابع دوناتوس اغلب لاتین بوده اند و به خصوص از سیسرو تاثیر پذیرفته است .دوناتوس اهمیت خاصی به استفاده از اسامی طنز داده است. دوناتوس یک نظریه پرداز طنز نیست اما تاثیر زیادی بر روی نظریه های طنز و کمدی در دوران قرون وسطی و رنسانس دارد. (Herrick,1950:65-70)
2-1-4 تاریخچه ی طنز در قرون وسطی :
از دیدگاه ، نظریه ی طنز ، قرون وسطی واقعا دوران تاریکی بود زیرا نظریات بسیار کمی در باب طنز وجود داشت . تنها نامی که ارزش ذکر کردن دارد جان تزتزس17(1185-1110) است . او خلاصه ی 92 خطی در خصوص شعر کمدی نگاشته که در آن رد پای اندکی از تفکر ارسطویی دیده می شود و هنگامی که او این اثر را نگاشته اثر بوطیقا تقریبا فراموش شده بود. (Cooper,1922:97-98)
2-1-5 تاریخچه ی طنز در دوره ی رنسانس :
رنسانس با کشف دوباره منشاء های یونانی از جمله بوطیقا شناخته می شود . در سال 1508 آلدوس مانونتیوس18 در ونیز اولین نسخه مدرن متن یونانی بوطیقا را یک دهه پس از ترجمه ی لاتین لورنزو والا19 ، به چاپ رساندکه تاثیر زیادی بر نقد ادبی داشت . (Weinberg,1961:361-371)
نظریه پردازان رنسانس عمدتا به دنبال فرمول بندی دسته ای از قوانین جهت تشخیص میان طنازی های پیش پا افتاده در قرون وسطی و کمدی جدید بودند و کشف دوباره آثار کلاسیک ابزار مناسبی برای این تلاش بود . در نتیجه دو دغدغه ی مجزا با هم ارتباط یافتند : در یک سو علاقه ی تاریخی به آنچه نویسندگان کلاسیک می گفتند ودر سوی دیگر جستجو برای یافتن معیارهایی که توسط آنها کمدی ها را مورد قضاوت قرار دهند. (Attardo,1994:35)
نظریه پردازان ایتالیایی ، اولین هایی بودند که از ایده هایی که توسط ارسطو بیان شده بود برای شرح نظریه ی جدید طنز و کمدی استفاده کردند.( Ibid)
از چهره های برجسته ی دوران رنسانس به این افراد می توان اشاره کرد :
وتره فاوستو20 :
در 1511 ، فاوستو (1550-1480 ) کتابی به نام کتابچه ی کمدی منتشر کرد. این یکی از اولین کتاب هایی است که به بوطیقای ارسطو ارجاع داده است .این کتاب به تمایزات طنز کلامی و طنز ارجاعی نیز پرداخته است.) (Attardo,1994:36
فرانسیسکو روبرتلوس21 :
روبرتولوس(1567-1516 ) در اثر خود به نقد بوطیقای ارسطو پرداخته است و به مرور آثار پیشینیان در باب کمدی از جمله (ارسطو ، سیسرو ، کوئینتیلیان ، هورس و دوناتوس ) می پردازد. (Attardo,1994:36)
نظرهوراس درتطابق میان نوع و موضوع از دغدغه های اصلی روبرتولوس است.او می گوید : از آنجا که گفتمان کمدی ساده است، افکار کمدی نیز باید فروتنانه بوده وبلندپروازانه نباشند. (Ibid:37)
مدیوس22 :
یکی از تحسین برانگیزترین آثار در باب طنز در دوران رنسانس ، کتاب “سخره ” مدیوس است که با موضوع نقدی بر بوطیقای ارسطو در 1550 منتشر شد. هریک (1950 : 41) آن را برحسته ترین اثر در باب طنز در قرن شانزدهم می خواند و پدینگتون (1933 : 55 ) آن را جذاب ترین اثر از دیدگاه روان شناسی در حوزه ی طنز به شمار می آورد . (Attardo,1994:37)
تقسیم بندی و آرای مدیوس به مدل سیسرو بسیار شبیه است با این تفاوت که او در آثارش به خوبی به اثر “شگفتی 23” پرداخته است.(Ibid:38)
گیرولامو موزیو24 :
موزیو (1576-1496) کتاب “هنر شاعری “را در سال 1551 چاپ کرد . نظرات موزیو در باب کمدی همان نظرات هوراس است اما با تاکید خاصی بر عامل تناسب عمل. موزیو به مسائل حول عامل تناسب در استفاده از زبان ایتالیایی علاقه داشت و ادعا کرد که ایتالیایی زبان مناسبی برای کمدی است . (Weinberg,1970:173)
گیلیو سزار اسکالیگر25:
اسکالیگر (1558-1486 ) یک کتاب نقد هفت جلدی در مورد بوطیقا منتشر کرد. منبع اصلی او ارسطو بود هرچند که اسکالیگر آشکارا با ارسطو به مخالفت پرداخت. (Weinberg ,1961:744)
به طور کلی،رویه ی اسکالیگر نسبت به کمدی این است که کمدی باید بدون در نظر گرفتن قوانینی که از خارج ( بافت ) به آن اعمال می شود، سرگرم کننده باشد .( Attardo,1994:39)
تریسینو26:
تریسینو (1550-1478 ) یک رساله شش قسمتی در مورد بوطیقا نوشته است. دو بخش آخر در 1562 پس از مرگ نویسنده به چاپ رسید و از دیدگاه نظریه ی طنز بسیار جال

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید