و”منم ” حالت شعرگونه ایجادشده است .
66) طرف توی کوپه قطار به سمت مشهد می رفته ، به روبروییش میگه : به سلامتی از مشهد برمی گردید؟
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال غلط است .چون فکر می کند کسانی که روبرو هستند دارند از جایی برمی گشتند .
موقعیت : کوپه ی قطار ، مسافر
هدف : تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نداده است .
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و درعین حال دیالوگ ازنوع مونولوگ است .
زبان : معمولی وغیرمرتبط با طنز است .
67) یارو می ره بنگاه مسکن . می گن یه خونه داریم کنار راه آهنه ، صدا زیاده و لی بعد از یک هفته عادت می کنی . میگه : اشکال نداره این یک هفته می رم خونه ی داداشم.
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع استدلال غلط است .چون فرد تشخیص نمی دهدکه باید در آن مکان باشد تا به آن عادت کند .
موقعیت : بنگاه مسکن ، کنار راه آهن ، سرو صدا
هدف : تهی است زیرا هیچ شخص یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و درعین حال دیالوگ است .
زبان : معمولی است ولی در اینجا بدلیل ابهام کاربردشناختی که در عبارت “بعد ازیک هفته عادت می کنی ” وجود دارد فرد فکر می کند تاکید بر مدت زمان یک هفته است و نه اینکه با یک هفته اقامت درآنجا می تواند عادت کند.
68) یارو تلویزیون می خره ، کنترلشو بر می داره ، می بره پیش فروشنده میگه : ما حروم خور نیستیم ، این موبایل توش بود .
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : ازنوع قیاس غلط است.شباهت موجود میان کنترل تلویزیون باموبایل موجب می شود که فرد فکر کند در کارتون تلویزیون موبایل وجود دارد.
موقعیت : مغازه ی تلویزیون فروشی ، موبایل ، کنترل تلویزیون
هدف :تهی است زیرا هیچ شخص یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و دیالوگ از نوع مونولوگ است.
زبان : معمولی وغیرمرتبط با طنزاست.
69) از یارو می پرسن :پارسال روز زن چه کادویی به زنت دادی ؟میگه : بردمش کیش. می گن : ایول بابا! دمت گرم ، خوب حالا امسال چی کار می کنی ؟ میگه : می رم میارمش .
تقابل انگاره : تقابل میان دوست داشتن و نفرت داشتن است .
مکانیسم منطقی : از نوع تبادل نقش است و از از تکنیک ضد اوج استفاده شده است . مخاطب در ابتدا فکر می کند با یک شوهر مهربان سرو کاردارد اما در واقع فرد برای اینکه از دست زن خود راحت شود برای کادوی روز زن او را به کیش برده و گذاشته یکسال آنجا بماند ، تا خودش راحت باشد.
موقعیت : کادوی روی زن ، بردن زن به کیش ، شوهر
هدف : تمام مردانی که می خواهند از دست زنشان خلاص شوند.
شیوه ی روایت : از نوع دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیرمرتبط با طنز است.
70) زنه به شوهرش میگه : من یک پنج دقیقه میرم خونه ی همسایه ، تو هر نیم ساعت یه سری به غذا بزن.
تقابل انگاره : تقابل میان منصفانه با حیله گرانه است .
مکانیسم منطقی : از نوع فرا طنز است زیرا روند استدلال و انتظارات با فریب همراه است .
موقعیت : خانه ، زن و شوهر و رفتن به خانه ی همسایه
هدف : زنها هستند که معمولا مدت ملاقات و صحبتشان با دوستان وهمسایگان بسیار بیش از آنی که ادعا می کنند طول می کشد.
شیوه ی روایت : دیالوگ از نوع مونولوگ است .
زبان : معمولی و غیرمرتبط با طنزاست .
71) یارو جهنمیه از پشت میله ها به بهشتیه میگه : یه لیوان آب خنک بده به من. طرف میگه : نمیشه توهم کارای خوب می کردی تا میومدی بهشت . یارو میگه :باشه فردا صبح که واسه چایی، آب جوش خواستی من می دونم و تو .
تقابل انگاره : تقابل میان واقعی در برابر غیر واقعی است .
مکانیسم منطقی :از نوع استدلال غلط است .چون در بهشت برای بهشتیان همه چیز مهیاست.
موقعیت : جهنم ، بهشت
هدف : تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد .
شیوه ی روایت : از نوع دیالوگ است.
زبان : معمولی وغیرمرتبط با طنز است.
72) یارو خسیسه می میره ، وصیت می کنه رو قبرش می نویسن : من مردم ولی مغازه باز است .
تقابل انگاره : تقابل میان فرد خسیس با فرد دست و دلباز است.
مکانیسم منطقی :از نوع نادیده گرفتن امر مشهود است .
موقعیت : خسیس ، قبر ، مغازه
هدف : افرادخسیس
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی است.
زبان : معمولی وغیرمرتبط با طنز است.
73) سرهنگه داشته امتحان رانندگی می گرفته از یارو می پرسه : اگه یه نفر وسط خیابون بود ، بوق می- زنی یا چراغ ؟ یارو میگه :برف پاک کن جناب سرهنگ . سرهنگ می پرسه : یعنی چی ؟ میگه : یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف.
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی :از نوع استدلال غلط است .
موقعیت : امتحان رانندگی ، افسر ، برف پاک کن زدن
هدف : تهی است هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و همچنین دیالوگ است.
زبان : معمولی وغیرمرتبط با طنز است.
74) تریاکیه کنار خیابون ایستاده بود ، داد می زد : تاکشی ، تاکشی . تاکسیه هفت ، هشت متر جلوتر وای میسته. تریاکیه میگه : لامشب ! اونجا که وایشادی مقشدم بود .
تقابل انگاره : تقابل میان معتاد با فرد غیر معتاد است در واقع می توان اینجا این تقابل را از نوع سریع و آهسته نیز دانست .
مکانیسم منطقی : از نوع اغراق است چون تریاکی بی حال است برای یک مسافت خیلی کوتاه هم تاکسی گرفته است.
موقعیت : خیابان ، تریاکی ، تاکسی گرفتن
هدف : افراد تریاکی
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و دیالوگ از نوع مونولوگ است .
زبان : در اینجا با جایگزینی آوای “ش ” به جای “س” در کلماتی مثل “وایسادی “سعی شده شیوه ی زبانی فرد تریاکی را القا کند.
75) طرف داشته یکی رو بدجوری می زده ، اما مدام داد می زده : کمک !کمک !بهش می گن : بابا تو که داری اینو می زنی ، کمک کمک کردنت چیه دیگه ؟ میگه : آخه این گفته اگر بلندشم لهت می کنم .
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش و احمق است .
مکانیسم منطقی : از نوع واژگونی نقش هاست . چون فردی که در حال حاضرکتک می خورد گفته هنگامی که از زمین بلند شود فردی که او را کتک می زند ، به شدت خواهد زد ، این فرد از هم اکنون به عنوان فردی که کتک می خورد درخواست کمک می کند.
موقعیت : خیابان ، دعوا کردن ، طرفین دعوا
هدف : تهی زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی است و همچنین دیالوگ است .
زبان : معمولی وغیرمرتبط با طنز است.
76) بچه به باباش میگه : بابا یادته به من گفتی معدلت بیست بشه ،بهت 20 هزار تومان می دم . باباش میگه : آره . بچه میگه : پس الان 8 هزارتومان بده .
تقابل انگاره : تقابل میان منطقی وغیر منطقی است .
مکانیسم منطقی :ازنوع حلقه ی گمشده است چون پدر قول داده اگر معدل بچه 20 شود 20 هزارتومان به او خواهد داد پس حالا که بچه می گوید پدر باید 8 هزارتومان به او بدهد ، به این نتیجه می رسیم که معدل بچه 8 شده است . هرچندکه این مطلب در خود جک ذکرنشده است . همچنین در اینجا با مکانیسم نسبت نیز روبرو هستیم زیرا بیست هزار تومان به معدل بیست و هشت هزارتومان به معدل هشت تعلق می گیرد.
موقعیت : خانه ، پدر ، فرزند ، جایزه برای معدل
هدف : هدف تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : از نوع دیالوگ است.
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است .
77) از طرف می پرسن : چند تا بچه داری؟ چهارتا از انگشتاشو نشون می ده ، میگه : 3 تا. بهش می گن : این که چهارتاست . طرف انگشت کوچیکشو نشون می ده میگه : این بچه ی همسایمونه ولی همیشه خونه ی ماست.
تقابل انگاره : تقابل میان غیرمنطقی با منطقی است .
مکانیسم منطقی : از نوع نسبت است .انگشتان دیگر برای نشان دادن تعداد بچه های خودش وکوچکترین انگشت برای نشان دادن بچه ی همسایه که همیشه خانه ی آنهاست .
موقعیت : تعداد بچه ، انگشت ، فرد سوال شونده
هدف : هدف تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت :توصیفی ازنوع داستانی و همچنین دیالوگ است .
زبان : معمولی و غیر مرتبط با طنز است.
78) تمساحه می ره گدایی ، میگه : به من بدبخت مارمولک کمک کنید .
تقابل انگاره : تقابل ازنوع قوی با ضعیف است .
مکانیسم منطقی :از نوع تبادل نقش است . چون تمساح در هنگام گدایی باید خود را ضعیف و بیچاره نشان دهد ، می گوید که مارمولک است .
موقعیت : تمساح ، مارمولک ، گدایی
هدف : تمام کسانی که در هنگام گدایی خود را خفیف و خوار می کنند.
شیوه ی روایت : توصیفی ازنوع داستانی و دیالوگ از نوع مونولوگ است .
زبان : معمولی و غیرمرتبط با طنز است .
79) تریاکیه پیغام گیر می خره ، پیغامشو می ذاره : هشتم …. ولی خشتم .
تقابل انگاره : تقابل میان معتاد با غیرمعتاد است و یا به عبارتی دیگر همان تقابل فرد بی حال با سرحال است.
مکانیسم منطقی :ازنوع استدلال صحیح است .چون فرد تریاکی بی حال است پس خسته است ونمی – تواند پاسخ تلفن را بدهد.
موقعیت : تریاکی ، پیغام گیر
هدف : افراد تریاکی
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و دیالوگ از نوع مونولوگ است .
زبان : در اینجا با به کاربردن آوای “ش” به جای آوای “س” در کلماتی چون “هستم “، سعی شده نوع گویش فرد تریاکی القا شود و همچنین وجود دو کلمه ی هم قافیه ی “هشتم “و “خشتم “حالتی شعرگونه به جک داده است .
80) بچه به مامانش میگه : مامان ! امروز تو اتاق انتظار، بابام ازم خواست از جام بلندشم و جامو بدم به یه خانمه . مادر میگه : خیلی خوبه که کار خیری کردی پسرم. بچه میگه : ولی آخه مامان ! من رو پای بابام نشسته بودم .
تقابل انگاره : از نوع جنسیت در برابر عدم جنسیت است .
مکانیسم منطقی : ازنوع حلقه ی گمشده است .چون در ابتدا مادرکار بچه را تحسین می کند و هیچ مورد مشکوکی وجود ندارد و جا دادن به یک زن نیز غیرعادی نیست تا اینکه بچه ابراز می کند که در بغل پدرش نشسته بوده است و این نتیجه گرفته می شود که آن خانم هم در بغل پدر نشسته است. هرچند که در جک این مطلب ابراز نمی شود.
موقعیت : اتاق انتظار، بچه ، پدر ، مادر، زن ناشناس ، نشستن روی پای پدر
هدف : هدف تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : دیالوگ است.
زبان : معمولی و غیرمرتبط با طنز است.
81) واسه خسیسه مهمون می یاد به مهمونش میگه : آقا مرغ هستش ، بگم تخم کنه .
تقابل انگاره : تقابل میان خسیس و دست ودلباز است .
مکانیسم منطقی : از نوع اغراق است .
موقعیت : خانه ، مهمان ، میزبان ، مرغ و تخم مرغ
هدف : افراد خسیس
شیوه ی روایت : توصیفی از نوع داستانی و دیالوگ از نوع مونولوگ است .
زبان : معمولی وغیر مرتبط با طنز است .
82) از یارو می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری ؟ میگه : می ذارمش لای نون ، سیخشو می کشم بیرون .
تقابل انگاره : تقابل میان باهوش با احمق است .
مکانیسم منطقی : ازنوع قیاس غلط است . چون کباب را لای نان می گذارند و سیخش را بیرون می کشند ، فرد با یک قیاس غلط بستنی کیم را هم که چوب دارد و شبیه سیخ آن است مثل کباب می خورد.
موقعیت : بستنی خوردن
هدف : هدف تهی است زیرا هیچ فرد یا گروهی را مورد استهزا قرار نمی دهد.
شیوه ی روایت : دیالوگ است.
زبان : بین کلمات “نون” و “بیرون” قافیه وجود دارد که حالتی شعرگونه به جک می دهد.
83) یه روز سه تا دیوونه را می اندازن تویه اتاق دوتاشون می رقصن ، یکیشون نشسته هی میگه : سبز ،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید