می کند فعال کنند.(همان منبع،ص۱۵۶)
بر اساس نظر بروکا آسیب انحصاری به ناحیه بروکا باید تولید گفتار را بدون نقایص در فهم گفتار،مختل کند.کسی که دچار آسیب در ناحیه بروکا باشد،زبان بیانی او مختل می شود که به این نوع اختلال زبان،زبان پریشی بروکا یا زبان پریشی بیانی می گویند.(علی پور،۱۳۸۴،ص۱۲۲)
پردازش غیرکلامی:
نیمکره راست در پردازش اطلاعات غیرکلامی مثل ادراک فضایی،بازشناسی بصری و هیجان غالب تر است برای مثال وقتی در حال پردازش اطلاعات مربوط به صورت آدم ها هستیم،بیشتر نیمکره راست دخالت دارند.
در کل نیمکره های چپ(مثلاً وقتی پردازش برخی اطلاعات کلامی) و راست(مثلاً پردازش برخی اطلاعات غیرکلامی) تا حدودی اختصاصی هستند ولی در بسیاری از کارهای پیچیده انسانی هر دو نیمکره به صورت یکپارچه عمل می کنند.(سانتراک،۱۳۸۳،ص۱۵۹)

اصول یادگیری زبان۲۸ :
۱)آمادگی بدنی:توانایی تکلم به نضج مکانیزم های گفتار بستگی دارد.هنگام تولد مجرای دهان کوچک کام و سقف دهان،پهن و زبان برای حفره بزرگ است و تا آنها نضج نکنند و به شکل طبیعی در نیایند و اعصاب و عضلات نمو نکنند مکانیزم های آوایی نمی توانند صداهای لازم کلمات را تولید کنند.
۲)آمادگی ذهنی۲۹: آمادگی ذهنی برای تکلم و نضج مغز،به ویژه جنبه های مربوط به مغز بستگی دارد این آمادگی معمولاً در بین ۱۸ و ۱۲ ماهگی پیدا می شود که «لحظه آموزش پذیری» در رشد و تکامل گویایی است.(شعاری نژاد،۱۳۸۶،ص۱۰۵)
۳)سرمشق خوب برای تقلید۳۰ : کودکان برای اینکه تلفظ درست کلمات را یاد بگیرند،و بعداً بتوانند آنها را در جمله های درست ترکیب کنند باید سرمشق یا الگوی خوبی برای تقلید داشته باشند این سرمشق ممکن است،اطرافیان،گویندگان رادیو و تلویزیون یا بازیگران فیلم ها باشند نبدودن سرمشق خوب طبعاً یادگیری تکلم را دشوار خواهد ساخت و نتیجه اش این خواهد شد که کودک در سطح پایین تر از استعدادهای نهایی(بالقوه) خود بماند.(هیئت مؤلفان،ص۲۰۹)
۴)فرصتهای تمرین۳۱: وجود فرصتهای تمرین تکلم از عوامل ضروری رشد گویایی است که محرومیت از آنها،به هر دلیل،باعث ناکامی کودک در اظهار افکار و عواطفش خواهد شد.
۵)فرصتهای یادگیری: قبلاً هم گفتیم که نضج یا رشد یادگیری شرط اساسی است ولی کافی نیست بلکه کودک باید به یادگیری برانگیخته شده باشد هر گاه کودک کشف کند که اشیاء مورد علاقه اش را بدون درخواست به دست آورد یا با داد و فریاد و اشارات بدنی به هدفهایش برسد طبعاً به یادگیری تکلم تلاش نخواهد کرد.(شعاری نژاد،۱۳۸۶،ص۱۰۶)
نظریه های فراگیری زبان
به رغم پیشرفتهایی در این زمینه،همیشه تلاش می شود که یادگیری و تحول زبان در کودکان تشریح شود.آیا زبان محصول فرایند یادگیری است یا به آمادگی قبلی توارثی وابسته است؟ این سؤالات،به تداوم تضاد دیرین بین توارث و محیط کمک می کند.طرفداران نظریه یادگیری،که به عقیده آنها ساختهای ذهنی آموخته می شود،و طرفداران توارث،که به ارثی بودن این ساختها معتقدند،با تمام قدرت و تعصب با یکدیگر مخالفت می کنند.(برک،ترجمه: سید محمدیف۱۳۸۸،جلد اول،ص۲۰۳)
۱-نظریه یادگیری۳۲ :
در نیمه اول قرن حاضر،نظریه یادگیری بر تحقیقات و اندیشه روان شناسی آمریکا حاکم شد نظریه پردازان یادگیری،مکانیزم های اصلی دخیل در فراگیری و تغییر بسیاری از رفتارها از جمله زبان را،تقلید از سرمشق و نیز عامل تقویت(پاداش) می دانستند.در نظریه یادگیری،همان گونه که پیشتر گفتیم عامل مؤثر در رشد و «تربیت» است نه «طبیعت» تا حدودی به همین دلیل،نظریه یادگیری بیشتر به تبیین عملکرد زبان می پردازند(تولید گفتار) تا توانشهای زیربنایی مربوط به درک زبان.برای مثال،بر طبق نظریه یادگیری علت اینکه کودکان از غان وغون کردن به گفتن کلمات می رسند این است که والدین یا دیگران به کودک در برابر تولید آواهایی که شبیه به کلمات است پاداش می دهند.از این رو کلمات در آوا سازیهای کودک بارز می شود.به همین ترتیب کودکان می آموزند که طبق قواعد دستور زبان سخن بگویند،زیرا هنگامی که جملات را درست می گویند تقویت می شوند و وقتی که از قواعد دستوری پیروی نمی کنند تقویت نمی شوند خلاصه آنکه نظریه پردازان یادگیری معتقدند که کودکان به گونه ای حرف می زنند که کم کم به حرف زدن بزرگسالان شبیه می شود.زیرا این رفتار را تقویت کننده های محیطی شکل می دهند و از آن حمایت می کنند.
نظریه پردازان یادگیری بر تأثیر مشاهده،سرمشق گیری،تقلید در فراگیری زبان تأکید دارند.
آشکار است که کودکان از آنچه از والدینشان می شنوند (سرمشق) تقلید می کنند و از این رو به مجموعه زبان خود کلمات و راههای جدیدترکیب کلمات را می افزایند.کودکان نمی توانند به واژگان و ساخت دستوری زبان خود بدون در دسترس بودن سرمشق تسلط یابند؛کودکان در آمرکا زبان انگلیسی می آموزند و در چین زبان چینی،آنان به گوش کردن به صحبت دیگران درباره زبان خود اطلاعاتی کسب می کنند.(یاسایی،۱۳۸۰،ص۲۶۶)
نظریه ذاتی۳۳ :
نرام چامسکی (۱۹۵۸) زبان شناس،نظریه ذاتی یا فطری نگر را مطرح کرد که به موجب آن مهارت زبان حیرت انگیز کودکان خردسال را به صورتی که در ساختار مغز انسان حک شده است در نظر می گیرد.چامسکی با تمرکز روی دستور زبان،اظهار داشت که قواعد ساختار جمله به قدری پیچیده هستند که حتی کودکان خردسالی که از لحلظ شناختی خبره هستند نمی توانند آنها را مستقیماً یاد بگیرند یا کشف کنند.در عوض او معتقد است که تمام کودکان با وسیله فراگیری زبان به دنیا می آیند،یعنی سیستمی فطری که از مجموعه ای قواعد مشترک در تمام زبان ها تشکیل می شود این سیستم به کودکان امکان می دهد تا صرف نظر از زبانی که می شنوند،به محض اینکه واژه های کافی داشته باشند به صورت قانونمندی زبان را بفهمند و صحبت کنند.(برک،ترجمه: سید محمدی،۱۳۸۸،جلد اول،ص۲۰۴)
آیا کودکان به صورت زیستی برای فراگیری زبان آمادگی دارند؟ به خاطر بیاورید که نوزادان نسبت به صداهای گفتاری بسیار حساس هستند و شنیدن صدای انسان را ترجیح می دهند.به علاوه کودکان در سرتاسر جهان طبق توالی مشابهی به نکات مهم زبان دست می یابند.در ضمن، به نظر می رسد که توانایی تسلط یافتن بر سیستم زبانی که از لحاظ دستوری پیچیده است،منحصر به انسانهاست به طوری که تلاشهای صورت گرفته برای آموزش دادن زبان به پریماتها با موفقیت محدودیت مواجه شده است.حتی بعد از آموزش زیاد،شمبانزه ها (که از نظر سلسله مراتب تکاملی به انسان ها نزدیکتر هستند) فقط بر واژگان اساسی و جمله بندی کوتاه تسلط می یابند.(توماسلو،کال،وهیر،۲۰۰۳)
به علاوه شواهد مربوط به اینکه کودکی دوره حساس فراگیری زبان است با نظر چامسکی درباره برنامه زبان مبتنی بر زیست شناختی هماهنگی است.(همان منبع،ص۲۰۵)
فطری۳۴ یا اکتسابی۳۵ بودن زبان
طرح مسئله فطری یا اکتسابی بودن زبان بسیار رایج و پیش پا افتاده است.تفکری سطحی در این زمینه،ما را به آسانی قانع می کند که زبان نمی تواند انحصاراً فطری یا فقط اکتسابی باشد بلکه هر دو عامل در عین حال در کارند.از سویی این نکته آشکار است که زبان به خودی خود ارثی نیست: برای مثال اگر والدین یک کودک فارسی زبان باشند اما وی در یک محیط انگلیسی زبان پرورش یابد به زبان انگلیسی صحبت خواهد کرد، نه زبان فارسی.از سویی دیگر،بدون وجود دستگاههای آناتومیکی و عصب- فیزیولوژیکی خاصی که جنبه ارثی دارند،فهم،تولید و اکتساب هیچ زبانی حتی در مساعدترین شرایط محیطی- امکان پذیر نیست.ضمن اینکه این دستگاهها نیز نمی توانند بدون کنش وری به حد نهایی رشد یافتگی خود دست یابند.پس زبان در عین حال هم ارثی و هم اکتسابی است.(سانتراک،ترجمه: فیروز بخت،۱۳۸۳،ص۱۹۹)
رشد شناختی۳۶ و یادگیری زبان
روان شناسان علاقمندند آنچه را که در مغز انسان می گذرد مطالعه کنند.آنها توانایی یادگیری انسان را شناخت می نامند.شناخت، به شیوه ادراک،سازماندهی،پردازش و تبدیل اطلاعات مربوط می شود و به طریقی رفتارها را تعیین می کند.شناخت،برخی پدیده ها،از جمله استدلال،تفکر و زبان را در بر می گیرد. و روان شناسان شناختی مخصوصاً علاقمندند ساختها و فرایندهایی از شناخت را مطالعه کنند که تجسم ذهنی رویدادهای اطراف را ممکن می سازد.(همان منبع،ص۱۹۷)
مراحل رشد شناختی پیاژه
پیاژه چهار مرحله عمده را تا رسیدن به قابلیت اندیشیدن در حد بزرگسالان شرح داده است.در جدول (۱-۲) هر مرحله پیش نیاز مرحله بعد است اما سرعت کودکان مختلف در عبور از مراحل گوناگون به استعداد ذاتی آنها و شرایط محیطی آنها بستگی دارد.چهار مرحله پیاژه عبارتند از:
۱-مرحله حسی و حرکتی۳۷
۲-تفکر پیش عملیاتی
۳-عملیات غیر انتزاعی(عینی)
۴-عملیات صوری

سن(سال)
دوره
ویژگی های رشد شناختی
۰تا ۵/۱ (تا ۲)
حسی-حرکتی
به ۶ مرحله تقسیم می شود مشخصات آن عبارتند از:
۱-رفلکس های مادرزادی حسی-حرکتی
۲-واکنش چرخه ای اولیه
۳-واکنش های چرخه ای ثانویه
۴-استفاده از ابزارهای آشنا برای رسیدن به نتیجه
۵-واکنش چرخه ای ثالثیه و کشف از طریق آزمایش فعال
۶-بصیرت و بقای شی
۷-۲
۱۱-۷

۱۱ تا پایان نوجوانی
پیش عملیاتی
عملیات انتزاعی(عینی)

عملیات صوری
تقلید تأخیری،بازی نمادین،تصویر سازی،گرافیک(نقاشی)
تصویر سازی ذهنی و زبان
ثبات مقدار،حجم،وزن،طول زمان بر اساس بازگشت پذیری توسط وارونگی یا تقابل عملیات،گنجاندن در طبقات و ردیف کردن
نظام تلفیقی،که توسط آن متغیرها جدا شده و تمام ترکیبهای احتمالی بررسی می شود.تفکر فرضی-استنتاجی
(کاپلان و ساووک،۱۳۸۷،ص۱۷۸)
نظریه تعامل اجتماعی۳۸ :
بعد عمده ای که نظریه های اکتساب زبان را از یکدیگر متمایز می کند تأکید نسبی بر تواناییهایی است که همراه رسش مغز است و در مقابل آن توانایی و دانشی است که در اصل وابسته به تعامل اجتماعی است.نظریه ای که می خواهد بین این دو حد افراطی تعادلی ایجاد کند نظریه تعامل اجتماعی نامیده می شود.در این نظریه فرض بر این است که عوامل زیستی شناختی در مراحل اکتساب زبان تأثیر می گذارند،ولی در عین حال تأکید دارد که تعامل بین کودکان و بزرگسالان برای رشد مهارتهای زبانی لازم است.(شاملو،۱۳۷۲،ص۱۴۲)
آنهایی که به اهمیت نظریه تعامل اجتماعی اعتقاد دارند می گویند که ساخت زبان انسان از این حقیقت سرچشمه می گیرد که زبان در تعامل اجتماعی نقش مهمی دارد.کودکان با علائمی که به والدینشان نشان می دهند آنان را وا می دارند تا نیاز زبانی آنان را فراهم کنند.براساس نظریه تعامل اجتماعی کودک- بزرگسال سیستمی پویاست که هر یک به دیگری نیاز دارد.(همان منبع،ص۱۴۳)
به طور کلی نظریه پردازان تعامل اجتماعی نقش تجربه و زیست شناسی را می پذیرند.ولی معتقدند که باید برای درک چگونگی رشد زبان به تجارب محیطی خاص کودک توجه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید