ی زن و احقاق حقوق او گذاشته‌اند؟
برای این منظور ابتدا سعی می‌کنیم دیدگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را بر مبنای سه نگرش کلی تقسیم بندی کرده و ببینیم چه نوع نگاه و نگرشی بر دیدگاه امام و قانون اساسی حاکم بوده و آیا برابری و یکسانی حقوقی زن و مرد که مدنظر امام بوده، در قانون اساسی کشور منعکس شده است؟ و اگر نشده، این خلأ ها کجاها نمود بیشتری پیدا کرده و در راستای تحقق برابری‌ها، دو مجلس مردمی ششم و هفتم شورای اسلامی چه اقداماتی را انجام داده‌اند و در این دو مجلس چه نگرشی بر مصوبات و مباحثات در حوزه زنان سایه افکنده است؟ تقسیم‌بندی مواد قانون اساسی و دیدگاه زن‌محور رهبر انقلاب اسلامی و مصوبات زن‌محور دو مجلس ششم و هفتم بر مبنای دو دیدگاه و نگرش صورت گرفته که عبارتند از:
1- دیدگاه تساوی‌گرای هویتی: که بر مبنای آن فردیت و استقلال زن مدنظر بوده و زن دارای هویت مستقل است و به عنوان یک انسان و نه صرفاً یک زن دارای هویت است و در قالب یک انسان مطرح می‌شود و دارای جای‏گاه خاص انسانی است و همه حقوق یک انسان به او تعلق میگیرد. (زن مستقل)
2- دیدگاه تفاوت‌محور جنسیتی: که بر مبنای این دیدگاه، زن در قالب نقش مادری و همسری هویت پیدا می‌کند و حضورش در اجتماع هم به صرف تکالیف و مسئولیتی است که صرفاً به لحاظ نقش شهروندی بر او حمل می‌شود نه به لحاظ یک حق انسانی و به عبارتی؛ زن متناسب با نقش خود صاحب حقی می‌شود. (زن به عنوان مادر، همسر، دختر)

ب) اهمیت موضوع
با توجه به این‌که «رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی» در صدر وظایف برای تضمین حقوق او قرار دارد، لذا باید نهادها و سیاست‌گذاران قانونی موظف باشند تا مسیر رسیدن به این امر مهم را هموار نمایند. بدین ترتیب، زنان در سایه این حمایت‌های قانونی می‌توانند از امکانات قانونی برای رشد همه‌جانبه خود بهره ببرند و نهادها و سازمان‌های مختلفی که در ارتباط با این امر کار می‌کنند نیز مکانی برای طرح مسائل و مشکلات خود داشته باشند تا بهتر بتوانند در همکاری با یکدیگر در این راستا گام بردارند.

ج) پرسش‌های تحقیق
در این تحقیق به دنبال پاسخ به این پرسش‌ها هستیم:
سوال اصلی:
مجالس قانون‌گذاری ششم و هفتم در وضع قوانین برای بهبود جایگاه زنان بر وفق قانون اساسی تا چه اندازه موفق بوده‌اند و خلاء قانون‌گذاری در این باره چگونه است؟
سوالات فرعی:
زن در نگاه امام خمینی چه جای‏گاهی دارد؟
زن در قانون اساسی چه جای‏گاهی دارد؟
آیا نگرش امام خمینی بر قانون اساسی کشور در حوزه زنان منعکس است؟
نگاه غالب مجلس ششم نسبت به زن چه نگاهی است؟
آیا مجلس ششم در راستای تحقق اهداف امام در حوزه زنان حرکت کرده است؟
نگاه غالب مجلس هفتم نسبت به زن چه نگاهی است؟
آیا مجلس هفتم در راستای تحقق اهداف امام در حوزه زنان حرکت کرده است؟
مجالس ششم و هفتم در مقایسه با یکدیگر چه اقداماتی برای بهبود جایگاه قانونی زنان انجام داده‌اند؟
آیا دو مجلس ششم و هفتم در مصوبات خود، در راستای تحقق نگرش امام خمینی و قانون اساسی در حوزه زنان گام برداشته‌اند؟
کدام ‌یک ازدو مجلس ششم و هفتم در مقایسه با یک‏دیگر در حوزه زنان موفق عمل کرده است؟
در چه حوزه‌هایی از حقوق زنان، خلاء قانون‌گذاری هم‌چنان باقی مانده است؟
د) فرضیه‌های تحقیق
فرضیه اصلی:
به نظر می‌رسد که مصوبات مجالس قانون‌گذاری ششم و هفتم در وضع قوانین برای بهبود جایگاه زنان بر وفق قانون اساسی ناموفق بوده‌اند و خلاء قانون‌گذاری در این‌باره هم‌چنان وجود دارد.
هـ) پیشینه تحقیق

در مورد بررسی نگرش حاکم بر زن در قانون اساسی و متن سایر قوانین چه در داخل و چه در خارج از کشور کمتر مطلبی صریحاً به این موضوع اشاره داشته است و تنها چند مقاله و کتاب که به نوعی می‌توان گفت صرفاً اشاره‌هایی داشته و بیشتر به قوانین مرتبط با زنان یا قوانین تبعیض‌آمیز پرداخته‌اند، در دسترس می‌باشد. بیشتر منابع در دسترس، عمدتاً خود کتب قوانین و مصوبات و مباحثات و مذاکرات مجلس در سایت مجلس شورای اسلامی ایران و نیز مصاحبه‌ها و نوشته‌های خود نمایندگان دوره‌های مختلف مجالس قانون‌گذاری و مقالات نه صرفاً علمی همین افراد می‌باشد که در فهرست منابع ذکر خواهند شد. در ادامه به کتب و مقالات چندی اشاره می‌شود که ارتباط هرچند ناچیزی با موضوع داشته‌اند.
در مقاله‌ای تحت عنوان: «زن و خانواده در مشروح مذاکرات قانون اساسی» نگرش خبرگان ملت به زن و خانواده در مشروح مذاکرات مجلسِ بررسى نهایى قانون اساسى در سه حوزه: معرفت‏شناسى، حقوق و تکالیف و مشارکت سیاسى اجتماعى، بازیابى شده است.
درتحقیقی با عنوان «مقایسه جای‏گاه زنان در برنامه‌های توسعه و کلان جمهوری اسلامی ایران» به نظر می‌رسد توجه به جای‏گاه زنان در برنامه‌های توسعه بر روی محور حداقل‌ها و حداکثرها در نوسان بوده، و حداقل‌ها از برنامه اول شروع شده و در برنامه چهارم و پنجم به سمت حداکثرها پیش می‌رود. در مجموع توجه به جای‏گاه زن در فرایند توسعه کشور در برنامه‌های سوم، چهارم و پنجم توسعه، دارای روندی رو به بهبود و پیشرفت بوده است و هر جا که این مهم (جای‏گاه و نقش زنان) تضعیف شده، کل فرایند توسعه انسانی کشور دچار فرسایش آماری گشته است.
در کتابی تحت عنوان: «حقوق زن در قوانین جمهوری اسلامی ایران» به نقد و بررسی حقوق خاص زنان در قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه پرداخته شده و در فصل دوم از کتاب، نگرش قانون اساسی به زن را نگرشی مبتنی بر نقش سنتی آنان در جامعه یعنی مشارکت آنان در تشکیل خانواده دانسته است. به عبارت دیگر زن به مناسبت همسر و مادر بودن مورد توجه قرار گرفته است.
در کتابی با عنوان: «حقوق زن در ایران و اسناد بین‌المللی» به بررسی حقوق مختص زن در قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه ایران و مقایسه این قوانین با اسناد بین‌المللی و حقوق بشری پرداخته شده است.
و) مبانی نظری
از آن‌جایی که قوانین ما، تحت تأثیر فقه ما قرار دارد، بنابراین در تبیین دیدگاه‌های نظری درباره حقوق زنان ناگزیر از بیان نظرات فقها و صاحب‌نظران، عموماً در گستره کشورهای اسلامی و خصوصاً ایران هستیم.
در دو قرن اخیر به موازات حرکت‌های ملی‌گرایانه، استعمار ستیز، استقلال طلب و آزادی‌بخش، زنان در کشورهای اسلامی نهضتی را آغاز کردند. از طرفی آشنایی مسلمانان با تحولات و اندیشه‌های مدرن غرب که در نتیجه گسترش روابط با دنیای غرب صورت گرفت، سبب تغییراتی در ساختار سیاسی و اقتصادی و … شد که زمینه ساز تحولات بسیاری در جوامع مسلمان گردید. این تغییرات در جهان عرب، با آغاز «نهضت رنسانس» در ابتدای قرن 19 میلادی، منجر شد تا زنان به کندی، حقوق از دست رفته خویش را دوباره کسب کردند…».
در راستای مبارزات زنان در کسب حقوق از دست رفته، مهم‌ترین مساله دست‌یابی به حق آموزش و تحصیل برای دختران و تأسیس مدارس دخترانه بود. در شرایطی که سنت‌گرایان دینی و مذهبی به شدت با این تحول مخالفت می‌ورزیدند، مصلحان و اندیشمندانی که از نزدیک با تحولات و دستاوردهای تمدن غرب آشنایی پیدا کرده به دنبال راه حلهایی بودند تا به این جوامع عقب مانده سامان بخشند و بتوانند پیشرفت و توسعه را آن‌چنان که در جوامع غربی و اروپایی به وضوح دیده میشد، برای مسلمانان به ارمغان آورند.
در آن زمان، طیف گسترده‌ای از متفکران و مصلحان اجتماعی در جهان اسلام به دنبال تغییراتی در وضعیت حقوقی و اجتماعی جامعه و به خصوص زنان، نظریاتی را ارائه می‌کردند. این نظریات گاه در چارچوب شریعت و قوانین اسلامی و گاه از سوی روشن‌فکران تحصیل‌کرده در غرب، تحت تأثیر افکار آزادی‌خواهانه غرب به وضع زنان مسلمان از دیدگاهی غیر سنتی، تجددگرایانه و سکولار می‌پرداخت. میتوان نظریات ایشان را به این ترتیب دسته بندی کرد:
1- دسته اول: مصلحان اصول‌گرا که نسبت به مدرنیته، فمینیسم، آزادی و حقوق بشر به شیوه غربی، نگاهی انتقادی و محتاطانه اتخاذ کرده و تلاش نموده‌اند تا مباحث مربوط به وضعیت و شرایط زنان را در دیدگاهی اسلامی و چهارچوب شریعت جستجو نمایند. در میان این گروه از اندیشمندان اسلامی با گستره متنوعی از آراء و عقاید مبتنی بر بنیادگرایی اسلامی و یا اجتهادی و پویا روبرو هستیم. از جمله کسانی که در این دسته قرار می‌گیرند عبارتند از: محمد عبده، سید جمال الدین اسد آبادی، سید قطب، محمد غزالی، مرتضی مطهری، محمد حسین فضل الله، محمد مهدی شمس‌الدین، امام خمینی «ره» (پیرو دیدگاه اجتهادی) و سید قطب، رشید رضا، محمد غزالی (پیرو دیدگاه نوسلفی یا بنیادگرا).
2- دسته دوم: شامل آن دسته از روشن‌فکران و اندیشمندانی است که به دلیل آشنایی با تحولات غرب در تمامی ابعاد و زمینه‌ها و بالاخص موقعیت زنان، درصدد برآمدند تا به گونه‌ای شرایط نابرابر و تبعیض‌آمیز زنان در جوامع اسلامی را تبیین نموده و به ارائه راه‌کارها و راه‌حل‌هایی مشابه با زنان در اروپا اقدام نمایند، در این طیف البته گروه دیگری از فعالین نیز حضور داشتند که در جهت مبارزه با استعم
ار و مداخله غربیان، جنبش‌های ضد‌استعماری و ملی‌گرایانه را هدایت می‌کردند و نسبت به حضور زنان و فعالیت‌های ایشان در این حرکت اظهار علاقه می‌نمودند.
3- دسته سوم: شامل مارکسیست‌ها و چپ‌گرایانی بودند که در جوامع اسلامی برای مدتی ظهور پیدا کردند.
الف) اصول‌گرایان
1- نوسلفیان (بنیادگرایان)
اصول‌گرایان که تکیه بر اصول و قوانین اسلامی می‌نمودند، خود بر دو گروه متفاوت تقسیم می‌شوند. گروه اول نوسلفیان نام دارند که از میراث تفکر و اندیشه قدیم، از جمله آموزه‌های «غزالی» (505-450 هـ. ق) درباره زنان و حرکت‌های اصلاح‌گرایانه سده 18 و 19 من جمله نهضت محمد بن عبدالوهاب در عربستان و نهضت‌های اسلامی افراطی در شمال آفریقا، لیبی و سودان، تأثیر پذیرفته است. «اهداف این جنبش‌های اسلامی (نظیر همین حرکت محمد بن عبدالوهاب)، دعوت به اسلام واقعی جهت یافتن الگوی اصیل زن، زدودن سنت‌های جنسی و جنسیتی سده بیستم و ایجاد وحدت میان زنان مسلمان از طریق جذب شدن در جنبش‌های گوناگون زنان بود».
نو سلفیان «به بازگشت مستقیم به نصوص و تکیه بر حلال و حرام فقهی روی می‌آوردند و برنامه‌های اصلاح‌گرایانه ای را به ویژه در تدوین قوانین مربوط به احوال شخصیه تدوین و تنظیم نمودند، در ارتباط با زنان تلاش داشتند آن‌را به نصوص قرآن و سنت و اجتهاد‌های برخی فقها پیشین ربط دهند، اینان حملات شدیدی را بر ضد اوضاع زن غربی شروع کردند، زیرا مرکز فتنه و موجب فساد زن مسلمان می‌شد».
در این دیدگاه، تصویری که از زن ارائه می‌شود در دو وجه مختلف ظاهر می‌شود، زیرا از یک سو معتقدند که اسلام زن را در اموری چون انسانیت و کرامت، آفرینش، تربیت فرزندان، اخلاق، جزا و کیفر، عمل به اسلام و زندگی با آن و… برابر با مرد می‌داند و از این رو زن مخاطب خداوند در اموری چون ایمان، معرفت و عمل صالح واقع می‌شود، و از سوی دیگر به تفاوت‌های موجود میان زن و مرد اشاره کرده و تفاوت‌های جسمی و طبیعی را منشاء تفکیک نقش‌های زن و مرد قلمداد می‌کنند. «به این ترتیب طبیعت زنانگی از مردانگی تفاوت می‌یابد و جنس و جنسیت توأمان در چارچوب کهن» جنس جای می‌گیرد و طبیعت و سرشت و فطرت زنانه معیار می‌شود».
نتیجه افکار و عقاید نو‌سلفیان و اصالتگرایان در جوامع اسلامی به ویژه کشورهای عرب، تأثیرات غیرقابل انکار و مشهودی در وضعیت زنان برجای گذاشت. «نو سلفی‌ها نه تنها دستاوردها و مشارکتهای اجتماعی زنان و منادیان حقوق زن را نادیده گرفتند و ناچیز شمردند، بل‏که با جعل و غیرواقعی جلوه دادن تاریخ، منادیان آزادی زنان را عاملان استعمار و صهیونیسم معرفی کردند».
2- اجتهادگرایان
دیدگاه دیگر در میان اصولگرایان، اجتهادگرایی نام دارد که در میان فقها و اهل سنت و امامیه افراد فراوانی در حیطه حقوق زنان آراء و نظریات خویش را بیان کرده‌اند. در میان اندیشمندان امامیه پس از امام خمینی،«بیشک مهمترین و بارزترین شخصیت ایرانی، مرتضی مطهری است که از دیدگاه اجتهادی به حوزه مطالعات زنان نگریسته است و در خارج از ایران، مهمترین شخصیت این دیدگاه، محمدحسینفضلالله میباشد».
ریشههای تاریخی نگرش اجتهادی را میتوان در آثار کسانی چون «طهطاوی»، «سیدجمال

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الدیناسدآبادی»، «عبده»، «کواکبی» و تا حدودی «رشید رضا» یافت، که نمایندگان فکری اندیشه اسلامی نوگرا میباشند. «دستاورد اندیشه اسلامی نوگرا را برای دیدگاه اجتهادی در سه مفهوم کلیدی میتوان خلاصه کرد: «مرجعیت عقل در استنباط احکام دینی»، روش عقلگرایی در اندیشه اسلامی نوگرا، منجر به گشایش باب اجتهاد در مسائل اجتماعی در اسلام سنی شد. توجه به فطرت، طبیعت و حقوق طبیعی برای تحلیل مسائل زنان، دومین دستاورد اندیشه نوگرا برای دیدگاه اجتهادی است» و «سرانجام سومین دستاورد اندیشه نوگرا برای دیدگاه اجتهادی، توجه به عنصر زمان و عناوین متغیر در دین و نقش آن در تحول تعالیم جنسی و جنسیتی است».
در این میان، امام خمینی از جمله افرادی است که نسبت به مسائل زنان دیدگاهی تازه و اجتهادی نوین دارد. ایشان در قالب سخنرانی‌ها بیان داشتند زن در ذات و کرامت انسانی با مرد تفاوتی ندارد.
«امام خمینی در چارچوب جهانبینی توحیدی و مقام انسانی زن که وظیفه الهی و صاحب کرامت و معنویت است، به تبیین جای‏گاه و نقش زن در اجتماع پرداخته است. زن مسلمان در این دیدگاه به شکل مستقیم و غیرمستقیم در صحنههای مختلف اجتماعی- سیاسی دارای نقش اساسی و کلیدی است».
نقشی که بدین ترتیب زن در عرصههای مختلف پیدا میکند از نظر ایشان، یک تکلیف و مسئولیت الهی است نه یک حق انسانی.
به اعتقاد امام خمینی: «در جامعه اسلامی زن در شکل مستقیم و غیرمستقیم به ایفای نقش سیاسی و اجتماعی خویش میپردازد. آنها اولاً، فعالانه در صحنههای سیاسی، اجتماعی حضور دارند. ثانیاً، با فعالیت و پیشگامی خود در این امور مردان را فعال و مهیج میکنند و ثالثاً، با تربیت و پرورش فرزندان خود نسل فعال بعد را تحویل میدهند».
اما فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زن مسلمان از دید ایشان بایستی «در چارچوب ایدئولوژی اسلامی باشد، لذا حفظ موازین شرعی در روابط زن و مرد و رعایت حجاب از اصول تفکیک‌ناپذیر آنست».
امام خمینی، در زمان پهلوی، با ورود زنان به جامعه و دخالت در امور اجتماعی، شرکت در انتخابات مجلس و انجام مشاغل اداری مخالفت میکردند، اما پس از انقلاب نسبت به این امور از طرف زنان نظر مثبتی داشتند و حتی به شرکت زنان در مسائل سیاسی و اجتماعی تأکید میکردند، «این تغییر نگرش به دلیل مناسبات مفسدهآمیز ساختار سیاسی و اجتماعی وابسته به غرب رژیم پهلوی و نیز القای بیارزش بودن نقش مادری یعنی تزاحم میان وظایف خانوادگی و نقش مادری با وظایف اجتماعی بوده است».
امام خمینی نقش زن در خانواده را به عنوان مادر و همسر در راستای تعلیم صحیح فرزندان بسیار ضروری می‌داند ولی آن را در تضاد با قبول مسئولیت سیاسی و اجتماعی نمی‌داند.از طرفی ایشان به تحصیل زنان در حوزه‌های مختلف کنار تهذیب و تربیت نفس تأکید داشتند. از
نظر ایشان زنان حق دارند با انتخاب شغل مناسب در راستای حفظ کانون خانواده و سود رسانی به اجتماع شرکت نمایند.
ایشان معتقد هستند: «از بابت حقوق انسانی تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد، زیرا هردو انسان‌اند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش را هم‌چون مرد دارد، در بعضی موارد تفاوتهایی بین زن و مرد وجود دارد که به حیثیت انسانی آنها ارتباط دارد. زن باید دارای حقوق مساوی با مرد باشد. اسلام بر تساوی زن و مرد تأکید کرده است و به هر دوی آنها حق تعیین سرنوشت داده است. یعنی که باید از همه آزادیها بهرهمند


دیدگاهتان را بنویسید