دانلود پایان نامه

باید اعتقاد خود را به اصول ارزشی، هنجاری و اخلاقی متبلور کند و سپس بر اساس این اصول رفتار نماید. این دو ویژگی (شخصی و شخصیتی)، فرد صاحب را «جاذبه» و «محبوبیت» میگردد(هومنز35، نقل در هولندر36،1378: 45).
افراد جاذب کسانی هستند که دارای ویژگیهای شخصیتی (اجتماعی) و روانی- فیزیکی اشاره شده باشند. دارندگان این گونه ویژگیها نه تنها توانایی جذب دیگران به خود به دست میآورند بلکه در نزد دیگران محبوبیت هم کسب مینمایند. شهرت نیک بر جاذبهی فرد میافزاید و موجب جذب بیش از پیش به افراد دارای ویژگیهای بالا میگردد. مک آریور پا را یک قدم پیش تر گذاشته و شهرت را نوعی قدرت میداند. شهرت بالاستقال یا از طریق جاذبه موجب ایجاد برای افراد مورد اشاره میگردد. اعتبار مبتنی بر شناخت گذشتهی فرد است که به آینده هم تسری مییابد و این انتظار وجود دارد که فرد رفتار گذشته را در آینده هم داشته باشد(فرانزوی،1381: 24). اعتبار، وزن و جایگاهی است که فرد درنظر دیگران دارد. این وزن و جایگاه نتیجه ثبت اعمال گذشته فرد از سوی دیگران است(زتومکا37، 1386: 82). راس معتقد است کسانی که بیشتر اعتبار را نزد جامعه دارند از بیشترین قدرت برخودارند( به نقل از سام دلیری ،1389: 69) و مزن نوو همانند راس اعتبار را عامل کسب قدرت و فراتر از آن (( روح قدرت)) میداند. لاپییر در این باره مینویسد: «آدمی با پرستیژ است که میتواند دیگران را شفتیه خود کند» (لاپیر38،1375: 31). در نتیجه کسب اعتبار، افراد از شأن و منزلت در نزد جامعه برخودار میشوند. اعتبار منجر به باورکردنی شدن گفتارها و رفتارهای فرد میشود که این وضعیت قابلیت اعتماد را به همراه دارد. افراد قابل اعتماد میکنند و نه تنها مسئولیتهای خود را به وی واگذار میکنند، بلکه در برابرگفتههای وی نیز تسلیم میشوند. افراد قابل اعتماد توانایی این را دارند که دیگران را به سمت یک هدف به وجد آورندو دیگران نیزآمادهی انجام این درستکاری میشوند. البته افراد قابل اعتماد که از اعتبار ناشی از جذابیت و محبوبیت برخودارند، هدف همانندسازی دیگران قرار میگیرند (چلبی، 1386: 188).
برای سنجش نفوذ اجتماعی سه مولفه منابع( ویژگیهای شخصی وشخصیتی)، رابطه( که در نتیجه آن جذابیت، اعتماد واعتبار برای فرد ایجاد میشود) و نتیجه ( توانایی) مورد بررسی قرار میگیرد.گروه هایی که دارای ویژگی شخصی وشخصیتی مطلوب هستند، به عنوان افراد یا گروههای با نفوذ تشخیص داد. یعنی کشف یا شناسایی افراد داری منابع نفوذ. اما این روش دو اشکال دارد:هرچند محقق ملاک مطلوبیت ویژگیهای شخصی و شخصیتی را از جامعه و نظرات آنان اخذ کرده و با توسل به آنهادیگران را مورد ارزیابی قرار میدهد، اما چه بسا افرادی که در بررسی، واجد منابع نفوذ تشخیص داده شدند از نظر جامعه دارای این ویژگیها نباشد. این نشان دهنده این امر است که ذهنیت افراد میتوان مستقل از واقعیت باشد. از آنجا که نفوذ در ذهن بازیگران اجتماعی شکل گرفته و قرار دارد، پس ملاک وجود وفقدان نفوذ اجتماعی باید همین ذهنیت جامعه باشد، نتیجه داشتن ویژگیهای شخصی و شخصیتی در شکلگیری جذابیت برای فرد است و جمع ویژگیهای شخصی و شخصیتی با جذابیت می تواند، اعتبار وقابلیت اعتماد برای وی ایجاد کند. ترکیب جذابیت، اعتبار و قابلیت اعتماد به فرد توانایی میدهد که ما را تحت نفوذ قرار دهد. جذابیت، اعتبار و اعتماد متغییرهایی هستند که در روابط اجتماعی بدست آمده و متبلور میشوند. یعنی متغیرهای فرایندی هستند که در رابطه دو طرفه ایجاد میشوند(سام دلیری، 1389: 83-88).

2-1-11. نفوذ در علم سنجی
روش نفوذ نارین
پینسکی و نارین(1976) روششناسی مهم را به منظور تعیین سنجههای اثرگذاری واحدهایی خاص مثلاً مجلات و رشتههای فرعی علمی بر پایه استناد ایجاد نمودند. آنها این سنجه را با عنوان وزن اثرگذاری( نفوذ) مجله معرفی کردند، این سنجه عبارت بود از محاسبه تعداد استنادهای وزن دهی شده که مجلهای از دیگر مجلات دریافت میکند و مستقل از اندازه بوده و بر اساس ارجاعات آن به دیگر مجلات میباشد. یکی از مهمترین عناصر سازندۀ این روش شناسی آن است که به استنادات دریافت شده از مجلات معتبر نسبت به استنادات دریافت شده از مجلات کم اعتبار، وزن بیشتری اختصاص میدهد.نفوذ به بررسی میانگین مجموعه استنادات وزندهی شده به مجموعه مقالات یک مجله میپردازد به جای اینکه به بررسی میزان استنادات به مقالات به صورت انفرادی بپردازد.میتوان برای درک بهتر روششناسی نفوذ به رتبهبندی صفحات در موتور جستجوی گوگل اشاره کرد، که بر مبنا «ارزش» هر صفحه وب بر حسب تعداد پیوندهای دیگر صفحات وب دریافت میکند تعیین میشود؛ منتهی در این ارزشسنجی، وزن پیوندها از صفحاتی که به آنها مرتباً پیوند داده می‌شود، بیشتر از وزن پیوندها از صفحاتی است که فقط تعداد معدودی از صفحات به آن‌ها پیوند دادهاند.
نارین برای برای اندازهگیری نفوذ مجلات سه سنجه معرفی کرد که عبارتند از:
1. وزن اثرگذاری مجله
سنجه مستقل از اندازه تعداد استنادات وزن دهی شده یک مجله که از مجلات دیگر دریافت می کند، به وسیله ارجاعاتی که مجله به دیگر مجلات میدهد، نرمال سازی میشود.
W_i=(دیگر مجلات از خاص مجله یک به استنادات کل تعداد)/(دیگر مجلات به مجله همان از ارجاعات کل تعداد)
2. اثرگذاری برای هر انتشار برای مجلات
تعداد استنادات وزن دهی شده هر مقاله، یادداشت یا مرور در یک مجله که از دیگر مجلات دریافت می کند.
گذاری اثر وزن×ارجاعات/انتشا
رات=اثرگذاری/انتشارات
3. اثرگذاری کلی مجله
نفوذ برای هر دفعه انتشار ضربدر تعداد کل انتشارات (نارین و پینسکی، 1976: 186-190).
(مجلات کلی اثرگذاری=اثرگذاری)⁄(انتشارات×انتشارات تعداد)
طرح وزندهی را که پینسکی و نارین برای نفوذ مجلات مطرح کردند، سالها بعد توسط افراد زیادی مورد توجه قرار گرفت و شاخصهای مختلفی برای ارزیابی پژوهش بر این اساس ایجاد شدند. از جمله شاخصهای نفوذ مجلات، شاخص ضریب نفوذ مجله و همچنین ضریب نفوذ مقالات مجله میباشند. از شاخصهای دیگر که تحت تأثیر روش شناسی نفوذ به وجود آمد میتوان ایجین فاکتور را نام برد.
ایجین فاکتور، سنجهای است که به منظور تعیین تأثیر یک نشریه در میان سایر منابع علمی طراحی شده است. این سنجه بر اساس تعداد دفعاتی که نشریات مورد استناد قرار میگیرند و همچنین تأثیری که هر عنوان استناد کننده دارد، به رتبه بندی نشریات میپردازد. بنابراین به استنادی که از نشریاتی دریافت میشوند که خود بسیار مورد استناد قرار میگیرند، بیشتر وزن داده میشود. سنجه ایجین فاکتور به گونهای طراحی شده است که به سنجش تأثیر کلی نشریه میپردازد و به تأثیر هر مقاله نشریه توجهی ندارد. از این رو، علاوه بر این سنجه، سنجه نفوذ مقاله معرفی شد که به سنجش میزان تأثیر متوسط هر مقاله در یک نشریه میپردازد و از تقسیم مقدار ایجین فاکتور یک نشریه بر تعداد مقالات آن نشریه به دست میآید (کروس، 2008 نقل در بینش و دیدهگاه، 1388).
ضریب نفوذ مجله، معیار اندازهگیری نفوذ مجلات است که در دانشکده زیستشناسی دانشگاه واشنگتن ایجاد شده است و اخیراًٌ از سال 2007 به بعد در نسخه علوم و علوم اجتماعی پایگاه استنادی نشریات که ناشر آن تامسون رویترز میباشد، معرفی شده است. برخلاف ضریب تأثیرگارفیلد، شاخصهای ایجین فاکتور استنادات مجلات را از طریق میزان نفوذ مجلاتی که به آن استناد کردهاند، وزن دهی میکند. (فرانسشت،2010).
شاخص ضریب نفوذ مجله، که محاسبه آن بر اساس تعداد دفعاتی است که یک مقاله منتشر شده در مجله ای که در 5 سال گذشته در جی. سی. آر39 مورد استناد قرار گرفتند؛ اما با در نظر گرفتن این که کدام مجلات به تعداد این استنادها کمک کردند. بر این اساس مجلات با تعداد استنادات بالاتر تأثیر و نفوذ بیشتری نسبت به مجلاتی با تعداد استناد کمترمیگذارند. ارجاعات یک مقاله به مقاله دیگر از همان مجله حذف میشود و در نتیجه ضریب نفوذ مجله تحت تأثیر خود استنادی قرار نمی‌گیرد. شاخص ضریب نفوذ مقالات مجله، متوسط نفوذ مقالات مجله را در طول 5 سال اول پس از انتشار آن محاسبه میکند. محاسبه آن به صورت تقسیم ضریب نفوذ مجله بر تعداد مقالات مجله میباشد. در واقع مثل ضریب تأثیر پنج ساله است که در آن نسبت تأثیر استنادی مجله به اندازه سهم مقاله مجله در طی یک دوره 5 ساله محاسبه میکند. میانه ضریب نفوذ مقالات مجله 1 است و نمرات بالاتر از 1 نشان میدهد که نفوذ هر مقاله در مجله، بالاتر از متوسط است و نمره کمتر از آن نشان میدهد که نفوذ هر مقاله در مجله کمتر از متوسط است(ایجین فاکتور، 2012)
این شاخصها علاوه بر پایگاه گزارش استنادی نشریات، از طریق سایت www.eigenfactor.org هم به صورت رایگان در دسترس عموم قرار دارد و میتوان نتایج حاصل از الگوریتم ضریب نفوذ مجله که برای مجلات پایگاه جی.سی.آر. محاسبه شده است، مشاهده کرد (بینش ودیده گاه،1390).
پایگاه رتبهبندی مجلات و کشورها سایمگو40 با استفاده از دادههای کتابشناختی پایگاه نمایه اسکوپوس41و با استفاده از شاخص اس. جی. آر 42به رتبهبندی مجلات علمی و کشورها بر اساس الگوریتم رتبهبندی صفحات گوگل میپردازد.شاخصاس. جی. آربر اساس یک شبکه استنادی مجله محاسبه شده است که در آن گره نشان دهنده مجلات علمی و ارتباطات بین گرهها روابط استنادی میان مجلات در پایگاه اسکوپوس میباشد. نشان دهنده دورۀ زمانی استناد سه سال میباشد.شاخص اس. جی. آر در دو مرحله محاسبه میشود:محاسبه پرستیژاس. جی. آر که این اندازه‌گیریوابسته به اندازه بوده ونشان دهنده پرستیژکلی مجله میباشدو نرمالسازی این محاسبه شاخص مستقل از اندازه، یعنی شاخص اس. جی. آر ، را ارائه میدهد که میتواند جهت مقایسه مجلات مورداستفاده قرارگیرد.
تفاوت موجود بین دوشاخص اس. جی. آر ، ضریب نفوذ مقاله43میتوان اینگونه بیان کرد:ضریب نفوذ مقاله به صورت 5 ساله و اطلاعات استخراجی از پایگاه وب آو ساینس است در ضریب نفوذ خود استنادی موجود نمیباشد ولی در مورد شاخص اس. جی. آر باید گفت که این شاخص دوره زمانی 3 ساله را در بر میگیرد وهمچنین منابع اطلاعاتی آن پایگاه اسکوپوس است و همچنین خود استنادی در این شاخص به صورت محدود است(گنزالز، بورجا ومویا- آنگون، 2010).
2-1-12. نتیجهگیری
پس از مطالعات انجام شده در حوزههای مختلف میتوان بیان کرد که کیفیت شاخصی است که در تمامی حوزه فعالیت‌های علمی، تجاری، صنعتی، آموزش و پرورش و… مورد توجه پژوهشگران، صعنتگران، دانشگاهیان است، اما نفوذ در جامعه شناسی، رواشناسی اجتماعی و علوم سیاسی یا به بیانی دیگر در حوزه رابطه بین فردی را مورد توجه قرار دارد. پس کیفیت یک معنای عام است در تمامی حوزههای علمی و صنعتی کاربرد دارد در صورتی که نفوذ به طور خاص بر روابط بین فردی توجه دارد. آنچه از کیفیت در مدیریت کیفیت بیان میشود مربوط به کیفیت تولیدات صنعتی و تجاری است ولی آنچه کیفت در علم سنجی بیان میشود بررسی تعداد استناد دریافتی به یک مقاله یا یک مجله از دیگر مقالات و مجلات است. میزان کیف
یت تولیدات علمی را تعداد استناد دریافتی از مقالات یا مجلات مشخص میکند، هرقدر که مقدار استنادات دریافتی بیشتر باشد مقدار کیفیت یک مقاله یا تولید علمی بالاتر میرود. از آنجایی که مقدار کیفیت در علمسنجی با ضریب تأثیر اندازهگیری میشود هر قدر که مقدار ضریب تأثیر یک مجله بیشتر باشد مقدار کیفیت یک مجله افزایش مییابد. وجود ضریب تأثیر بالا باعث تمایل نویسندگان مقالات با کیفیت برای انتشارات مقالات در مجلات با کیفیت یا با ضریب تأثیر بالا میشود و این امر باعث میشود که در جامعه این مجلات خود مجلات معتبر محسوب شوند.
نفوذ حاصل تعامل اجتماعی وکنش متقابل میان افراد جامعه است، نتیجه نفوذ فرد یا گروه بدون اعمال آشکار زور یا بدون اعمال مستقیم قدرت بر روی رفتار و عقاید افراد تغییر ایجاد میکند. ولی آنچه از نفوذ اجتماعی میتوان نتیجه گرفت وجود ویژگیهای شخصی و شخصیتی فردی است که باعث به وجود نفوذ در جامعه میشود. این ویژگیها

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید