داده شد و به علاوه ورود آثار چاپی از جاهای دیگر ممنوع گردید.اما اوّلین حقّ نشری که به یک مؤلف تعلق گرفت ، در سال 1486 به آنتونیو سابلیکو داده شد که متضمن حق انحصاری و نامحدود نشر یا تجویز انتشار اثر معروفش به نام «ده سال از امور ونیز » بود و برای نقض حق نشر مزبور نیز مجازات پانصد دوکات تعیین شد.در سال 1491 میلادی سنا به شخصی به نام پیتر ، حق انحصاری چاپ و فروش اثرش به نام «عنقا» را بدون محدودیت زمانی اعطا کرد که این مجوّز عموماٌ به عنوان اولین گام به سوی حق نشر تلقی می گردد.در سالهای بعد نیز امتیازنامه های دیگری در خصوص حق نشر به ناشران و مؤلفان مختلف اعطا شدکه عموماٌ دارای محدودیت های زمانی ده یا بیست ساله بودند.
باید دانست که بسیاری از شرایط و ضوابطی که بعدها در قوانین مربوط به کپی رایت گنجانده شدند ، در اوایل قرن شانزدهم و حتی پیش از آن ، در ونیز مورد توجه بوده اند.با این حال امتیازات اعطایی آنقدر پیچیده بودندکه سرانجام سنای ونیز در سال 1517 تمامی امتیازات نشررا ملغی اعلام کرد و مقرر داشت ازآن پس امتیازها صرفاٌ باید با دو سوم آراء و آن هم منحصراٌ برای آثار جدیدی که قبل از آن هیچگاه منتشر نشده اند یا برای آثار سلب امتیاز شده اعطاء شود.در سال 1533 اولین قانون واقعی کپی رایت به تصویب رسید که به موجب آن ، چاپ اثر باید در داخل ونیز انجام و انتشار آن ظرف یک سال صورت می پذیرفت.بر اساس امتیازاتی که به ناشران اعطا می شد ،آنان برای چاپ یک اثر نیازی به کسب رضایت مؤلف نداشتند. اما در سال 1545 مقرر شد که هیچ حقّ نشری صادر نخواهد شد مگر آنکه رضایت نامه ی معتبر مؤلف یا نماینده ی او تسلیم مرجع تعیین شده گرددکه با این اصلاح در واقع می توان گفت که گام مؤثری در راستای حمایت واقعی از حقوق مالکیت ادبی و هنری در ایتالیا برداشته شد.
3-4-3. انگلستان
در انگلستان در سال 1504 میلادی یکی از ناشران به عنوان ناشر سلطنتی تعیین شد و در سال 1518 به جانشین او ریچارد پینسون نخستین امتیاز چاپ کتاب تعلق گرفت.این امتیاز متضمّن ممنوع کردن اشخاص دیگر به مدت دو سال از چاپ سخنرانی هایی بود که امتیاز نامه مزبور شامل آنها می شد.دانشگاه آکسفورد هم دارای امتیازاتی انحصاری در نسخه برداری و تکثیر کتب بود. اولین امتیاز نشری که در انگلستان به یک مؤلف اعطا شد ، به سال 1530 برمی گردد.این امتیاز برای مدت هفت سال به جان پالس گریو برای کتاب دستور زبان فرانسه اش داده شد که به هزینه ی خود آن را منتشر کرده بود.تا میانه ی قرن شانزدهم حقّ نشر به صورت جواز ناشران داده می شد.حتی امتیازی که به پالس گریو اعطا شد هم بیشتر بخاطر این بود که او ناشر اثر خودش بود.
باتشکیل اتحادیه فروشندگان نوشت افزار در اواسط قرن شانزدهم ، انتشارکتب درانحصاراعضای این اتحادیه قرار گرفت تا بدین وسیله از چاپ کتابهای فتنه انگیز و بدعت آمیز جلوگیری شود.در سال 1558 بر اساس فرمانی دیگر،اساسنامه ی اتحادیه مزبورمقررداشت هرکس که کتابی رامنتشر کندبایدآن را به ثبت رسانده ،هزینه ای نیز پرداخت نماید.درصورت عدم رعایت ترتیبات مذکور و همچنین اگر کسی کتاب عضوی دیگر را چاپ می کرد ، باید جریمه می پرداخت.
در سال 1562امتیاز نشرکتاب هایی که دیگران حقی بر آن داشتند باطل اعلام شد.امتیازنامه ها معمولاٌ برای یک رسته ی کامل از کتاب ها و نشریات به اشخاص اعطا می شد.چنان که خود اتحادیه فروشندگان نوشت افزار تا مدت های مدیدی امتیاز و انحصار چاپ تقویم های نجومی را داشتند و دستگاه سلطنت نیز امتیاز نشر انجیل و کتاب نیایش را در اختیار خود داشت. نقض این انحصارها منجر به رأی دادگاه عالی خاص مبنی بر محرومیت از اشتغال به کار چاپ و نشر و نیز تعیین مجازات زندان برای خاطیان می شد.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

درسال 1640 دادگاه عالی خاص انگلستان و تمام مقررات مربوط به نشر ازسوی پارلمان انگلستان ملغی شدند ، اما رواج چاپ های غیرمجاز منجر به تصویب قانون جواز نشر درسال 1643 گردید که چاپ یاورود کتاب بدون رضایت مالک را ممنوع کرده ،ضمانت اجرای آن را نیز ضبط نسخه های غیرقانونی کتاب به نفع مالک قرار داد.همچنین مجدداٌ ثبت کتاب ها در اتحادیه ی فروشندگان نوشت افزار الزامی شد.
در دوران انقلاب کرامول نظام اعطای امتیاز به یک سو نهاده شد و مجموعه ای از مقررات مصوب پارلمان جای آن راگرفت. به موجب این مقررات چاپ کتاب بدون اخذ مجوّز و بدون رضایت مالک ممنوع گردید.پس از آنکه چارلز دوم درسال 1660 به سلطنت بازگشت،اتحادیه فروشندگان نوشت افزار تقاضا کرد اختیارات پیشین اعاده شود که به دنبال آن قانون اعطای مجوز در سال 1662 به تصویب رسید.براساس این قانون چاپ کتاب بدون اخذ مجوز و بدون ثبت در اتحادیه فروشندگان نوشت افزار ممنوع شد.این قانون مقرراتی را هم درباره ی کتاب های غیرقانونی که درمظان داشتن محتوای غیرمسیحی یاضددولتی بودند،در برداشت.قانون مزبور به علاوه چاپ و ورودکتابهایی راکه حق انحصاری چاپ آن هامتعلّق به شخص دیگری بود،بدون رضایت مالک ممنوع می کرد.مجازات نشر غیرقانونی علاوه بر ضبط کتاب های انتشار یافته ، جزایی نقدی بود که باید نیمی از آن به شاه و نیمی دیگر به مالک پرداخته می شد.در این قانون برای دارنده ی حقّ نشر با بیانی صریح عنوان مالک به کارگرفته شد وبدین ترتیب حق نشربه مثابه ی مالی که درمالکیت دارنده ی آن است به رسمیت شناخته شد.
قانون سال 1662 با تصویب چند قانون دیگر تداوم یافت و در سال 1679 منقضی شد و بدین ترتیب ضمانت اجرای قانونی حق نشر نیز از بین رفت.در کنار این واقعیت،انحصاردائمی اعضای اتحادیه فروشندگان نوشت افزاردرچاپ کتابهاموجب گرانی وکمیابی کتاب گردیده،ناکارآمدی این نظام راهرچه بیشترنمایان ساخت.نتیجه این نابسامانی رواج چاپ و نشر زیرزمینی کتاب بود.از این رو قانون قبلی اعطای مجوز نشر در سال 1685 احیا و تا سال 1694 مکرراٌ تجدید شد.
در سال 1709 میلادی در پی اعتراض های شدیدی که از سوی مؤلفان در مورد اعطای امتیاز نشر به خود مؤلف صورت گرفت ،قانونی به نام« قانون آن » تصویب شد که میتوان گفت این قانون پایه و اساس مفهوم نوین مالکیت ادبی و هنری در اروپا وسایر نقاط جهان راتشکیل داد.این قانون حاصل فن آوری جدیدارتباطی آن زمان یعنی صنعت چاپ بود.به عقیده برخی از محقّقان این قانون ازحیث تأثیری که دردگرگونی مفهوم کپی رایت داشت ،رویدادی منحصر به فرددرتاریخ مالکیت ادبی و هنری محسوب می شود.دو اصلی که این قانون بر پایه ی آن ها استوار شده بودعبارت بودنداز : اولاٌ- به رسمیت شناختن شخص مؤلف به عنوان محور حمایت قانونی و ثانیاٌ – محدودیت دوره ی حمایت قانونی از آثار منتشر شده. اصل دوم یعنی محدودیت دوره ی حمایت قانونی از حق نشر آثار ادبی و هنری در تغایر با کامن لو قرار داشت که برای حمایت از آن محدودیت زمانی قائل نبود.
قانون آن با اینکه نخستین قانون در مورد کپی رایت نبود اما با این حال مادرهمه ی قوانین کپی رایت امروزی تلقی می شود . به هر روی قانون آن در پی آن بودکه انحصاردائمی کتاب فروشان و ناشران وابسته به اتحادیه فروشندگان نوشت افزار بر تجارت کتاب را از بین ببرد. این قانون نخستین بار رسماٌ حق مؤلف بر کنترل چاپ و نشر اثرش و نفع شخص مؤلف در برابر چاپ غیرقانونی اثر را مورد حمایت قرار داد.همچنین قانون آن با تأیید اینکه نشر غیر قانونی اثر دیگری نه تنها موجب زیان سنگین مؤلف، بلکه اغلب سبب نابودی مؤلف و خانواده ی او می شود ، بر حقّ طبیعی مؤلفان صحّه گذاشت.این قانون همچنینبه پیشبرد رقابت در کار انتشار با محدود کردن حق انحصاری به ناشر و شناختن مؤلف به عنوان کسی که حق اجازه نسخه برداری از اثرش در اختیار اوست توجه داشت. بنابراین در« قانون آن» جوانه های اصول بنیادین نظام نوین کپی رایت دیده می شود
حمایت از حق مالکیت ادبی به موجب قوانین متعددی که پس از قانون آن به تصویب رسید ، به گراور سازی ، طراحی بر روی پارچه و چاپ بر روی کتان وپیکر تراشی نیز تعمیم یافت.در سال 1842 قانون دیگری نیز در خصوص کپی رایت طراحی کالاهای تولیدی به تصویب رسید.در عصر ملکه ویکتوریا درسال 1843 قانونی برای حمایت از کتاب های خارجی که در انگلستان تجدید چاپ می شدند به تصویب رسید که یک سال بعد به موجب قانون دیگری که مقررات جامع تری را درباره ی کپی رایت کتاب های خارجی مقرر می داشت ، نسخ شد.قانون کپی رایت هنرهای زیبا که در سال 1862 تصویب شد ،کپی رایت را به نقاشی ها ،طراحی ها و عکس ها که تا آن زمان تحت حمایت نبودند،تعمیم داد.برای حمایت ازساخت آهنگها و موسیقی ها نیز قوانین متعددی وضع شد که کاستی ها و نقایص مقررات پیشین را برطرف نمودند.باتصویب قانون اختراعات وطر ح های صنعتی در سال 1907 ، مقررات مربوط به طرح هایی که قابلیت ثبت تحت قانون مزبور را داشتند ،با مقررات مربوط به حمایت از اختراعات ادغام شدند.

اما تغییرات عمده در نظام مالکیت فکری انگلستان با تصویب قانون کپی رایت 1911 به وقوع پیوست.این قانون مبنای حقوق مالکیت فکری در سراسر امپراتوری بریتانیا را تشکیل داد.قانون 1911 متعاقباٌ با قانون کپی رایت 1956 جایگزین شد. قانون مزبور سه نوع اثر دیگر را مورد حمایت قرار داد:فیلم های سینمایی ، پخش های رادیو- تلویزیونی و شیوه ی چاپی انتشار آثار.این قانون آثار را به دو دسته ی آثار اصلی یعنی آثار ادبی ،نمایشی و موسیقی و آثار اشتقاقی یعنی ضبط آثار صوتی ، فیلمهای سینمایی، پخش های رادیو- تلویزیونی و شیوه ی چاپی آثار منتشر شده تقسیم نمود. این آثار از آن رو اشتقاقی نامیده می شدندکه عموماٌ برگرفته از آثار نوع اول ( آثار اصلی ) بودند، هرچند که الزاماٌ چنین نبود.سرانجام در پی پیشرفت های مهم تکنولوژیک ، قانون کپی رایت ، طرح های صنعتی و اختراعات 1988 به تصویب رسید.در این قانون توجه لازم به حقوق معنوی به عنوان حقوق غیر قابل انتقال که به خالق اثرتعلق دارد،مبذول شده است. قانون یاد شده نه تنهابه مالکیت ادبی و هنری پرداخته ، بلکه مقررات مربوط به طرح های صنعتی ، اختراعات و علائم تجاری را نیز مورد بازنگری قرار داده است. از تاریخ لازم الاجراء شدن قانون 1988 ،مقررات آن به منظور اجرای رهنمودهای جامعه ی اروپا در حوزه ی کپی رایت و حقوق مرتبط مرتباٌ اصلاح شده است.
3-4-4 . ایالات متحده امریکا
مستعمرات امریکایی بریتانیا تا زمان استقلال، قانون کپی رایت مستقلی نداشتند.امابلافاصله پس ازپایان جنگ های استقلال و به رسمیت شناخته شدن ایالات متحده امریکا از سوی بریتانیا به موجب معاهده ی پاریس در سال 1783 ، کنگره ی ایالات متّحده طی قطعنامه ای که به طرح مدیسون شهرت یافت ،به ایالات مختلف توصیه کرد که قوانینی را برای حفظ حق نشر مؤلفان یا ناشران برای لااقل چهارده سال نسبت به کتاب هایی که قبلاٌ چاپ نشده به تصویب برسانند.متعاقب آن بسیاری از ایالات مبادرت به وضع قوانینی درحمایت ازکپی رایت کردندکه اکثریت آنها به وضوح برگرفته از« قانون آن» انگلستان بودند.
با توجهی که در بدو استقلال ایالات متحده به موضوع کپی رایت شد ،قوانینی دراکثر قریب به اتفاق ایالات درحمایت ازکپی رایت تصویب شد.حتی این موضوع درایالات متحده تا آنجا اهمیت داشت که حمایت ازکپی رایت در قانون اساسی آمریکا هم گنجانده شد.بند هشتم ازبخش 8 ماده 1 قانون اساسی آمریکا که به بندکپی رایت شهرت یافته ، به کنگره اختیارداده است که پیشرفت دانش وهنرهای مفیدرا ازطریق اعطای حق انحصاری به مخترعان و مؤلفان نسبت به اختراعات و آثارشان برای مدت معین ، تأمین نماید. بر این مبنا « قانونی برای تشویق آموزش به وسیله تأمین نسخ نقشه ها،نمودارها وکتابها برای مؤلفان و مالکان آن ها در طی زمان های مشخص شده در آن» در سال 1790 به تصویب کنگره ی آمریکا رسید که اقتباسی بود از قانون 1710 انگلستان. به موجب این قانون به مؤلفانی که شهروندیامقیم ایالات متحده بودند و همچنین به ورثه ومنتقلً الیهم ایشان نسبت به کتابها ،نقشه ها و نمودارها وطرح های هندسی آن ها حق نشری به مدت چهارده سال داده شدکه درپایان این دوره در صورتی که مؤلف در قید حیات بود،دروه ی حق نشر به مدت چهارده سال دیگر برای او و اگر زنده نبود ، برای ورثه یا منتقلً الیه او تمدید می شد.مجازات نقض حق نشرعلاوه برضبط نسخه های غیرقانونی عبارت بوداز جریمه ای برابر با پنجاه سنت در ازای هر صفحه ای که بدون مجوز نشر یافته بود. بعدها با اقتباس ازقانون 1790 به عنوان قانون مادر،قوانین متعدد دیگری نیز برای اصلاح و حمایت مؤثرتر ازکپی رایت به تصویب ایالات متحده رسید که هریک از آنها مواردی را برای بهبود قوانین قبلی کپی رایت باخود همراه داشتند.

در سال 1909 قانونی در ایالات متحده به تصویب رسید که کلیه قوانین قبلی را نسخ ومقرراتی جامع را در خصوص تمامی موضوعات کپی رایت من جمله آثارادبی،هنری ،نمایشی ، موسیقایی و سایرمواردوضع کرد.به موجب این قانون ،کپی رایت به وسیله انتشار اثرو اخطار قانونی کپی رایت، نافذ و با ثبت دو نسخه ی تودیع شده در اداره ی کپی رایت بلافاصله پس از انتشار ،کامل می گردد.شرط تولید اثردر ایالات متحده که در قوانین قبلی وجود داشت ، نیز در این قانون همچنان حفظ شد ، بدین معناکه آثاری مورد حمایت قرارمی گرفتندکه حروفچینی ،چاپ و صحافی آن ها درداخل کشور انجام شده باشد.درمورد آهنگ سازان اختیار اجرای موسیقی ساخته شده به آنان داده شد.دوره ی کپی رایت بیست و هشت سال تعیین شدکه به مدت بیست و هشت سال دیگر هم قابل تمدید بود..حق اجرا مشمول کپی رایت بود وآاثار منتشرنشده با ثبت مخصوص به طور ویژه مورد حمایت قرارمی گرفتند. این قانون نیزبعدها به موجب قوانین وضع شده بعدی اصلاح شد و به مرور تصاویر متحرک ، اسم تجاری و ضبط صدا نیز مشمول حمایت کپی رایت قرار گرفتند.
در سال 1976 قانون بازنگری مقررات کپی رایت به تصویب رسید.این قانون مقررات مربوط به کپی رایت را مورد بازنگری همه جانبه قرار داد وسیستم دوگانه ی کپی رایت مبتنی بر کامن لو و قوانین موضوعه را ملغی کرد و به جای آن نظام فدرال واحدکپی رایت را برای حمایت از آثار منتشر شده و منتشر نشده که حوزه ی وسیعی از موضوعات از جمله آثار ادبی و هنری ، موسیقی ، نمایشی ، پنتومیم ، رقص ، تصویرگری ،گرافیک، مجسمه سازی، تصاویر متحرک و سایر آثار صوتی – تصویری و نیز ضبط صدا را در بر می گرفت ، برقرار ساخت.این قانون قانون قبلی در مورد حمایت از ضبط صدا را ابقا نمود ، اما حمایت از این آثار را به حق تکثیر مجدّد آن ها محدود کرد و در باره پخش رادیو – تلویزیونی یا اجرای عمومی آن ها مقرراتی را برقرار نساخت.این قانون همچنین برنامه های کامپیوتری را به عنوان موضوع کپی رایت به رسمیت شناخت.
در حقوق ایالات متحده برای حمایت از آثار ادبی و هنری سه شرط اساسی «اصالت»،«خلق اثر » و «تثبیت اثر » وجود دارد. بنابراین کپی رایت درخصوص آثاراصیلی مطرح می شودکه دروسیله ملموسی متبلور و تثبیت شده باشد و بتوان از طریق آن وسیله ،اثر مورد نظر را دریافت کرد یا به هرترتیبی با آن ارتباط برقرار نمود.
یکی از اصلاحات و تغییرات اساسی در قانون کپی رایت سال 1976 ، تغییر مدت حمایت از آثار بود که در انطباق با کنوانسیون برن ، پنجاه سال از زمان مرگ مؤلف تعیین شد که البته بعدها دراصلاحات بوجودآمده ، این دوره به هفتاد سال پس ازمرگ مؤلف افزایش یافت.دراین قانون از دارنده ی کپی رایت به عنوان مالک یاد شده و حق او بر اثر نیزمالکیت دانسته شده است.حقوق انحصاری درآثار مشمول کپی رایت شامل حق تکثیر یا تجویز آن ،تهیه آثار اشتقاقی،توزیع نسخ آثار ازطریق فروش یاکرایه یا امانت دادن آنها وحسب مورد اجرایا نمایش عمومی اثر می شد.
قانون سال


دیدگاهتان را بنویسید