قشری باشند که آن‌ها تربیت کنند جامعه را، و شیر زنان و شیر مردانی به جامعه تقدیم کنند».
«از اول بنابراین بود که نگذارند انسان درست بشود، که مبادا این‌ها منافعشان از دستشان برود. آن‌که می‏تواند منافع را از دست این‌ها ببرد انسان است. انسانی که می‏تواند منافع این‌ها را به باد فنا بدهد آن در دامن فضیلت مادرها تربیت می‏شود. از اینجا شروع می‏شود. مادر و مادر بودن و اولاد تربیت کردن بزرگ‌ترین خدمتی است که انسان به انسان می‏کند. این را کوچکش کردند. این را منحطش کردند. این خیانت را به جامعۀ ما کردند. مادر بودن را در نظر مادرها منحط کردند. در صورتی که اشرف کارها در عالم مادر بودن است و تربیت اولاد. همۀ منافع کشور ما از دامن شما مادرها تأمین می‏شود. و این‌ها نمی‏خواستند بشود…شماها پیش بردید این نهضت را. شماها هستید که می‏توانید مملکت را نجات بدهید با تربیت اولاد. تربیت اولاد را پیش شما کوچک کردند. تربیت اولاد بالاترین چیزی است که در همۀ جوامع از همۀ شغل‌ها بالاتر است. هیچ شغلی به شرافت مادری نیست. و این‌ها منحط کردند این را. این خیانت بزرگی است که به ما کردند، و به ملت ما کردند. مادرها را منصرف کردند از بچه‏داری … بچه‏داری را یک چیز منحطی حساب کردند؛ در صورتی که از دامن همین مادرها مالک اشتر پیدا می‏شود. از دامن همین مادرها حسین بن علی پیدا می‏شود. از دامن همین مادرها اشخاص بزرگ پیدا می‏شوند که یک ملت را نجات می‏دهند. این‌ها این را منحطش کردند. شما را به یک صورتی می‏خواهند حفظ کنند. مادرها را اگر بتوانند به صورت عروسک در آورند. عروسک! که هیچ کار نداشته باشد به سرنوشت ملت خودش. هیچ کاری به این نداشته باشد که سرنوشت این ملت باید چه بشود، و من چه نقشی دارم در سرنوشت این ملت».
ایشان در جمع گروهی از بانوان دارالمؤمنین ساری به سهم زنان در نهضت و نیز پرورش فرزندان اشاره کرده فرمودند:
«شماها که در زمان خود بزرگان را می‏پرورانید؛ شما که وظیفه مادری دارید و این بزرگ‌ترین وظیفه است که اسلام به آن احترام گذاشته است؛ مادرانی که فرزندانی تربیت می‏کنند که آتیه ملت را حفظ می‏کند. شما ـ مادران ـ خودتان در این نهضت شریک بودید؛ و بانوان شریک هستند در این نهضت و در این مبارزه. الآن هم شریک هستند. ما از این به بعد هم محتاج به وجود شما هستیم. و مباهات می‏کنیم به وجود شما که در راه اسلام آن‌طور با تصمیم و عزم راسخ همراهی کردید با اسلام و مسلمین. خداوند شماها را حفظ کند. و من از شما تشکر می‏کنم و به شما دعا می‏کنم».

امام هم‌چنین در حضور جمعی از بانوان قم خطاب به زنان فرمودند:
«تهذیب کنید بچه‏های خودتان را؛ تربیت کنید، تربیت‌های اسلامی. اسلام از شما این معنا را می‏خواهد که بچه‏های خودتان را در دامن‌های خودتان مهذب کنید؛ و دامن خودتان را منوّر کنید به نور این بچه‏های اسلامی که این‌ها فرزندان اسلامند و بعد از این، مقدرات اسلام و مملکت خودتان به دست آن‌هاست. من از شما تشکر می‏کنم از این‌که در نهضت ما کوتاهی نکردید و هم‌دوش با مردها قیام کردید، و از این‌که کمک به مستمندان نمودید. خداوند به شما سعادت و سلامت در دو دنیا عنایت کند».
ایشان شرافت مادری را ارج می‌نهادند و مسئولیت آنان را یادآور می‌شدند:
«بانوان محترم! مسئولید همه؛ مسئولیم همه. شما مسئول تربیت اولاد هستید؛ شما مسئولید که در دامن‌های خودتان اولاد متقی بار بیاورید، تربیت کنید، به جامعه تحویل بدهید. همه مسئول هستیم که اولاد را تربیت کنیم؛ لکن در دامن شما بهتر تربیت می‏شوند. دامن مادر بهترین مکتبی است از برای اولاد. مسئولیت دارید نسبت به فرزندان خود، مسئولیت دارید نسبت به کشور خودتان. و شما می‏توانید بچه‏هایی تربیت کنید که یک کشور را آباد کنند. شما می‏توانید بچه‏هایی را تربیت کنید که حفاظت از انبیا بکنند؛ حفاظت از آمال انبیا بکنند. شما هم خود حافظ باید باشید و هم نگهبان درست کنید. نگهبان، اولاد شما هستند؛ آن‌ها را تربیت کنید. خانه‏های شما باید خانۀ تربیت اولاد باشد. منزل علماست منزل شما؛ و منزل تربیت علمی، تربیت دینی، تهذیب اخلاق. توجه به سرنوشت این‌ها بر عهدۀ پدران است و بر عهدۀ مادرها. مادرها بیشتر مسئول هستند؛ و مادرها اشرف هستند. شرافت مادری از شرافت پدری بیشتر است. تأثیر مادر هم در روحیه اطفال از تأثیر پدر بیشتر است».
«شما خانمها شرف مادری دارید، که در این شرف از مردها جلو هستید؛ و مسئولیت تربیت بچه در دامن خودتان دارید. اول مدرسه‏ای که بچه دارد، دامن مادر است. مادرِ خوب، بچۀ خوب تربیت می‏کند؛ و خدای نخواسته، اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان توی دامن مادر، منحرف بیرون می‏آید. و چون بچه‏هل آن علاقه‏ای که به مادر دارند به هیچ کس ندارند، و در دامن مادر که هستند تمام …آرزوهایی که دارند خلاصه می‏شود در مادر و همه چیز را در مادر می‏بینند، حرف مادر، خُلق مادر، عمل مادر، در بچه‏ها اثر دارد. لامحاله یک بچه در دامن مادر ـ که اول کلاس است ـ این دامن اگر یک دامن طاهر پاکیزۀ مهذب باشد، بچه از همین اول که دارد رشد می‏کند، با آن اخلاق صحیح و با آن تهذیب نفس و با آن عمل خوب رشد می‏کند. بچه وقتی در دامن مادرش هست، می‏بیند مادر اخلاق خوش دارد، اعمال صحیح دارد، گفتار خوش دارد، این بچه از همان جا اعمالش و گفتارش به تقلید از مادر ـ که از همۀ تقلیدها بالاتر است ـ و به تزریق مادر ـ که از همۀ تزریق‌ها مؤثرتر است ـ تربیت می‏شود.شما این مسئولیت بزرگ را دارید که باید بچه‏های خودتان را که نوزاد هستند، و نفوسشان … تربیت را زود قبول می‏کند، خوب و بد را زود قبول می‏کند، شما از اول که این بچه‏ها در دامان شما بزرگ می‏شوند، مسئول افعال و اعمال آن‌ها هم شما هستید. همان طوری که اگر یک بچۀ خوب تربیت کنید ممکن است که سعادت یک ملت را همان یک بچه تأمین کند، اگر یک بچۀ بد هم ـ خدای نخواسته ـ در دامن شما بزرگ بشود، ممکن است که یک فساد در جامعه پیدا بشود. گمان نکنید که یک بچه است؛ یک بچه گاهی وقت‌ها در جامعه، وقتی که وارد شد، در رأس جامعه واقع می‏شود، و محتمل است که بچۀ یک فقیر، یک‌وقت در رأس جامعه واقع بشود. اگر این بچه‏ای که شما تربیت کردید یک تربیت صحیح باشد و آن‌وقت آن بچه در رأس جامعه واقع بشود، یک ملت را سعادتمند می‏کند؛ و آن شرفش مال شماست؛ یعنی شما این سعادت را برای یک ملت بیمه کردید. و اگر خدای نخواسته به عکس باشد: یک بچه‏ای در[دامن] مادر تربیتش تربیت اسلامی نباشد، تربیت انسانی نباشد، انحراف داشته باشد، این ممکن است که بعدها یک جامعه را به فساد بکشد. خیال نکنید یک آدم است. گاهی یک آدم، یک ده را خراب می‏کند؛ گاهی یک آدم یک شهرستان را خراب می‏کند؛ گاهی یک مملکت را خراب می‏کند. رسالت مادری و معلمی این تربیت هم از دامن شما خانم‌ها باید شروع بشود. از دامن شما باید این مطلب شروع بشود که بچه‏ها را تربیت کنید، یک تربیت صحیح اسلامی. به اینکه خودتان وقتی بچه در دامنتان هست، همراهتان هست، همۀ چشم و گوشش به فعل و قول شماست، از شما دروغ نشنود بعد دروغ‌گو درآید از کار. اگر این دید مادر دروغ می‏گوید، بعد هم دید پدر دروغ می‏گوید، این دروغ‌گو می‏شود. اگر دید مادر آدم صحیحی است، پدر آدم صحیحی است، این صحیح بار می‏آید. این صحیح که بار آمد، شما تحویل مدرسه می‏دهید. اگر معلم یک معلم صحیحی باشد، از مدرسه این افراد صحیح بیرون می‏آیند؛ و یک جامعه صحیح می‏شود. و تأکید داشتند که: «دامن مادر بزرگ‌ترین مدرسه‏ای است که بچه در آن‌جا تربیت می‏شود. آن‌چه که بچه از مادر می‏شنود غیر از آن چیزی است که از معلم می‏شنود. بچه از مادر بهتر می‏شنود تا از معلم. در دامن مادر بهتر تربیت می‏شود تا در جوار پدر؛ تا در جوار معلم. این یک وظیفۀ انسانی است، یک وظیفۀ الهی است، یک امر شریف است؛ انسان درست کردن است».
امام خمینی وظیفۀ مادران را در راستای وظیفۀ انبیا می‌دانستند؛
«انبیا آمده‏اند که انسان درست کنند، انبیا مأمورند که افراد راـ افرادی که بشر هستند و از همین
با حیوانات فرق ندارندـ آمده‏اند که این‌ها را انسان کنند؛ تزکیه کنند، مزکی کنند؛ پاکیزه کنند. شغل انبیا همین است و باید شغل مادرها همین باشد نسبت به بچه‏هایی که در دامنشان هست. بچه‏ها را از آن اول که در دامنشان هست تزکیه کنند. آن‌ها با اخلاق خوب، با اعمال خوب در آنجا بچه‏ها بهتر تربیت می‏شوند. در دامن مادر، بچه‏ها بهتر تربیت می‏شوند تا در پیش استاد. آن علاقه‏ای که بچه به مادر دارد به هیچ کس ندارد. و آن چیزی که در بچگی از مادر می‏شنود یا می‏بیند، آن نقش می‏بندد در قلبش؛ و تا آخر همراهش هست. مادرها باید توجه به این معنا بکنند که این بچه‏ها را خوب تربیت کنند، مزکّی تربیت کنند؛ یک مدرسۀ علمی ـ ایمانی باشد دامن‌هایشان، و این یک مطلب بسیار بزرگی است که از مادرها می‏آید. و از کس دیگر نمی‏آید. آن‌قدری که بچه از مادر چیز می‏شنود از پدر نمی‏شنود. آن‌قدری که اخلاق مادر تأثیر دارد در بچۀ کوچولوی نورس و به او منتقل می‏شود از دیگران نمی‏شود، مادرها مبدأ خیراتند و اگر خدای نخواسته مادری باشد که بچه را بد تربیت کند، مبدأ شرورند».
هم‌چنین ایشان بر تأثیر تربیت مادر اشاره کرده و نجات و هلاکت یک امت را در گرو تربیت درست مادران می‌دانستند و برای آن ارزشی برابر با شغل انبیاء قائل بودند:
«یک مادر ممکن است که بچه را تربیت کند و خوب تربیت کند، و آن یک بچه یک امت را نجات بدهد و ممکن است که بد تربیت کند و موجب هلاکت یک امت بشود…مادر یک شغلی دارد که همان شغل انبیاست، این شغل بزرگ انبیا را در نظر مادرها کوچک کردند. این‌که اصلاً انبیا آمده‏اند، خدای تبارک و تعالی منت گذاشته است بر مردم به این‌که پیغمبر فرستاده است از خود مردم، تا این‌که تزکیه بکند بچه‏های مردم را. شغل انبیا این است که مردم را تزکیه بکنند، آدم بکنند، این همینی است که مادر باید بکند، همینی است که معلم باید بکند، همینی است که دانشگاه‌ها باید بکنند، از دامن مادر شروع می‏شود، تا برود به مدارس و به دانشگاه‌ها و به جاهای دیگر. چنان‏چه از دامن مادر که شروع شد خوب شروع شد، بچه را خوب تربیت کردند، آنکه تحویل داد به دبستان خوب تربیت کرد. آن‌که تحویل داد به دبیرستان آنجا هم همین‏طور، آن‌که به دانشگاه یا به مدارس علمی دیگر آن‌ها هم خوب، یک‌وقت در یک برهه از زمان می‏بینید که جوان‌ها همه خوب از کار در می‏آیند؛ یک مملکت را به خوبی می‏کشند».
جمع بندی
با توجه به آن‌چه که در دسته بندی‌های صاحب نظران در حوزه زنان در گستره کشورهای اسلامی و علی‌الخصوص ایران اسلامی گذشت گفته شد امام خمینی از جمله اجتهاد گرایانی بود که در این حوزه جای می‌گرفت و همین اساس و شالوده فکری در سخنرانی‌ها و دیدگاه ایشان در رابطه با زنان انعکاس یافته است به گونه‌ای که ایشان برای زن در هر دو حوزه عمومی و خصوصی جای‏گاه و پایگاه ویژه‌ای را قائل بودند. از نظر ایشان مادری نقش مهمی برای یک زن محسوب می‌شود ولی نباید زن را در قالب این نقش محدود کرد.
از نظر ایشان زن یک انسان است و دارای همه حقوق و تکالیفی است که بر یک انسان حمل می‌شود و نقش مادری نباید مانعی برای فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی یک زن گردد. از نظر ایشان زن باید در همه ابعاد با رعایت عفت حضوری فعال داشته باشد و همان طور که در جریان انقلاب حضوری پرشور داشتند باید بعد از آن نیز حاضر و آماده باشند. از نظر امام خمینی زن حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را دارد و از این حیث تفاوتی میان مرد و زن وجود ندارد و این دو قشر در همه‌ی شئون زندگی برابر و یکسان هستند و یکی را بر دیگری برتری نیست و این همان چیزی است که مد نظر اسلام و حکومت اسلامی نیز می‌باشد و اگرچه نقش مادری نگرش غالب ایشان بوده ولی دلیلی بر عدم حضور زنان در سایر حوزه‌های عمومی از جمله اشتغال، جهاد، سیاست، آموزش و… نیز نمی‌دیدند. همچنین امام خمینی به عنوان یک اجتهاد گرا که مقید به اجتهادی پویا بوده و بر مقتضیات زمانی و مکانی به عنوان عناصر مهم این گرایش فکری در همه عرصه‌ها از جمله در مسائل مرتبط با زنان و بانوان تاکید داشته و سعی داشتند با تکیه بر این عناصر، زنان و حقوق و مسئولیت‌هایشان را معنایی متناسب با نیازهای روز جامعه اسلامی بخشند.

فصل دوم:
جای‏گاه زن در قانون اساسی

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

درآمد
به عقیده بسیاری از حقوق‌دانان «حقوق زن همان حقوق بشر است»، معنای این جمله آن است که حقوق زن از حقوق بشر تفکیک‌ناپذیر است و مهم‌ترین شاخص، جهت بررسی وضعیت حقوق بشر در یک کشور، مطالعه وضعیت حقوق زنان در آن کشور است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب همه پرسی مورخ 11 و 12 آذرماه 1358، و مصوبات شورای بازنگری قانون اساسی مصوب همه پرسی 6 مرداد 1368 می‌باشد که در واقع، مبین نهادهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه ایران بر اساس اصول و ضوابط اسلامی است و شامل 177 اصل است که روحانیون مجلس خبرگان تدوین نموده‌اند.
در مقدمه قانون اساسی، «نیروهای انسانی که تاکنون در خدمت استثمار همه جانبه خارجی بودند، هویت اصلی و حقوق انسانی خود را باز می‌یابند و در این بازیابی طبیعی است که زنان به دلیل ستم بیشتری که تاکنون از نظام طاغوتی متحمل شده‌اند، استیفای حقوق آنان بیشتر خواهد بود. خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسانی است و توافق عقیدتی و آرمانی در تشکیل خانواده که زمینه ساز اصلی حرکت تعاملی و رشد یابنده انسان است، اصلی اساسی بوده و فراهم کردن امکانات جهت نیل به این مقصود از وظایف حکومت اسلامی است». زن در چنین برداشتی از واحد خانواده، از حالت «شیء بودن» و یا ابراز کار بودن در خدمت اشاعه مصرف زدگی و استثمار خارج شده و ضمن بازیافتن وظیفه خطیر و پرارج مادری، پرورش انسان‌های مکتبی، پیشاهنگ و همرزم مردان در میدان‌های فعال حیات
بوده و در نتیجه، پذیرای مسئولیتی خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والا خواهد بود.
در این بخش از کار ابتدا کلیه اصول قانون اساسی را مورد بررسی قرار داده و اصولی که در آن‌ها زن حقوقی برابر و مساوی با مردان دارد و حقوقی که در آن‌ها نسبت به زن تبعیض روا داشته شده و نیز حقوقی که متناسب با نقش زن به او اعطا شده تفکیک می‌گردد و سپس حقوق زن محور را بر مبنای همان دو نگرش و دیدگاه تقسیم بندی خواهیم کرد تا در نهایت ببینیم کدامین نگرش، نگرش غالبی در قانون اساسی نسبت به زن می‌باشد و در نهایت نتایج به دست آمده را با دیدگاه امام خمینی تطبیق خواهیم داد تا ببینیم آیا آن‌چه که مدنظر رهبر انقلاب بوده است، در این قوانین منعکس شده است؟ و آیا این قانون همه آن چیزی است که امام در نظر داشتند نسبت به زنان در یک جامعه اسلامی اعطاء گردد؟
گفتار نخست: مواد تساوی‌گرای هویتی در قانون اساسی
قانون اساسی در اصول متعدد به مساله تساوی حقوق زن و مرد پرداخته و دولت را مسئول تامین حقوق همه جانبه افراد اعم از زن و مرد، ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون می‌داند و هرگونه تبعیض و عدم تساوی بر مبنای جنسیت را که در واقع،
ایجاد کننده زمینه بروز خشونت با تمام اشکالش علیه زنان می‌باشد نفی می‌کند.
تبعیض علیه زنان، بر اساس ماده یک «کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان» مصوب 1979، بدین گونه تعریف شده است: «هرگونه تمایز، استثناء (محرومیت) یا محدودیت بر اساس جنسیت که نتیجه یا هدف آن خدشه دار کردن یا لغو شناسایی، بهره مندی یا اعمال حقوق بشر و آزادی‌های اساسی در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و یا هر زمینه دیگر توسط زنان صرف نظر از وضعیت


دیدگاهتان را بنویسید