……………………………………………………………………………………………………………….
70

شکل4-23.منبع ترغيب كننده سفر…………………………………………………………………………………………………
71

شکل4-24.اهميت.جايگاه ميراث فرهنگي در بخش مركزي رودبار……………………………………………………..
72

شکل4-25.نقش ميراث فرهنگي در جذب و افزايش گردشگر شهرستان رودبار…………………………………….
73

شکل 4-26 .ميزان شناخت ميراث فرهنگي و تقش آن در جذب و افزايش گردشگر ……………………………..
74

شکل4-27. نقش روستاهاي تاريخي در گردشگري فرهنگي شهرستان رودبار ……………………………………….
75
فهرست اشکال
عنوان
صفحه

شکل4-28.تاثير كمبود اقامتگاهها در وضعيت گردشگري فرهنگي شهرستان رودبار……………………………….
75

شکل4-29. تاثير راههاي نامناسب منتهي به آثار تاريخي در توسعه گردشگري شهرستان رودبار…………………
77

شکل4-30. ميزان آسيب بازديد مكرر و غير اصولي به بافت هاي تاريخي شهرستان رودبار……………………….
77

شکل4-31.نقش تبليغات ناكافي در توسعه ميراث فرهنگي شهرستان رودبار …………………………………………
78

شکل 4-32. نقش برنامه ريزي گردشگري فرهنگي در توسعه توريسم شهرستان رودبار…………………………..
79

چكيده
گردشگري، سفر موقت پارهاي از مردمان است به مقصدي غير از محل زندگي عادي خود. فرهنگ، جاذبه اصلي گردشگري است، بدون فرهنگ كه تفاوتهارا ايجاد ميكند، همه جاها شبيه به هم به نظر ميرسد.
بازديد از منابع فرهنگي و تاريخي يكي از بزرگترين، فراگيرترين و روبهرشدترين بخشهاي صنعت گردشگري عصر حاضر است. در حقيقت، اين چنين به نظر ميرسد كه گردشگري ميراث رشد بسيار سريعتري از ساير اشكال گردشگري، مخصوصاً در كشورهاي در حال توسعه، داشته و بايد آنرا به عنوان ابزار بالقوه مهمي براي كاهش فقر و توسعه اقتصادي جامعه به حساب آورد.
هدف اين تحقيق كه بخش مركزي شهرستان رودبار محدوده، مورد مطالعه آن است، تاثير برنامهريزي ميراث فرهنگي بر توسعه گردشگري اين منطقه است، به همين جهت پرسشنامهاي بر طبق جدول مُرگان (384) و براساس طيف ليكرت تدوين و توسط گردشگران تكميل گرديد و در انتها به كمك”Samples t-test” مورد آزمون قرار گرفت.
با توجه به نتايج به دست آمده ميتوان، اينگونه بيان داشت كه شناخت هر چه بهتر جاذبه ميراث فرهنگي گامي جهت ازدياد گردشگران به سوي اين مناطق ميباشد، اين امر نيز مستلزم برنامهريزي بلند مدت و از طريق تبليغات، احداث تاسيسات گردشگري، ايجاد راههاي مناسب و استاندارد و. . .. در اينگونه از بافتهاي تاريخي است كه ميتوان اميدوار بود كه اينگونه مكانها در شهرستان رودبار با خيل عظيم گردشگر مشتاق و با فرهنگ روبرو گردد.
واژگان كليدي: برنامه ريزي، توسعه گردشگري، گردشگري ميراث فرهنگي، شهرستان رودبار

مقدمه
طبيعت جهانگردي در هر جامعه، متاثر از عوامل پيچيده و در هم تنيده اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي است. عليرغم پيامدهاي اقتصادي چشمگير و قابل توجه صنعت جهانگردي، بسياري از صاحب نظران معتقدند، جهانگردي بيش از آن كه يك فعاليت اقتصادي باشد، پديدهاي فرهنگي است. در طي قرون انسانها با استفاده از عقل، اميد وسخت كوشي محيط زيست طبيعي را به چشماندازي از ميراث فرهنگي تبديل كردهاند. اين چشماندازها كه آثار و ميراث فرهنگي بيقيمتي هستند كه تقريباً غير قابل جايگزين ميباشند.
ميراث تنها گذشته نيست بلكه نماد و بازنمود آن است، از گذشته سخن ميگويد، ما را با خودمان آشنا ميكند و دورنماي آينده را برايمان ترسيم مينمايد. ميراث ميتواند هم بنياني براي اتحاد باشد و هم منشايي براي تنازع. اين كه به چه صورتي و چگونه از آن استفاده كنيم، ماهيت آن را تعيين ميكند. ميراث ميتواند همچون ابزاري عمل كرده و رفاه، آسايش و عزت نفس اجتماعي را براي جامعهاي كه در آن قرار گرفته است به ارمغان آورد، اين دارايي چنانكه به صورت كارا و اثربخش، مديريت شود و به گونهاي پايدار توسعه يابد ميتواند سرچشمه منافع اقتصادي و اجتماعي- فرهنگي سرشاري براي جامعه مورد بحث باشد. با توسعه سايتهاي ميراث براي اهداف گردشگري نه تنها بودجه مورد نياز براي حفاظت و نگهداري از سايت را ميتوان تامين كرد، بلكه اجتماع پيرامون را نيز از رهيافتهاي مثبت اقتصادي حاصل از حضور گردشگر ميتوان بهرهمند ساخت. ليكن بايد توجه داشت كه گردشگري ميراث فرهنگي چالشها و مسائل فراواني را نيز براي اجتماع محلي، به ويژه در كشورهاي در حال توسعه، ميتواند به وجود آورد كه اتخاذ مديريت كلنگر و توانمندسازي اجتماع محلي بسياري از اين چالشها و مسائل را ميتواند كاهش دهد(تيموثي،1389، 9).
كشور ايران، از ميراث فرهنگي 5000 سالهاي برخوردار است كه در بر گيرنده تمدنهاي ادوار مختلف تاريخ بشري است و از نظر وجود بناهاي تاريخي كمتر كشوري قابل مقايسه با ايران است به طوري كه از طرف سازمان جهاني يونسكو، ايران به عنوان يكي از 10 كشور مهم جهان با آثار ارزنده تاريخي معرفي شده است امروزه، پديدههايي چون جهانگردي از حالت نوعي ابزار سياسي خارج شده و به يك جريان طبيعي مبادله فرهنگي بدل گرديدهاند.
گيلان بيهيچ گزافه و گمان، يكي از كهنسالترين زيستگاهها و خاستگاههاي فرزندان ايران زمين است. اين سرزمين، فراخناي تاريخ ايران و فر
ازگاه تاريخ تشيع ايران است.
اما امروز از گيلان بزرگ چه مانده است جز نشانههايي در دل كتابهاي تاريخ و بناهايي كه رو به ويرانياند و يادها و نواهايي درباورها و آيينها و آواهايي كه بر زبان مردان و زنان اين ديار به زيبايي نشستهاند و برشيوههاي زيست مردم اين سامان دلالت دارند. جاذبههاي تاريخي گردشگري گيلان، مجموعه اي از يادمانهاي مربوط به ادوار مختلف است كه قدمت برخي از آنها(مانند غارهاي باستاني دربند رودبار) به بيش از 100هزار سال پيش ميرسد (جهاني، 1386،13).
يكي از نقاطي كه آثار تاريخي فراواني را در خود جاي داده است، بخش مركزي شهرستان رودبار ميباشد كه در اين تحقيق به چالشهاي پيشروي آن ميپردازيم، باشد كه با برنامهريزي مناسب اين آثار ارزشمند تاريخي گردشگر بيشتري را جذب نمايد. براي شناخت آنچه كه از اين ميراث بزرگ مانده است، بايد گامهاي استوار برداشت و دستاورد پژوهشها و تحقيقات انديشمندان را گردآورد و به نسل جوان و نسلي كه فرداي اين ديار از آن اوست، سپرد.

1-1. بيان مسأله
امروزه صنعت گردشگري يكي از 3 صنعت برتر جهان از نظر ايجاد اشتغال ودرآمد ارزي مطرح است. گردشگري عامل مهم واساسي براي توسعه وپيشرفت اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي وسياسي مناطق و همچنين يكي از روش هاي پررونق گذران سالم اوقات فراغت به شمار مي رود.
اين صنعت كه از آن به عنوان صنعت نامرئي ياد مي شود موجب توسعه همه جانبه مناطق شده مشاغل بي شماري ايجاد كرده وباعث ارتقاء سطح دانش وآگاهي انسان ها مي شود وبه همين دليل به عنوان پديده اي مهم در تسهيل امر توسعه به شمار ميرود (گولتا، 1384،43).
بازديد از منابع فرهنگي وتاريخي يكي از بزرگترين، فراگيرترين و روبه رشدترين بخش هاي صنعت گردشگري عصر حاضر است. در حقيقت، اين چنين به نظر مي رسد كه گردشگري ميراث رشد بسيار سريع تري از ساير اشكال گردشگري خصوصا در كشورهاي در حال توسعه داشته و بايد آن را به عنوان ابزار بالقوه مهمي براي كاهش فقر و توسعه اقتصادي جامعه به حساب آورد.
گردشگري ميراث معمولا به عناصر زنده و بنا شده فرهنگ متكي است واز گذشته ملموس و ناملموس به عنوان منبعي براي گردشگري بهره مي گيرد. اگرچه روز به روز علاقه به گردشگري ميراث بيشتر مي شود ولي رشته اي نو پا است در رابطه با پويايي گردشگري ميراث فرهنگي در مناطق در حال توسعه، فقدان تحقيقات يكپارچه هنوز احساس مي شود.
كشور ايران به عنوان يكي از تمدن هاي باستان داراي ميراث فرهنگي عظيم و چشمگير مي باشد.
يكي از مكان هايي كه داراي پيشينه وتمدن كهن و داراي بناها و محوطه هاي تاريخي و باستاني و. .. است شهرستان رودبار مي باشد. اين شهرستان منطقه اي كوهستاني و مرتفع ترين شهرستان استان گيلان با مساحت در حدود 2300 كيلومترمربع به شمار مي رود.
اين تحقيق مي كوشد با برنامه ريزي و ارائه راهكار جهت توسعه ميراث فرهنگي بخش مركزي شهرستان رودبار به گسترش گردشگري اين منطقه باستاني كمك نمايد.
1-2. اهداف تحقيق
-شناخت و معرفي آثار وابنيه هاي تاريخي و محوطه ها در بخش مركزي شهرستان رودبار
– شناخت ميراث فرهنگي و تاثير آن بر جذب گردشگر در بخش مركزي شهرستان رودبار
– ارائه راهكار جهت توسعه گردشگري ميراث فرهنگي در بخش مركزي شهرستان رودبار
1-3. سوال تحقيق
آيا شناخت ميراث فرهنگي بخش مركزي شهرستان رودبار موجب توسعه گردشگري منطقه مي گردد؟
1-4. فرضيه هاي تحقيق
1. شناخت ميراث فرهنگي موجب جذب گردشگر به اين منطقه ميگردد.
2. برنامه ريزي جهت گردشگري ميراث فرهنگي موجب توسعه گردشگري منطقه ميگردد.
1-5. محدوديتها و موانع تحقيق
همواره پژوهشگران در تحقيقات خود با محدوديتهايي مواجه هستند. محدوديتها به عنوان يك واقعيت باعث كند رسيدن به هر هدفي ميگردند، تحقيق حاضر نيز از اين قاعده مستثني نميباشد. لذا محدوديتهاي اصلي اين تحقيق عبارتند از:
1. عدم همكاري مسئولان سازمانها و مراكز
2. عدم همكاري عده اي از گردشگران
3. كمبود منابع در مورد محدوده تحقيق
4. عدم همكاري سازمان متولي و نداشتن اطلاعات به روز و كافي در اين زمينه.
1-6. پيشينه تحقيق
اگرچه روز به روز علاقه به گردشگري ميراث بيشتر ميشود، ولي رشتهاي نو پا است و در اين مقوله فقدان تحقيقات احساس ميشود. درباره اين موضوع در سطح منطقه كاري صورت نگرفته است به جز در معدودي از كتابهاي خارجي كه به صورت جزئي در مورد جغرافياي فرهنگي (بعد مادي) توضيحاتي داده شده است. در ذيل به چند نمونه اشاره مي شود:
-عظيمي(1382)، در مقاله اقتصاد جهانگردي ميراث فرهنگي به اين امر ميپردازد كه شهرها و شهركهاي تاريخي بدون ترديد بهترين نمونه ميراث فرهنگي و اجتماعي محسوب ميگردند و محقق به اين نتيجه دست پيدا كرده است كه بايد بهاي بيشتري را به مطالعات كاربردي جهت ارزيابي تاثيرات در اقتصاد شهر، منطقه و حتي كل اقتصاد، مقصد جهانگردي فرهنگي داده شود.
-سلطاني،1388، در مقاله بازآفريني مركز شهر، توسعه گردشگري برمحور مركزتاريخي شهر به اين مقوله ميپردازد كه مراكز تاريخي شهرهاي ايران مهمترين جاذبههاي گردشگري اين شهرها هستند و وجوه متمايز و خصوصيات منحصربه فرد مكاني، تاريخي و فرهنگي هر شهر را در واقع بايد در همان بافت تاريخي وآثار كالبدي و معنايي به جاي مانده درآن جستجو نمود. در نتايج اين پژوهش به اين جمعبندي رسيده است كه پيشينه و ش
رايط حال حاضر شهرهاي ايران نشانگر اين حقيقت است كه ويژگيها و مزيتهاي ذكر شده براي مركز تاريخي شهر در خصوص غالب شهرهاي تاريخي كشور صدق ميكند. ليكن به دليل فقدان زير ساختهاي مناسب جهت ايجاد جاذبه هاي مكمل، توجه به مراكز تاريخي شهر به عنوان مهمترين و موثرترين مزيت نسبي در جذب گردشگران داخلي و خارجي و توسعه صنعت گردشگري در شهرهاي متوسط كشور از اهميت ويژهاي برخوردار است.
جهاني(1390)، در مقاله نيمنگاهي به محور گردشگري تاريخي و طبيعي روستاي يسن (ديلمان)، مينويسد: ميراث فرهنگي هر ملتي بيانگر جنبه نبوغ آن ملت و تداوم اسرارآميزي است كه هر ملت آنچه را در طي قرون و اعصار آفريده است و هرآنچه كه ميتواند بالقوه در آينده بيافريند، با هم ارتباط ميدهد. فعاليتهاي صنعتي و كشاورزي در طي چند سال اخير در مناطق كوهستاني، جلگهاي گيلان موجوديت تپههاي باستاني محوطههاي تاريخي و بناهاي قديمي خصوصا روستاي يسن در ديلمان (سياهكل) را شديداً به مخاطره انداخته است. برخي از اين آثار منجمله گورستانهاي تاريخي پيش ازآن مورد حفاري علمي قرار بگيرند مورد حفاري غير مجاز قرار گرفته است. در اين استان به لحاظ تنوع اشياء مكشوفه از منابع مختلف آن از قديم الايام محل استقرار و تمدن زيست بوده است. اين نكته حائز اهميت است كه تحقيقات انجام يافته در استان گيلان مقطعي بوده و نه تنها استمرار نداشته بلكه يك حوزه جغرافيايي معيني را نيز در حيطه پژوهش خود نداشته است.
-خاكبان(1390)، در مقاله خود تحت عنوان آسيبهاي مردمي در بناهاي تاريخي، لزوم آشتي با مردم و كمك طلبيدن ازآنان در حفظ و حراست از ميراث عظيم برجاي مانده از گذشتگان را مهم ارزيابي نموده است، اما گام برداشتن در اينسو، كاري سخت و دشوار و نيازمند پيدا نمودن راهكارهاي اجرايي دانسته است. بر اين اساس در يك جمع بندي كلي پيشنهادهايي را ارائه نموده است:
* ضرورت ارائه طرح جامع حفاظت شهر و روستاهاي تاريخي با عنايت به بناهايي كه داراي ارزش فرهنگي هستند و بدون فراموش كردن بناهايي كه متعلق به دوران مدرن هستند.
* به اجرا گذاردن سياست مستمر در زمينه حفاظت، نيازمند اقدام گسترده درزمينه تمركززدايي و توجه دقيق به فرهنگ محلي است.
* -تلاش در جهت حفظ اصالت بنا، منجر به جذب گردشگران و فراهم نمودن بستري مناسب جهت اشتغال خواهد بود.
* فرهنگسازي از طريق ساخت برنامه هاي فرهنگي و اطلاع رساني به وسيله مطبوعات ويا ساير مكانيزمهاي ممكن.
* هماهنگي بين مسوولين محلي و نمايندگان سازمان ميراث فرهنگي جهت ارايه تمهيداتي در زمينه كاهش آسيبهاي مردمي و فراهم نمودن زمينههاي اجرايي آن.
* برگزاري دورههاي آموزشي چگونگي حفاظت از ابنيه وآثارتاريخي جهت متوليان بقاع متبركه.
* انجام پژوهشهاي مطالعاتي و گنجاندن آن در برنامههاي آموزش عمومي.
حقدوست (1391)، در مقالهاي تحت عنوان، بازسازي محلههاي قديمي شهررشت به منظور توسعه جاذبههاي گردشگري شهري (مطالعه موردي، محلهساغريسازان) به اين نتايج دست پيدا كرده است كه جاذبههاي مذهبي و بافت تاريخي محله ساغريسازان در كنار معماري قديمي موجود، ميتوانند عوامل مثبتي در جذب گردشگران محسوب شوند. حال آنكه عدم شناخت مسافران نسبت به جاذبههاي گردشگر


دیدگاهتان را بنویسید