فرضيه را مورد بررسي قرار دادند آنها به منظور انجام تحقيق خود از بازده ماهيانه سهام عادي پذيرفته شده در بورس نيويورك، براي دوره زماني سالهاي 1926 تا 1982 استفاده نمودند. آنها بيان ميدارند كه افراد به انتشار اطلاعات مهم و غير منتظره بيش از اندازه عكس العمل نشان ميدهند. تحقيقات لاوري و چونت86، 2001 نشان داد كه اطلاعات منفي كه قبل از مرحله عرضه سهام به دست ميآيد بيشتر از اطلاعات مثبت در قيمت سهام جديد تأثير ميگذارد.
علت اين امر اين است كه سرمايهگذاران و مؤسسات تأمين سرمايه نميخواهند كه در قيمتگذاري سهام جديد بيش از حد معمول متحمل خسارت گردند. فرضيه عكس العمل بيش از اندازه بيان ميداد كه شركتهايي كه داراي نسبت پايين قيمت به در آمد (P/E) هستند بدليل بدبيني زياد سرمايهگذاران موقتاً داراي قيمتي كمتر از ارزش واقعيشان ميباشند و شركتهايي كه داراي نسبت بالاي قيمت به در آمد (P/E) هستند بدليل خوش بيني زياد سرمايهگذاران موقتاً داراي ارزشي بيشتر از ارزش واقعشان هستند. دليل اين نوسانات شديد عكس العمل بيش از اندازه نسبت به اخبار مثبت يا منفي منتشر شده درباره سهام ميباشد. مطالعات انجام شده به وسيله دبوندت و تالر (1985) نشان ميدهد كه پاسخهاي بازار به اخبار عمومي اقتصادي و عكس العمل قيمت سهام به وقايع شركت در ابتدا بيشتر از سطوح تعادلي ميباشد و سپس به تدريج به سمت سطوح تعادليشان بازگشت ميكنند به عبارت ديگر بازار به عنوان يك مجموعه و همچنين قيمتهاي سهام منفرد به طور سيستمي، نتايج اقتصادي حوادث مهم را بيش از اندازه بزرگ جلوه ميدهند. يعني وقتي که اخبار خوب است قيمتها خيلي زياد افزايش مييابد و وقتي كه اخبار بد است قيمتها خيلي زياد كاهش مييابد. يافتههاي آنها حاكي از آن است كه سرمايهگذاران از اشتباهات گذشتهشان چيزي فرا نميگيرند و دائماً اطلاعات جديد را غلط تعبير ميكنند. اگر بخواهيم فرضيه عكس العمل بيش از اندازه را به صورت فرمولبندي شده بيان كنيم بايد بگوييم كه به طور ميانگين تغييرات بزرگ در قيمتهاي سهام با تعديلهاي بزرگ در جهت مخالف دنبال ميشود همچنين اين فرضيه پيشبيني ميكند كه هر چه تغييرات بزرگتري در قيمت اوليه سهام ايجاد شود مقدار عكس العمل اوليه بزرگتر خواهد بود و به همين دليل تعديلات بعدي در قيمت سهام بيشتر خواهد بود. بنابراين به طور كلي فرضيه عكس العمل بيش از اندازه بيانگر اين مطلب است كه انسانها نسبت به اطلاعات، بيش از حد خوش بين يا مأيوس ميشوند و اين به علت خصلت سفته بازي انسانها ميباشد. همچنين لازم به توضيح ميباشد كه تحقيقات روانشناسي و رفتارشناسي از فرضيه عكس العمل بيش از اندازه حمايت ميكنند. (دموري، 2002، ص 27)87.
5 ـ 15 ـ 2 فرضيه حباب سفتهبازي88 و فرضيه بازارهاي سهام داغ89
سهام داغ به سهام جديدي اطلاق ميگردد كه در عرضه اوليه در بورس، ميزان تقاضا براي خريد آن بيشتر از ميزان عرضه آن ميباشد و در نتيجه عدهاي از متقاضيان سهام كه نميتوانند سهام مذكور را در عرضه اوليه خريداري نمايند تمايل به خريد سهام جديد با قيمت بالاتر از قيمت بازار دارند و در نتيجه قيمت اين سهام به طور موقت افزايش مييابد. طبق فرضيه حباب سفته بازي، رفتار بازده سهام جديد در كوتاه مدت و بلند مدت با هم در ارتباط ميباشند. بر طبق اين فرضيه بازده اضافي سهام جديد تحت تدثير رفتار سرمايه گذاراني قرار دارد كه نتوانستهاند سهام جديد را به قيمتهاي عرضه اوليه خريداري كنند به عبارت ديگر بر طبق اين فرضيه قيمتهاي عرضه اوليه سهام با ارزش واقعي و ذاتي آنها برابر است، اما اميال سفته بازي سرمايهگذاري كه نتوانستهاند سهام جديد را به قيمت عرضه اوليه در بورس بخرند باعث ميگردد كه قيمت سهام جديد به طور موقت افزايش يابد.
با توجه به اين كه تعيين قيمت صحيح براي سهام جديد كار دشواري است و امكان قيمتگذاري غير عادلانه سهام جديد وجود دارد و اين سهام هنوز در بازار مورد معامله قرار نگرفته است لذا خريداران اوليه سهام جديد در مقايسه با خريداران بعدي با عدم اطمينان و ريسك بيشتري مواجه هستند. آنها در صورتي اين ريسك اضافي را متحمل ميگردند كه بازده اضافي كسب نمايند. مؤسسات تدمين سرمايه نيز از طريق قيمت گذاري پايينتر از ارزش واقعي براي سهام جديد در بازار اوليه اين بازده اضافي را براي خريداران اوليه سهام جديد ايجاد مينمايند. در نتيجه قيمت سهام جديد در بورس به سرعت افزايش مييابد و به قيمت واقعي خود نزديك ميگردد.
16 ـ 2 تطبيق نظريهها و تئوريهاي بازده غير عادي كوتاه مدت در بورس ايران
در بورس اوراق بهادار ايران به دليل عدم وجود مؤسسات تأمين سرمايه برخي از فرضيهها از جمله فرضيههاي عدم تقارن اطلاعاتي مبتني بر مدل بارون، فرضيه ريسك گريزي تضمين كننده اوراق بهادار و فرضيه شهرت مؤسسات تأمين سرمايه كاربردي نخواهد داشت. همچنين به دليل عدم كارايي بورس اوراق بهادار و يا كارايي ضعيف و نيز به دليل عدم وجود نهادها و مؤسسات مالي و به خصوص عدم وجود مؤسسات تأمين سرمايه پديده عدم تقارن اطلاعاتي احتمالاً ميتواند پاسخگويي پديده عرضه اوليه زير قيمت سهام جديد در دوره كوتاه مدت باشد. چرا كه بر طبق اين فرضيه هر چه ابهام قبلي در خصوص شركت جديد بيشتر باشد، ميزان بازده غير عادي كوتاه مدت بيشتر ميگردد. همچنين به دليل خصلت سفته بازي برخي از سرمايه گذاران در بورس به نظر ميرسد فرضيه حباب سفته بازي فرضيه عكس العمل بيش از اندازه سرمايه گذاران مصداق داشته باشد (دموري، 2002، ص 38)90.
17 ـ 2 پيشينه تحقيق
1 ـ 17 ـ 2 تحقيقات خارجي
بال وبراون (1968)
بال وبراون در سال 1968 رابطه بين سود حسابداري و قيمت سهام را از طريق رابطه بين جهت تغييرات سود غير منتظره و ميانگين نرخ بازده غيرعادي را مورد بررسي قرار دادند و اين تحقيق مقدمهاي بر انجام تحقيقات در اين زمينه گرديد.
در سالهاي اخير، محققان نظرات آنها را مد نظر قرار داده و اهميت ارتباط بين سود غير منتظره و ميانگين نرخ بازده غير عادي سهام را مورد بررسي قرار دادهاند.
آنها پيشبيني كردند كه افزايش غير منتظره در سود حسابداري با افزايش غير عادي در نرخ بازده سرمايهگذاريها و بالعكس كاهش غير منتظره در سود حسابداري با كاهش غيرعادي در نرخ بازده سرمايهگذاريها همواره در يك سو خواهد بود. بال وبراون در تحقيق خود سود ساليانه بنگاههاي اقتصادي را مورد بررسي قرار دادند. به منظور آزمايش اين موضوع كه آيا سود ساليانه تأثيري بر قيمت سهام دارند يا خير، آنها سود غير منتظره اعلام شده از طرف شركتهايي كه به عنوان نمونه انتخاب شده بودند را با ميانگين نرخ بازده غير عادي از لحاظ هم جهت بودن و هم جهت نبودن مورد مطالعه قرار دادند.
در اين تحقيقات فرضيه انتقال اطلاعات به بازار در زمان اعلام سود ساليانه نيز از طريق آزمايش ميانگين نرخ بازده غير عادي مورد بررسي قرار گرفت. در زمان تحقيق بال وبراون كوتاهترين زماني كه اطلاعات نرخ بازده سهام ميتوانست در دسترس آنها قرار گيرد، ماهانه بود كه در تحقيق آنها مبناي كار قرار گرفته است (بال وبراون، 1968، ص73)91.
بيوركلارك ورايت92 (1979)
بيوركلارك ورايت در مورد ميزان واكنش بازار تحقيقي انجام دادند. آنها نمونه متشكل از 276 شركت را براي دوره 10 ساله از 1965 تا 1974 مورد مطالعه و تحقيق قرار دادند. در مورد هر شركت موجود در اين نمونه و براي هر سال كه اين نمونه مورد تحقيق قرار ميگرفت، آنها تغييرات غير منتظره در سود خالص را محاسبه كردند، سپس با روش مبتني بر الگوي بازار در صدد بر آمدند بازده غير عادي سهام مربوط به تغيير غير منتظره در سود خالص را محاسبه نمايند. اين پژوهشگران با مقايسه كردن تغييرات غير منتظره سود با بازده غير عادي سهام به اين نتيجه رسيدند كه هر قدر شدت تغييرات در سود خالص غير منتظره بيشتر باشد بازار اوراق بهادار واكنش بيشتري نشان خواهد داد، اين نتيجه با كاربرد الگوي قيمت گذاري داراييهاي سرمايهاي و با روش مبتني بر سودمندي اطلاعات از نظر تصميمگيري سازگار است.
كورنل ولندسمن (1989)93
يكي از مطالعات اساسي در زمينههاي خطاي پيشبيني سود، مطالعه كورنل ولندسمن است. آنها در مدل خود رابطه تغييرات ارزش سرمايه را با خطاي پيشبيني بررسي كردند و رابطه قوي ميان اين دو يافتند.همچنين رابطه بازدههاي غير عادي را با خطاي پيشبيني سود در هنگام اعلام پيشبيني سود هر سهم بررسي كردند و دريافتند خطاي پيشبيني قدرت فزايندهاي در شرح بازدههاي غيرعادي دارد.
اكبو و نرلي (2000 )
در مقالهاي تحت عنوان «اهرم، نقدشوندگي و بازدههاي بلند مدت عرضه اوليه» شركتها را در طي يك دوره زماني 3 تا 5 ساله پس از عرضه اوليه بررسي كردند. قبل از اين نيز لوفران و ريتز بازدههاي بلند مدت را براي بازار امريكا 17 ـ درصد گزارش كرده بودند. اين تحقيق نمونهاي با بيش از 5000 عرضه اوليه سالهاي 1973 تا 1996 را بررسي كرده و نتيجه گرفت شركتهاي عرضه كننده سهام داراي اهرم كمتر و نقد شوندگي بيشتر در هر يك از سه سال پس از عرضه اوليه داشتهاند و از آن جا كه اهرم كمتر و نقدشوندگي بيشتر ريسك را كاهش داده و بازده مورد انتظار سهامداران را تحقق ميبخشد، پس هر دوي اين عوامل ارزشمند هستند (اكبو و نرلي، 2000،ص 88)94.
آلوارز و گنزالز (2000)
در مقالهاي تحت عنوان عملكرد بلند مدت عرضه اوليه سهام در بازار اسپانيا دو هدف زير را دنبال كردند:
مطالعه عملكرد بلند مدت عرضه اوليه سهام در بورس اوراق بهادار اسپانيا
تعيين مفيد بودن اطلاعات در مورد عرضه اوليه سهام
آنها نتيجه گرفتند كه بين عرضه اوليه زير قيمت و عملكرد بلند مدت عرضه اوليه سهام رابطه مثبتي وجود دارد (آلوارز و گنزالز، 2000،ص 78 )95.
فرت (2001)
تحقيقي در مورد نقش برآورد سود براي 116 شركت داراي عرضه عمومي اوليه سهام در سنگاپور براي سالهاي 1992 تا 1999 انجام داده است. نتايج تحقيق وي نشان ميدهد كه ارتباط معنيدار مثبت ميان خطاي برآورد سود و بازده غير عادي سهام وجود دارد. (فرت، 2001،ص 65 )96
كلاركسون و همكارش (2002)97
يافتههاي اين پژوهشگران كه 267 شركت جديد الورود به بورس كانادا را بررسي كردند بيانگر اين است كه برآوردهاي داوطلبانه سود افشا شده در گزارشهاي شركتهاي داراي عرضه عمومي اوليه با ارزش بوده و بين دقت برآورد سود و بازده سهام رابطه منفي معناداري وجود دارد.
احمد زالوكي، كمبل، گوداكري (2004)
عملكرد بلند مدت عرضه اوليه سهام را در مالزي بين سالهاي 1990 تا 2000 بررسي كردند آنها دريافتند كه عملكرد بلند مدت عرضه اوليه سهام از يك سال به سال ديگر متغير است و براي سالهاي مختلف مرتبط با مدلهاي منظمي نميباشد. عملكرد بلند مدت در صنايع مختلف متفاوت است (زالوكي و همكارن، 2004،ص 88) 98.
محمد عمران (2004)
وي عملكرد كوتاه مدت و بلند مدت عرضه اوليه سهام براي نمونهاي از 53 مورد انتشار سهام كه در بازار سرمايه مصر بين سالهاي 1994 تا 1998 عرضه شده بود را بررسي كرد. وي دريافت سهام انتشار يافته داراي بازدههاي غير عادي مثبت از شروع انتشار تا يك سال بعد و سپس بازدههاي غير عادي منفي در دورههاي زماني 3 تا 5 ساله ميباشد. (عمران، 2004 ،ص 98) 99.
كامران احمد و ديگران (2007)
به بررسي عوامل مؤثر بر خطاي پيشبيني سود شركتهاي داراي عرضه اوليه سهام در بازار بورس داكا (بنگلادش) پرداخته است. نمونه مورد بررسي وي شامل 202 شركت پذيرفته شده در بورس داكا برای سال های 1990-2006 بود. متغيرهاي مورد بررسي اين پژوهش كه به نظر ميرسيد بر خطاي پيشبيني سود مؤثر باشند شامل نسبت سود خالص به فروش، اهرم مالي، افق زماني پيشبيني، سهام تحت تملك مديران، اعتبار حسابرس و عمر شركت بوده است: نتايج وي بيان كننده اين بود كه بين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید