ي شهررشت و كمرنگ جلوه دادن آنها در مقايسه با شهرهاي پيرامون، موجب گرديده كه اغلب گردشگران اين شهر را به عنوان يك مقصد مستقل نشناخته و بيشتر به عنوان يك مسير گذري براي رسيدن به شهرهاي اطراف از آن عبور كنند. حال آنكه با اطلاع رساني مناسب و انجام تمهيدات در زمينه ي توسعهي گردشگريشهري، از جمله بازنگري در احياي محلههاي قديمي و تاريخي ميتوان زمينه ي لازم براي افزايش مدت ماندگاري مسافران رادر مركز استان فراهم نمود.
نياوپان (2006)، در ژورنال گردشگري ميراث، گردشگران ميراث را بر اساس انگيزه به سه دسته تقسيم مي كنند: فرهنگ محور، حساس به فرهنگ و آگاه به فرهنگ. اين انگيزهها همراه با آثار باقيمانده از گذشته، گسترهاي از انواع گردشگري ميراث را به وجود ميآورند كه همهي آنها جزء مهمي از محصول ميراث در كشورهاي كمتر توسعه يافته هستند.
نصوري (1389)، در تحقيق خود به بررسي چالشها و فرصت‌هاي گردشگري در مناطق روستايي شهرستان رودبار پرداخته است. رضائي و عليزاده (1389)، نيز در پژوهش خود “توانهاي اکوتوريستي در شهرستان رودبار با تأکيد بر توانايي‌ها و محدوديت‌هاي عناصر اقليمي” را مورد بررسي قرار داده اند.
رضائي و همکاران (1389) نيز در تحقيق خود تحت عنوان”بررسي و تحليل عوامل جذب توريست در شهرستان رودبار با تأکيد بر عوامل محيط طبيعي” به اين نتيجه رسيده اند که شهرستان رودبار به رغم برخورداري از سابقه درخشان فرهنگ و تمدن کهن و جذابيت متعدد گردشگري و بويژه اکوتوريستي، تاکنون آنگونه که شايسته است مورد توجه مسئولين، برنامه‌ريزان و سرمايه‌گذاران قرار نگرفته و به لحاظ ضعف زيرساخت‌ها، مورد استقبال گردشگران نيز قرار ندارد. در تمامي اين تحقيقات به جذابيتهاي گردشگري (اکوتوريستي، فرهنگي و تاريخي) و چگونگي جذب گردشگر در استان و شهرستان رودبار اشاره شده و به توسعه صنعت گردشگري تاکيد شده است.
مطالعات مقدماتي نشان ميدهد که، شهرستان رودبار با جاذبههاي بي بديل طبيعي و تاريخي يكي از مكان هاي تاريخي با پيشينه وتمدن كهن و داراي بناها و محوطههاي تاريخي و باستاني است. در اين تحقيق تلاش بر اين است تا با بررسي جاذبههاي فرهنگي در کنارساير مواهب طبيعي به ارائه رهنمودهاي لازم جهت توسعه ميراث فرهنگي و گردشگري شهرستان رودبار جهت گسترش گردشگري در اين منطقه باستاني پرداخته شود.

1-7. واژه ها و مفاهيم اساسي تحقيق
1-7-1. جغرا فيا و توريسم
جغرافياي گردشگري به عنوان شاخهاي از علم جغرافيا، فعاليتهاي توريستي را به طور مجرد بلكه در قالب و در ارتباط با ديگر عوامل محيطي اعم از طبيعي و انساني بررسي ميكند.
حيات اقتصاد توريستي يك پديده مكاني كه باديگر پديده هاي موجوددر ارتباط بوده و متقابلاً از آنها متاثر ميشود. در هر مطالعه جغرافياي توريستي بايد امكان فعاليتهاي توريستي و ويژ گيهاي توريستي آن مورد مطالعه قرار گيرد همچنين رابطه اين فعاليت با ديگر پديدهها مشخص گردد. از اين رو مطالعات جغرافياي توريستي آگاهي از دو قطب جغرافيا يعني انسان و محيط كه مناظر و چشماندازهاي توريستي جغرافيايي را تشكيل ميدهند از ضروريات است. بنابر اين جغرافياي توريستي به عنوان شاخهاي از جغرافيا داراي جايگاه ويژه و مستحكمي است(رضواني، 1384، 7).
1-7-2. برنامه ريزي
برنامهريزي در جامعترين تعريف عبارت است از سازماندهي آينده براي دستيابي به هدفهايي معين. بنابراين در برنامهريزي، يك عنصر قوي پيشبيني وجود دارد، زيرا تلاش ميكند كه آينده را اگر چه به صورتي جامع، از پيش تعيين كند. اين جامعيت كه ناشي از وجود عوامل زيادي است به صورت خيلي دقيق قابل پيشبيني نيست (ضرغام، 1389،77).
1-7-3. توسعه
انديشمندان متعددي در علوم مختلف سعي نمودهاند براي اين فرايند تعريف جديدي ارائه دهند. مايكل تودارو در كتاب توسعه اقتصادي در جهان سوم از توسعه چنين تعريف دارد: جرياني است كه مستلزم تغييرات اساسي اجتماعي، طرز تلقي عامه مردم و نهادهاي ملي و نيز تسريع رشد اقتصادي، كاهش نابرابري و ريشه كن كردن فقر مطلق است(تودارو،1370،7). همه توسعهها، با تغيير همراه هستند (داسويل، 1387،200).
1-7-4. توسعه گردشگري
توسعه گردشگري يعني تغيير و تحول گردشگري در طول زمان و در مقياسهاي گوناگون جغرافيايي ميباشد (ضيايي، 1388،22).
1-7-5. ميراث فرهنگي
به مجموعه مظاهر مادي اطلاق ميشود كه خارج از وجود ما تحقق مادي و فيزيكي دارد. بيشتر ارزشهاي تاريخي و هنري بر آثار و مظاهر مادي مترتب است مانند شهرها، بناها، اشيا و. . .

2-1. پيوند جغرافيا با فعاليت هاي توريستي
ارتباط علمي و کارکردي ميان جغرافيا و فعاليتهاي توريستي از آنجا ناشي ميشود، که جهانگردي فعاليتي است که در بسته مکان شکل گرفته وتداوم مييابد ومکان يکي از ارکان دانش جغرافيا ميباشد. از مجموعه تعاريفي که از علم جغرافيا و توريسم به عمل آمده است، چنين استنباط ميشود:
“جغرافيا، علم روابط و وابستگي بين محيط طبيعي واشکال زندگي است”.
“جغرافيا علم مکانهاست”
“جغرافيا علم روابط متقابل انسان با محيط است”
“جغرافيا آن قسمت از دانش بشري است که از مشخصات مناطق و نواحي مختلف زمين پراکندگي پديدههاي گوناگون سطح زمين اعم از طبيعي وانساني و بالاخره از روابط انسان و محيط که خود باعث به وجود آمدن پديدههاي انساني است و نيز از روابط متقابل پديدههاي فوق بحث ميکند”(شکوئي،1384،21
).
“تحقيق در مساله وقتگذراني و استفاده از تعطيلات جهت مسافرت به مکانهاي مذهبي، بازرگاني، تفريحي و بهداشتي و… بررسي در عوامل مختلف طبيعي را بهمراه دارد. اينجاست که دانش جغرافيا اين وظيفه مهم را بر عهده ميگيرد، چرا که ميان وقتگذراني انسان در هواي آزاد و محيط طبيعي او روابط محکمي وجود دارد و محيطهاي طبيعي خاص، تفريحات وامکانات ويژهاي خلق مي کنند که با امکانات توريستي نواحي ديگر تفاوت دارد (شکوئي، 1354،5).
انسان قسمتي از اوقات فراغت خويش را در بستر طبيعت سپري مينمايد، بنابر اين محيط طبيعي بر اثر گذراندن اوقات فراغت انساني دستخوش تغيير وتحولاتي ميگردد و از آنجايي که علم جغرافيا بنابر ماهيت خويش به بررسي پديدههاي ناشي از روابط انسان ومحيط ميپردازد، نهايتاٌ ارتباط علمي وکاربردي ميان جغرافيا و فعاليتهاي جهانگردي واضح وآشکار ميگردد. جهانگردي به منظور سفري کوتاه بر دو عامل انسان و مکان تکيه دارد، و بدون انسان و محيط چنين امري اساساٌ نميتواند عينيت يابد و از سوي ديگر جغرافيا بر دو عامل انسان ومحيط و روابط فيمابين بنيان گرفته است و از بررسي چنين مجموعهها و بررسي پيوند ميان جغرافيا و توريسم کاملاٌ روشن و آشکار ميگردد (منشيزاده، 1384،112).
2-2. تعريف فراغت وتفريح
فراغت وتفريح از کلماتي هستند که هرکس بارها آنها راشنيده و يا بکار برده است. فراغت براي اغلب ما معادل اوقات فراغت است. اما تفريح به فعاليتهايي گفته ميشود که براي گذراندن اوقات فراغت انجام ميگيرد.
بيشتر ما ديدارگراني را که از منطقه خودمان و يا از جاي ديگر بازديد ميکنند و شايد آنان را جهانگرد مينامند، ديدهايم که در واقع ديدارگران محلي بودهاند که فعاليتهاي تفريحي انجام ميدادهاند.
2-2-1. فراغت
تعريفي که فرهنگ لغت از فراغت ارائه مينمايد، عبارت است از “زماني که در اختيار خود فرد باشد” متاسفانه اين معني در توصيف مفهوم واقعي فراغت چندان راهگشا نيست. به عنوان مثال، اوقات فراغت شايد به معني زماني است که شما ميتوانيد آنجايي که ميخواهيد برويد وآنچه که ميخواهيد انجام دهيد. وضعيت خودتان را در مدرسه يا دانشکده در نظر بگيريد. وقتي زنگ تفريح ميخورد، آيا اين نشانه فراغت از جلسه درس ميباشد؟ شما ميتوانيد وقت خود را باحرف زدن با دوستان يا بازي با توپ و در اصل انجام هر آنچه ميخواهيد بگذارنيد. البته علاوه بر درس، کارهاي ديگري وجود دارد که ما در 6 زندگي روزانه خود انجام ميدهيم مانند کارکردن، خوابيدن، خوردن و يا کارهاي ديگر، بنابر اين بهتر است در تعريف فراغت بگوئيم:
“زماني که پس از انجام کار، خواب و ديگر نيازها در اختيار فرد ميباشد”.
2-2-2. تفريح
تفريح به فعاليتهاي فراغتي گفته ميشود که مردم براي گذران اوقات خود انتخاب ميکنند. نوع فعاليتها بسيار گسترده است. اما ميتوان بدين نحو طبقهبندي نمود:
* فعاليتهايي که در محل زندگي يا در خانه انجام ميشود.
* فعاليتهايي که در خارج از خانه يا محل زندگي انجام ميگيرد (تريگ، 1378، 9).
2-3. تعريف، مفاهيم گردشگري
براي واژههاي جهانگرد، مسافرت و بازديد کننده 43 تعريف ذکر شده است، در زبان فارسي جهانگردي به معناي “آن که در اقطار عالم بسيار سفر کند” آمده است (دهخدا،1360، 1325).
سياحت در زبان عربي به معناي زياد سفر کردن است و سياح يا جهانگرد، کسي است که زياد سفر ميکند.
دکتر محمدمعين در ذيل واژه سفر اين چنين آورده است: “بيرون شدن از شهر خود و به محلي ديگر رفتن، قطع مسافت، راهي که بهپيمايند از محلي به محل ديگر، توجه دل به سوي حق التعالي” (معين، 1376، 1888).
در سال 1925 کميته مخصوص آمارگيري مجمع ملل افراد زير را جهانگرد شناخت :
1. کساني که براي تفريح ودلايل شخصي يا مقاصد پزشکي و درماني سفر مي کنند.
2. کساني که براي شرکت در کنفرانسها، نمايشگاهها، مراسم مذهبي، مسابقات ورزشي و از اين قبيل به کشورهاي ديگر ميروند.
3. کساني که به منظور بازاريابي وامور بازرگاني مسافرت ميکنند.
4. افرادي که با کشتي مسافرت ميکنند و در بندري در مسير راه تا 24 ساعت اقامت مي يابند(فيض بخش، 1355،12).
توريسم واژهاي است فرانسوي، که از ريشه تور گرفته شده است که معني زير آمده است:
حرکت دوراني (چرخش)، عمل پيمودن، طي کردن پيرامون، سيرکردن، گردش نمودن.
کلمه توريسم نخستين بار در سال 1811 توسط مجله ورزشي اسپورتينگ به کار گرفته شد. در آن زمان اين لغت به معناي مسافرت به منظور تماشاي آثار تاريخي وبازديد از مناظر طبيعي براي کسب لذت به کار ميرفت. در سال 1963 کنفرانسي جهاني گردشگري که در شهر رم برگزار گرديد واژه توريست را چنين تعريف نمود: توريست کسي است که بطور موقت مسافرت ميکند ودر کشور مورد علاقه خود حداقل 24 ساعت اقامت مينمايد. در ضمن هدف از مسافرت خود رايکي از موارد زير انتخاب کند:
استفاده از تعطيلات، تامين سلامتي، مطالعه و تحقيق، موارد مذهبي و ورزشي.
در سال 1989، گي، ماکنز وچوي، مسافرت را اين گونه تعريف نمودند:
عمل جابهجايي به خارج از جامعه براي تجارت يا تفريح و نه براي انجام کار روزمره يا تحصيل (1989، GEE. Makens. choy).
در سال1991، در کنفرانس جهاني جهانگردي در اتاوا کانادا، از جهانگردي وجهانگردان تعاريفي به شرح زير ارائه داده شد:
جهانگردي: به عمل فردي که به مسافرت ميرود ودر آن مکان که خارج از محيط زندگي وي است براي مدتي کمتر از يکسال جهت تفريح، تجارت وديگر هدف ها اقامت نمايد، گفته مي شود.
جهانگرد (بازديد کننده يک شبه): کسي
که حداقل يک شب در يک اقامتگاه عمومي يا خصوصي در محل مورد بازديد، به سر برد.
گردشگر يک روزه (جهانگرد): گردشگري که يک شب را دريک اقامتگاه عمومي يا خصوصي در محل مورد بازديد به سر نميبرد (مسافرت يک روزه)
بازديدکننده:کسي که به محلي غير از محل زندگي خود به مدتي کمتر از 12 ماه مسافرت کند و هدف از ماندش کسب درآمد، در آن محل سفر کرده نباشد.
مسافر: کسي که بين دو يا چند مکان سفر کند.

شکل2-1. بازديد کنندگان وديگر مسافران
در مارس1993، تعريف ارائه شده از جهانگردي توسط سازمان جهاني جهانگردي مورد پذيرش کمسيون آمار ملل متحد قرار گرفت. بر اساس تعريف ارائه شده، جهانگردي عبارت است از: “مجموعه فعاليتهاي افرادي که به مکانهايي خارج از محل زندگي وکار خود به مقصد تفريح واستراحت وانجام امور ديگر مسافرت ميکنند وبيش از يکسال متوالي در آن مکانها مي مانند.
اريک کوهن جهانگرد را اينگونه تعريف ميکند: يک مسافر داوطلب وموقت که به اميد لذت بردن از يک تجربه متنوع وتازه طي يک سفر دو سره نسبتاً طولاني و غيرتکراري، به مسافرت ميپردازد” (جانلي، 1378، 5).
2-4. انواع توريسم
2-4-1. توريسم تفريحي
محيط پرهياهو و آلوده و يکنواخت شهري امروزي موجب فرسايش روحي و جسمي انسان ميشود و بدهي است که اين امر در بازده کار او بسيار موثر است. بنابر اين گرايش براي ايجاد تنوع در محيط زندگي و فرار از فضاي پر تنش شهر کنوني از يک سو و عشق انسان به زيباييهاي طبيعت از سويي ديگر او را به ترک محيط کار و زندگي دائمي خود وا ميدارد. هر سال و هر ماه و هر روز ميليونها انسان فارغ از هر گونه تکلف هنگام تعطيلات يا فارغ از کار به سوي کرانههاي درياها، نواحي خوش آب و هواي روستاها، کناره رودها، دامنه کوهسارها و . .. رهسپار ميشوند و در آغوش طبيعت، خستگي و فرسودگي جسمي و روحي خود را بهبود ميبخشند. شايد انگيزه استراحت و تمدد اعصاب، تفريح و ديدار آشنايان و بستگان مهمترين عامل و انگيزه جابجايي و مسافرت انسان در جهان کنوني مي باشد (رضواني، 1382، 38).
يکي از انواع گردشگري که به سرعت در حال گسترش است. گردشگري با انگيزهي خاص و ماجراجويانه است.
گردشگري با انگيزه خاص، ميتواند بر دامنهي وسيعي از ويژگيها تأکيد کند. موضوعات فرهنگي، رقص، موسيقي، نمايش، هنرهاي زيبا، صنايع دستي، معماري، باستان شناسي، تاريخ و مسيرهاي تاريخي، سبکهاي سنتي زندگي و فعاليتهاي غير عادي اقتصادي را در بر ميگيرند.
گردشگري ماجراجويانه، به گردشگراني اشاره ميکند که به طور جسماني و شخصي خودشان را در گير فعاليتهايي مي کنند. اين فعاليتها شامل شکار حيوانات وحشي، سفرهاي طولاني و دشوار در مناطق دور افتاده، پيادهروي، قايق سواري در دريا و اسکي روي آب است. شکار و ماهيگيري ممکن است به عنوان جنبهاي از علاقه خاص و گردشگري ماجراجويانه در نظر گرفته شود (ولا، 1384، 35).
2-4-2. توريسم درماني
ازدير باز انسان به خواص آبهاي معدني براي شفاي بيماريهاي پوستي، مفصلي و تأثير آب و هوا در تسکين آلام روحي و رواني پيبرده است. روميان باستان براي استفاده از آبهاي معدني به جزيره سيسيل ولمپاردي سفر ميکردند و تأسيسات بيشمار آب گرم معدني در نواحي مختلف ايتاليا، آلمان، فرانسه و . .. وجود دارد که پذيراي ميليون ها جهانگرد طلب آب درماني اند. بسياري از بيماران نيز براي مداوا به مراکز مهم و معتبر پزشکي در کشورهاي پيشرفته يا مراکز و پايتخت


دیدگاهتان را بنویسید