دانلود پایان نامه

همکاران، 1386)
شناسایی این عوامل به کارکنان در جهت درک نواحی حیاتی برای تخصیص منابع و زمان کمک میکند. این عوامل هم در سطح فردی وهم درسطح سازمانی درنظر گرفته میشود و شناسایی آنها تا حد زیادی کیفی میباشد. CSFهای طراحی شده برای موقعیت خاص مدیران و شرکتها به عنوان موقعیتهای متفاوت (به عنوان مثال: صنعت، بخش، فردی) منجر به عوامل حیاتی موفقیت متفاوت میشوند. پایه و اساس نوشتن عوامل حیاتی موفقیت مناسب برای سازمانهایی که به دنبال استفاده از روش CSF هستند، درک مناسب از محیط، صنعت و سازمان است و تعیین عوامل حیاتی موفقیت برای صنعت روانکارها میتواند فراهم کننده زمینه ای برای ایجاد و ارزیابی مزیت رقابتی باشد.
2-7-2 تعاریف عوامل حیاتی موفقیت
یکی از مهمترین تعاریف را روکارت در سال 1979ارائه کرده است: (روکارت 1979)
“عوامل حیاتی موفقیت اشاره به حوزههای محدودی در هر پروژه یا کسب و کار دارد که چنانچه به نتایج مطلوب منجر شوند، مزیت و کارایی رقابتی مناسبی را برای سازمان تضمین خواهند نمود.” همچنین از این عوامل به عنوان اصطلاحاتی برای عنصری که برای سازمانها یا پروژهها ضروری است تا از طریق آن به مأموریتشان دست پیدا کنند نام برده است و این اصطلاح در جهان برای اولین بار در جهت تجزیه و تحلیل دادهها و کسب و کار به کار برده شده است.
“گیل ویلکل” چنین بیان میدارد: عوامل حیاتی موفقیت، فرصت، منفعت یا ضرورت بالقوه ای است که هنوز برخی از عوامل به فعلیت رسیدن آن مهیا نشده است. موانع فراهم شده این عوامل، گلوگاههای استراتژیک را تشکیل میدهند و کارکرد اصلی راهکارهای استراتژیک مرتفع کردن آنهاست. (سرمد، 1390)
“برنو و لیدکر”129 بیان میکنند که این عوامل ویژگیها، متغیرها و یا شرایطی اند که اگر به درستی نگهداری و مدیریت شوند میتوانند اثر قابل توجهی در رقابت یک شرکت در صنعتی خاص داشته باشد. (برنو وهمکاران، 1984) “اسلوین و پینتو” بیان داشتند که عوامل حیاتی موفقیت عواملی هستند که اگر مورد توجه قرار بگیرند، به طور چشم گیری شانس اجرای پروژه را بهبود میبخشند. (پینتو و اسلوین، 1987) اما “استیوز”130 در سال 2004 بیان داشت که هر دو این تعاریف در بیان مفهوم جامع ارائه شده توسط روکارت به شکست برخوردند. (استیوز، 2004)
سایر تعاریف
عوامل حیاتی موفقیت، آن دسته از اجزا تشکیل دهنده استراتژی هستند که سازمان باید در آنها برتری داشته باشد تا مزیت رقابتی بدست آورد. (جانسون و شولز، 1999)131
عوامل حیاتی موفقیت دسته مواردی هستند که باید بخوبی به سرانجام برسند. آنها عواملی هستند که مدیران برای دستیابی به موفقیت باید همیشه آنها را تحت نظر داشته باشند. (رابسون، 1997)132
تعداد محدودی از شاخصهای کلیدی که چنانچه از پیشرفت مطلوب برخوردار شوند، سازمان موفقیت را در مسیر بهبود کیفیت درک میکند. (بندل و همکاران133، 1998)
غفاریان و کیانی درکتاب خود برای عوامل حیاتی موفقیت از اصطلاح گلوگاه استفاده کرده اند و بیان میکنند که فرصتها از طریق منافع بالقوه نهفته در آنها کشف میشوند ولی دستیابی به این منافع مستلزم فراهم شدن عوامل لازم است این عوامل عناصر مفقود شده منافع بالفعل هستند و به سه گروه کلی تقسیم میشوند:
اولین گروه عواملی هستند که فراهم ساختن آنهابرای همه امکان پذیر بوده و از پیچیدگی خاصی برخوردار نمیباشند.
عوامل هستند که دستیابی به آنها با پیچیدگی همراه است ولی در حال حاضر در سازمان وجود دارند.
عواملی هستند که در تحقق منافع نهفته در فرصت نقش کلیدی داشته و دستیابی به آنها با پیچیدگیهایی همراه است به این عوامل عوامل حیاتی موفقیت یا گلوگاه گفته میشود.
3-7-2 راههای تشخیص عوامل حیاتی موفقیت
تجزیه و تحلیل عوامل حیاتی موفقیت در سه مرحله انجام میشود:
ابتدا باید عوامل لازم برای تحقق منافع نهفته در فرصت شناسایی شود برای این مرحله دو رویکرد کلی وجود دارد: عینی وذهنی. اساس رویکرد عینی الگوبرداری ازیک مصداق مشابه است. چنانچه دستیابی به مصداقی که از تشابه لازم برخوردار است، میسر نباشد رویکرد ذهنی بکار گرفته میشود. یعنی از روشهای شهودی
در این مرحله این عوامل به دو دسته تقسیم میشوند: گروه اول شامل مواردی است که دستیابی به آنها از پیچیدگی خاصی برخوردار نیستند و درگروه دوم عوامل استراتژیک دستیابی به منافع نهفته در فرصت باقی میماند.
در اینجا عوامل استراتژیک با قابلیتهای موجود سازمان مقایسه میشود و مغایرت این دو عوامل حیاتی موفقیت را مشخص خواهد نمود.
این گام دو عامل بسیار مهم برای هر سازمان را آشکار میسازد: قابلیتهای موجود سازمان در این مرحله، شایستگیهای کلیدی را نشان میدهد و کمبود عوامل استراتژیک عوامل حیاتی موفقیت سازمان را مشخص میسازد. ( غفاریان و کیانی، 1383)
4-7-2 عوامل حیاتی موفقیت و شایستگیهای کلیدی
عوامل حیاتی اصلی و شایستگیهای کلیدی همزاد هستند و در مجموع عوامل استراتژیک سازمان را تشکیل میدهند. یک رابطه دیگر بین عوامل حیاتی موفقیت و شایستگیهای کلیدی، روند تبدیل این دو به یکدیگر است. در فضای فرصتهای استراتژیک به هر میزان شایستگیهای کلیدی بیشتر باشد CSFهای استراتژیک کمتر خواهد بود.
5-7-2 گامهای اساسی روش عوامل حیاتی موفقیت
مارتین چهار گام اساسی برای روش عوامل حیاتی موفقیت بیان کرده است:
مطالعه سازمان و بررسی هدفهای خرد وکلان، استراتژیها و خط مشیهای آن
هر صنعت و در هر سطحی از مدیریت کارهای حساسی وجود دارند که
تحقق اهداف سازمان در گرو انجام صحیح آنهاست. در نتیجه نخستین گام در تعیین عوامل حیاتی موفقیت، شناسایی هدفهای سازمانی و پیدا کردن سرنخهایی است که به نحوه کسب آن اهداف دلالت دارند.
تحلیگران برای شناخت بهتر سازمان باید تلاش کند تا آن مجموعه از خطوط کلی که سازمان برای رسیدن به هدفهای خودترسیم میکند را نیز شناسایی کند. این خطوط کلی همان استراتژیهای سازمان هستند. این استراتژیها بر نحوه تخصیص منابع سازمان برای کسب هدفهای سازمانی دلالت دارند. بنابراین استراتژیهای هر سازمان برای استفاده از عوامل حیاتی موفقیت خودش، بیانگر نحوه نگرش آن سازمان به پدیدههای مختلف است. استراتژیهای هر سازمان از طریق خط مشی های سازمانی به منزلهی خطوطی راهنما برای عملیات روزانه آن به اجرا در میآیند. این خط مشی ها چهارچوبی را برای تصمیمگیری ارائه میکنند تا سازمان بتواند با مسائلی که هنگام پیگیری هدفهای خود با آنها مواجه میشود، برخورد کند.
شناسایی مدیران اصلی، برای مصاحبه درباره عوامل حیاتی موفقیت
تحلیل گر با بررسی کلی سازمان و مطالعه سیستم پیشنهادی میتواند افراد را برای مصاحبه دعوت کند. در این مرحله باید دید گسترده ای وجود داشته باشد و برنامه ای برای مصاحبه با مدیرانی که بخش آنها از این سیستم تأثیر میپذیرند تنظیم گردد.
برنامهریزی و اجرای مصاحبه
بعد از اینکه تحلیلگر هدفها وخط مشیهای سازمان را شناخت و افراد مهم و اصلی را شناسایی کرد، باید نمایشگر زمانبندی مصاحبه را تهیه کند. و در اینجا تحلیلگر باید بر دلایل برگزاری مصاحبه واقف باشد. تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده، به گونه ای که فهرستی از عوامل حیاتی موفقیت برای کل سازمان تهیه شود و مورد استفاده قرار گیرد.
پس از انجام عوامل فوق میتوان فهرستی از عوامل حیاتی موفقیت سازمان را تهیه کرد. باید عواملی براساس چهارگروه محیطی، صنعتی، موقتی و رقابتی دسته بندی کرد ومشابهات را یکی کرد. و در نهایت با توجه به عوامل زیر میتوان گفت شناخت عوامل حیاتی موفقیت موجب تسهیل برنامهریزی در سیستم میشود.
الف) اگر تحلیل گر بداند که سازمان به چه چیزی بیش از همه بها میدهد، بهتر میتواند هدفهای سیستم را با هدفهای سازمان همسو کند.
ب) در صورت تشخیص عوامل حیاتی موفقیت، تحلیلگر میتواند به صورت اثر بخش تری قابلیتهای سیستم را با نیازهای اطلاعاتی سازمان تطبیق دهد. همچنین، شاید بتواند تسهیلاتی را برای تامین نیازهای کاربران و نیازهای کلی سازمان ایجاد کند.
ج) شناخت عوامل حیاتی موفقیت به تحلیلگر کمک میکند تا مزایای احتمالی سیستم را ارزیابی کند. (رضائیان، 1385)
6-7-2 کاربرد عوامل موفقیت در مدیریت استراتژیک:
موفقیت سازمانها مدیون استفاده از فرصتهای استراتژیک است و استفاده از فرصتهای استراتژیک وقتی حاصل میشود که سازمان بتواند شایستگیهای لازم را برای استفاده فراهم سازد.
گری همل این رابطه را دریک ساختار تحت عنوان ساختار تکوین استراژی اثر بخش ارائه نموده است که در سه مرحله شکل میگیرد:
تحلیل فرصتها
تحلیل CSFsها
راهیابی استراتژیک
7-7-2 ویژگیهای عوامل حیاتی موفقیت
عوامل حیاتی موفقیت باید دارای ویژگیهای زیر باشند:
دستیابی آنها باید برای موفقیت حیاتی باشند.
آنها باید شامل استراتژیک و همچنین عوامل تاکتیکی باشند.
هرکدام از عوامل حیاتی موفقیت باید لازم باشند و با همدیگر برای رسیدن به چشم انداز، ماموریت و استراتژیها کافی باشند. (جانکر، 2004)
در حوزه مدیریت استراتژیک، تعریف عوامل حیاتی موفقیت از جامعیت بیشتری برخوردار بوده و نشان دهنده یک پیوند ایده آل بین شرایط محیطی و مشخصهای کسب و کار است. (الگارد و گرونرت134، 1993)
يك عامل كليدي موفقيت يك شاخص كليدي عملكرد135 نيست، بلکه عوامل حیاتی موفقيت عناصري هستند كه براي موفقيت يك استراتژي، ایجاد مزیت رقابتی و بهبود صنایع در جایگاه فعلیشان ضروري و اساسي میباشند.
8-7-2 منشاء عوامل حیاتی موفقیت سازمان
در زمینه شناسایی عوامل حیاتی موفقیت در صنعت روانکارها مدلی که از قبل ارائه شده باشد، وجود نداشته اما پژوهشگران دسته بندیهای مختلفی را برای شناسایی عوامل حیاتی موفقیت در صنایع متفاوت ارائه کرده اند. در ذیل به چند مورد از آنها اشاره شده است:
كينيچ اهمائي136، استراتژیست مشهور ژاپنی مدل c3 را مطرح کرده و معتقد است که میتوان صنعت را از سه بعد بررسی و عوامل حیاتی را کشف کرد. این سه منظر شامل مشتری137، سازمان138 و رقابت139 هستند.
مشتری: بدون شک موفقیت هر سازمان، بیش از آن که در گرو رضایت سهامداران آن باشد در گرو رضایت مشتریان بدست میآید، پس اولین و مهمترین منظر بحث شناخت مشتری، شناخت نیاز مشتری و عوامل مؤثر در افزایش رضایت مشتری میباشد.
سازمان: برای باقی ماندن در جرگهی رقابت صنعت، سازمان باید قادر به شناسایی نقاط قوت اصلی و عوامل برتری خود باشد تا بتواند از طریق تمرکز بر روی نقاط قوت اصلی و کلیدی خود بقای خود را تضمین نماید. (در این منظر، تمرکز بیشتر بر روی منابع خود سازمان میباشد.)
رقابت: در این بخش، تمرکز بر روی رقبا و شرایط فعلی رقابت در صنعت میباشد. و باید مواردی را که عوامل اصلی پیروزییا شکست در رقابت میباشند را شناسایی نمود تا بتوان با تقویت آنها بر رقبا غلبه نمود.
اهمائی بیان میکند این سه عامل با همدیگر مثلث استراتژیک را تشکیل میدهند که تلفیق آنها میتواند مزیت رقابتی پایدار را بوجود بیاورد.
2. روکارت و بولن140، در سال 1981 پنچ منبع برای شناسایی عوامل حیاتی موفقیت را بیان داشتند. این منابع شامل: عوامل صنعتی، استراتژی رقابتی، عوامل محیطی، عوامل موقتی و موقعیت صنعت میباشند. (روکارت، 1993)
عوامل صنعتی: هر صنعتی‌ عوامل‌ موفقیت‌ بحرانی‌ دارد که‌ با هر شرکت‌ در آن‌ صنعت‌ مرتبط‌ است. این عوامل میتواند مرتبط به قیمت، سهم بازار، محصول و… باشد. در واقع این عوامل ماهیت یک صنعت را معین میکند.
استراتژی رقابتی: در هرسازمان عوامل ویژه ای وجود دارد که موقعیت آن را در صنعت و نحوه پاسخگویی به رقبا تعیین میکند. استراتژى رقابتى ارائه‏ دهندهی چارچوبى غنى براى شناسايى عوامل زيربنايى رقابت در صنايع  است. چارچوب مذكور تفاوت‏هاى عمده موجود در بين صنايع و چگونگى تكامل آنها را نشان مى‏دهد، همچنین به شرکتها كمك مى‏كند تا به موفقيتى منحصر به ‏فرد دست يابند. استراتژى رقابتى، ابزارهايى را براى شناخت توان و ميزان ناهمگنى صنايع و شرکتها به‏دست مى‏دهد.
عوامل محیطی: از قبیل رویه‌های‌ مصرفی، اقتصاد، عوامل‌ سیاسی‌ کشور (یا

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید