و پیشنهادات
این فصل شامل :مقدمه، خلاصه نتایج، بحث و نتیجه‌گیري، پیشنهادات کاربردي، پیشنهادات پژوهشی، محدودیت‌هاي پژوهش و جمع‌بندي فصل می‌باشد.

2-1. مقدمه
امروزه در دنیا، چه در کشورهای توسعه یافته و چه در کشورهای درحال توسعه دغدغهی تمام صنایع و سازمانها ایجاد و خلق دیدگاه کارآفرینانه است زیرا کارآفرینی کلید رشد اقتصادی و توسعهی هر کشوری است و دولتمردان هرکشوری در تلاش برای برقراری این رویکرد هستند. گردشگری نیز مانند سایر صنایع باید به صورت شفاف از فرآیند کارآفرینی آگاهی پیدا کند تا بتواند منابع و فرصتها را در اختیار کارآفرینان قرار دهند. بنابراین، موضوع گردشگری بهعنوان یکی از محورهای گسترش اقتصادی و بستری برای کارآفرینی حائز اهمیت است. در این فصل به ادبیات دو موضوع گردشگری و کارآفرینی و پس از آن ارتباط بین آنها پرداخته خواهد شد.
براي آشنايي با مسئله شناسايي فرصت كارآفرينانه نياز به درك مناسبي از كارآفريني است و پس از آن مي‌توان به شناسايي فرصت پرداخت.
بنابراین دبیات تحقیق به دو بخش تقسیم شده است.
1) ادبيات مرتبط با شناسايي فرصتهای كارآفرينانه
2) مبانی نظری مرتبط با گردشگری

جدول 2-1: شيوه بررسي پيشينه تحقیق

این فصل شامل بخش هاي زیر است:
• مقدمه
• ادبیات مرتبط با کارآفرینی
• انواع کارآفرینی
• ادبیات مرتبط با شناسای فرصت
• عوامل تأثیرگذار در شناسایی فرصت
• الگوهای شناسایی فرصت
• مبانی نظری مرتبط با گردشگری
• گردشگری در مشهد
• نقش کارآفرینی در گردشگری
• نقش گردشگری در کارآفرینی
• تحقیقات پیشین
• جنبه نوآوری و مدل مفهومی تحقیق
• جمعبندی
2-2. ادبیات مرتبط با کارآفرینی
عنوان اين پاياننامه كه تأكيد بر كارآفرينانه بودن فرصتها دارد، نشانه تفاوت قائل شدن ميان فرصتهاي كارآفرينانه با فرصتهاي گذري و موقتي و ساير انواع فرصتها میباشد. براي درك اينكه فرصتهاي كارآفرينانه با ساير فرصتها چه تفاوتي دارند ابتدا نياز به درك فرايند كارآفريني میباشد.
دانشمندان معتقدند کارآفرینی فرایندی است که از طریق آن فعالیتهای جدید اقتصادی و سازمانها بهوجود میآیند(دیویدسون5،2003؛ گارتنر6،1988؛ مکمولان7 و دیموف8،2013؛ شین9 و ونکاتارامن10،2000؛ ویکلوند11 و همکاران،2011).
کارآفرینی موضوعی میان رشته‌ای است که رشته‌های مختلفی همچون اقتصاد، روانشناسی، مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی و مدیریت در تکامل آن نقش اساسی داشته‌اند (شومپیتر12، 1989). پیتر دراکر13 کارآفرینی را منظری برای تغییر می‌داند که همیشه در جست‌وجوی تغییر است و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد، و آن را یک فرصت و شانس می‌داند. ژوزف شومپیتر معتقد است کارآفرینی عبارت است از عرضه‌ی کالایی جدید، روشی جدید در فرآیند تولید، ایجاد بازاری جدید، یافتن منابع جدید و ایجاد هرگونه تشکیلات جدید در کسب و کار( احمدپور و داریانی، 1387).
2-3. انواع کارآفرینی
صاحب ‌نظران تقسیم‌بندی‌های مختلفی از کارآفرینی ارائه داده‌اند. به طور کلی ادبیات کارآفرینی نشان می‌دهد که کارآفرینی در سه زمینه شکل می‌گیرد.
کارآفرینی مستقل (فردی): حالتی است که فرد کسب و کار مستقلی را ایجاد می‌کند یا نمایندگی آن را از طریق شناسایی فرصت و بسیج امکانات و منابع لازم به دست می‌آورد و تمرکز او بر نوآوری، توسعه فرایند، ایجاد محصولات یا خدمات جدید می باشد (احمد پور و مقیمی،1387).
کارآفرینی درون سازمانی: فرآیندی است که کارآفرین طی می‌کند، تا فعالیت کارآفرینانه را در درون سازمان به اجرا گذارد و با تولید و معرفی محصولات و خدمات، سازمان را برای کسب رشد و سود بیشتر توانمند نماید (فراهانی و همکاران،1391).
سازمان کارآفرین: فرایندی است که سازمان طی می‌کند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرین انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت‌های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر، سریع و راحت در سازمان به انجام رسد. در این فرآیند هر یک از کارکنان در نقش کارآفرین انجام وظیفه می‌کنند (فراهانی و همکاران،1391).
امروزه کارآفرینی از طریق ایجاد فعالیت‌های اشتغال‌زا، خلق نوآوری، گسترش خلاقیت و ایجاد محیط رقابتی نقش محوری در توسعه اقتصادی ایفا می‌کند (عربیون و همکاران، 1390). کارآفرینی باعث مصرف بهینه منابع، افزایش کارآیی و کاهش هزینه‌های سازمان جهت دستیابی به توسعه و پاسخ‌گویی بهتر به مشکلات و نیازهای جامعه می‌شود. در حقیقت اهمیت کارآفرینی فراتر از سطح سازمانی است زیرا انگیزه‌های مرتبط با کارآفرینی به کلیه اجزاء جامعه نفوذ می‌کند (رضوانی و همکاران،1393).
2-4. ادبیات مرتبط با شناسایی فرصت
فرهنگ آکسفورد فرصت را به عنوان زمان، نقطه عطف یا شرایطی مطلوب برای رسیدن به یك هدف يا مواجهه با چیزی که انجام آن مؤثر و مطلوب است تعریف می کند. همچنین فرصت در فرهنگ وبستر به شرایط و موقعیتهایی اطلاق می شود که میتواند به پیشرفت و توسعه منجر شود(کردنائیج و همکاران،1391). سارا سواتی و همکارانش معتقدند یك فرصت کارآفرینانه شامل برخی از ایده ها و باورهاست که خلق خدمات و کالاها را وقتی در هیچ بازاری یافت نمی شود، ممکن ميسازد (ساراسواتی14،2006).
تشخیص فرصت به عنوان یکی از مهمترین توانایی های کارآفرینان موفق، موضوع اصلی تحقیق های کارآفرینی( شفرد15 و
دتین16،2005،ص 91و 99) و عامل ایجاد ثروت های فردی و اجتماعی (ونکاتارمن17،1997) محسوب میشود. کوربت18(2007)، تشخیص فرصت را توانایی شناسایی ایدهی خوب و انتقال آن به کسب وکار به گونهای که منجر به تولید ارزش افزوده و درآمد شود، تعریف نموده است. تشخیص فرصت قلب کارآفرینی میباشد و براساس استعارهی پنجرهی فرصتها، سازمانها در دوره زمانی کشف فرصت تا ورود به بازارهای جدید با مدیریت فرصت سروکاردارند (الیاسی،1387،ص66(.
پندرگست19 (2004) معتقد است، تشخیص فرصتهای کارآفرینانه از منابع مختلفی سرچشمه میگیرد. از نظر وی اولین منبع فرصت، تغییرها هستند. فرصتهای کارآفرینانه برجسته از تغییرهای سریع در ویژگیهای کلیدی محیط کسب وکار، فناوری ها، قوانین و مقررات، و راه و رسم کسب و کار به وجود میآیند.
دومین منبع فرصت، نبود پیوستگیها است. ناپیوستگی ها در محیط کسب و کار فرصتی برای فروش کالا یا ارائه خدمات با قیمت کمتر و زمان تحویل و دسترسی سریع تر فراهم می کنند. (الیاسی،1387،ص66)
فرصتهای بازار، سومین منبع فرصت است. تغییرهای سبک زندگی و جمعیت شناختی، فرصتهای کارآفرینانهای در به وجود آوردن بازارهای مشتریان جدید ایجاد میکنند. تغییرهایی که بازارها را باز میکنند، شامل خصوصی سازی، کاهش تعرفه ها، انقضای حق ثبت اختراع و رژیم های قانونی هستند (الیاسی،1387).
استفاده از سیر تکامل صنعت نیز چهارمین منبع فرصت است. همه صنایع، مسیر تکامل یکسانی را دنبال نمی کنند، اما بررسی تغییرهای صنایع برای شناسایی فرصت های کارآفرینانه و بهره برداری کامل از آن ها مفید است.(بونستورف20،2007).
پنجمین منبع فرصت ، توسط آردیچویلی21 و همکارانش دربارهی چهار قضیه مربوط به سرمایهی انسانی و ارتباط آن با تشخیص فرصت بیان شد. آنها فرض کردند 1) دانش عمومی، 2) دانش قبلی بازار، 3) دانش قبلی مشکلهای مشتری و 4) دانش قبلی روشهای خدمترسانی به بازار، همگی احتمال موفقیت تشخیص فرصت کارآفرینانه را افزایش می دهند.
گرایش عام و همه جانبه در روابط، تمرینها یا نظام ها و تغییرها در تشکیلات کسب وکار، ششمین منبع خلق فرصت های کارآفرینانه هستند. برون سپاری، فرصت های کارآفرینانهی بسیار زیادی در صنعت خلق می کند (پندرگست،2004).
رشد سریع بخش کسب و کار خدماتی و افزایش استفاده از خدمتهای مختلف، هفتمین منبع فرصت بهشمار میرود. امروزه 75 درصد نیروی کار در بخش خدماتی مشغول به کار هستند (لیندمارک22،2007).
اشتباه ها و خطاها به عنوان هشتمین منیع فرصت کارآفرینانه مطرح است. بنا به نظر کرزنر، فعالیت کارآفرینانه به عنوان ابزاری برای درست کردن خطا تلقی میشود.(بونستورف،2007،ص 3)

آرديچويلي و همكارانش معتقدند كه فرصت، شانس ديدن يك نياز و خواسته در بازار به منظور ارائهي ارزش بالاتر با تركيب خلاقانهي منابع است . شين و ونكاترمن، فرصت را به عنوان موقعیتهايي تعريف ميكنند كه در آنها كالاها، خدمات، مواد خام و روشهاي سازماندهي جديد قابل تعريف بوده و با قيمت بالاتر از هزينهي توليد فروخته ميشوند. ویچام، فرصت تجاري را به عنوان توان بالقوه براي ارائهي خدمات به صورت بهتر و متمايز از آنچه كه الان ارائه ميشود، تعريف ميكند.
لامپكين و برگمن (2005) بيان ميكنند، تشخيص فرصت كه يكي از عناصر اساسي كارآفريني مي باشد، عبارت است از توانايي تشخيص ايدهي خوب و تبديل آن به يك مفهوم تجاري كه ارزش و بازده اقتصادي را به همراه دارد. كريستينسن و همكاران ، تشخيص فرصت را به معناي درك احتمال خلق يك كسب وكار جديد يا بهبود قابل توجه وضعيت يك كسب وكار موجود مي دانند كه در هر دو حالت سود بالقوهي جديد براي كارآفرين ايجاد ميشود.
براساس تعريف بارينگر و آيرلند(2006) شناسايي فرصت عبارت است از فرايند كشف، يافتن و ايجاد فرصت كه از طريق آن نيازي در بازار كشف ميشود كه ويژگي هاي به هنگام بودن، مدتدار بودن، خلاقيت و خلق ارزش براي مشتري را در خود دارد . و در تعریف ساده تشخيص فرصت عبارت است از فرآيند يافتن مطابقتي ميان يك نياز بر آورده نشده دربازار و يك راه حل براي ارضاي آن.

2-5. عوامل تأثيرگذار در شناسايي فرصت
براساس الگوی آردیچویلی و دیگران، عوامل اثرگذار در فرايند تشخيص فرصت كه فرايند تشخيص و توسعه فرصت را تحت تأثير قرار مي دهند عبارتند از:
2-5-1. هوشياري كارآفرينانه
هوشیاری درکانون توجه مفهوم گسترش اخیر فرصت در تحقیقات کارآفرینی قرار دارد. برخی از تحقیقات بیان میکنند که فرصتها هم کشف می شوند و هم خلق می شوند.(شرت،2000)
دیدگاه دیگری آن را در سه حیطه شناسایی فرصت، کشف فرصت و خلق فرصت تقسیم میکند (ساراسواتی،2003). تحقیق در مورد هوشیاری کارآفرینانه ابتدا توسط کرزنر23 (1973،1979) شروع شد. او افرادی را مشخص کرد که با هوشیاری خود کمترین شکاف فرصت را تشخیص میدادند. از نظر او این افراد هشیار دارای یک “آمادگی منحصر به فرد” هستند که به طور مداوم در حال بررسی محیط و آماده برای کشف فرصت هستند. بعدها کرزنر استدلال کرد که هوشیاری شامل عملی خلاق و قوه تصور زیاد است و ممکن است با نوع معاملاتی که در بازار آینده وارد شود، به هم پیچیده شوند (1999). ري24 و كاردوزو25 (1996) بر اين اعتقادند كه هر نوع تشخيص فرصت توسط يك كارآفرين بر پايه نوعي هوشياري است كه توسط اطلاعات تقويت شده است. آنها اين حالت را آگاهي كارآفرينانه خواندند و آن را به اين شكل تعريف كردند: « توجه و حساس بودن به اطلاعات درباره اهداف، رويدادها و الگوهاي رفتاري در محيط و توجه خاص به مشكلات توليدكنندگان و م
صرفكنندگان، نيازهاي برآورده نشده و تركيبهاي تازه از منابع موجود». به اين نكته نيز تأكيد شد كه هوشياري افزايش يافته، احتمال تشخيص فرصت را افزايش مي‌دهد. (کرزنر،1973؛گاگلیو26 و کتز27،2001)

2-5-2. دسترسي اطلاعاتي و دانش پيشين
نقش دانش پیشین کارآفرین در میان سایر عوامل، از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و در اکثر تحقیقات از آن حمایت شده است. مطالعات اخیر انجام شده در زمینه تشخیص فرصت به طور قابل ملاحظهای به نقش دیدگاههای شناختی در تشخیص فرصت پرداخته اند(کوربت،2004،شین،2003، بارون28،2003؛) مهمترن اصل در دیدگاه شناختی این است که اطلاعات به تنهایی نمیتواند موجب تشخیص فرصت شود، بلکه این اطلاعات باید در ذهن فرد پردازش شوند(شین،2003). بر اساس این دیدگاه، دانش سابق فرد ظرفیت جذب و الگوی ذهنی برای او ایجاد میکند که موجب میشود تا آنها اطلاعات جدید را جذب کنند ( کوهن29 و لوینثال30،1990).
2-5-3. تحقيق اكتشافي در برابر تحقيق هدفمند
کوپر و همکاران31(1994) دونوع سرمایهی انسانی را در بقا، شکست و رشد کسب و کار مخاطره آمیز جدید مطرح کردند: سرمایه عمومی

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید