طی هلاک گشتیم (ارمیا۴۴ :۱۷-۱۸).
یهودیان برای اولین بار در۵۸۶ق.م در تاریخ ملی حیات خود، پراکنده شدند. این آوارگی بنا به گفتهی ارمیا (۱۲:۲۵)، ۷۰ سال به طول انجامید.۷ گالوت۸ اصطلاحی است که این موقعیت را تشریح میکند. دومین آوارگی قوم در ۷۰م. با ویرانی معبد دوم آغاز شد و تا ۱۹۴۸م. یعنی تأسیس کشور اسرائیل ادامه داشت.۹
در باب علت تبعید یهودیان، برخی الاهیدانان معتقد به دو دلیل هستند:
۱ـ الاهیدانان سنتی بر این باورند که تبعید یهودیان، نتیجهی گناهان ایشان بود که خداوند، بابلیان و سپس رومیان را برای مجازات ایشان فرستاد.
۲ـ الاهیدانان یهودی در پاسخ به اتهامات مسیحیان اولیه، که آنها را بخاطر تبعید و رد مسیحیت متهم میکردند، دفاع کردند که یهودیان به خاطر کفارهی گناهان کل جهان تبعید و مجازات شدند. همچنین، ربیهای قبالایی معتقد بودند که تبعید، یهودیان را قادر ساخت تا نور الهی را دریافت کنند تا به وسیلهی آن نور، جهان را آباد سازند. آنها همچنین ادعا کردند، خداوند به همراه یهودیان به تبعید رفته بود.۱۰
بهرحال، هدف بختنصر براندازی دین یهود نبود، لذا، به یهودیان آزادی دینی داد و در نتیجه، عدهای از قوم به رسوم و معتقدات خود وفادار ماندند و دین و آداب بیگانه کمتر در میان آنها نفوذ کرد. ولی یهودیان در بابل نه میتوانستند قربانیهای روزانه را به جا آورند و نه مراسم مربوط به معبد را. این افراد سعی کردند دین خود را زنده نگه دارند و در تبعید، آداب و شرایع دین خود از جمله روز سبت، ختنه و آداب غذایی را حفظ کنند. آنها برای عبادت، روز سبت را در اماکنی جمع میشدند، کتب و صحف انبیا را تلاوت میکردند. برای اینکه این کتب، بیشترین قدرت تسلی و آرامش را به آنها میداد. از این مجامع کوچک بود که نهادی به اسم کنیسه به ظهور رسیده و تا به امروز در جهان باقی است.۱۱
با گذشت زمان، قدرت بابل رو به افول گذاشت. همزمان با تضعیف امپراطوری بابل، پادشاه ایران قوی و قویتر می‌شد. عظمت و اقتدار دولت شاهنشاهی ایران با به تخت نشستن کوروش کبیر در سال ۵۵۹ ق.م شروع شد. کوروش، بابل را بدون هیچ گونه جنگ و درگیری فتح کرد (۵۳۹-۵۳۰ ق.م) و برای مدت ۲۰۰ سال امپراطوری بزرگ ایران بلامعارض و به عنوان تنها دولت مقتدر دنیای قدیم بر کشوری پهناور حکمرانی کرد.۱۲
این پیروزی با تاریخ بنیاسرائیل ارتباط کلی دارد. چون در زمان او یک قسمت از پیشگوئیهای پادشاهانبنیاسرائیلـپایان مجازات قومـ به حقیقت پیوست.۱۳چنانکه، ارمیا حاکمیت بابلیان را موقتی دانسته و قوم، بعد از موعد از پیش تعیین شده، یعنی بعد ازحدود ۷۰ سال، باسقوط بابلیان توسط پارسیان، به موطن خود بازگشتند.
و یَهُوَه میگوید که بعد از انقضای۷۰ سال من بر پادشاه بابل و بر آن امت و بر زمین کلدانیان عقوبت گناه ایشانرا خواهم رسانید و آنرا به خرابی ابدی مبد‌ّل خواهم ساخت (ارمیا ۱۲:۲۵).
یک نویسندهی کتاب مقدس، کوروش را خداوند تعمید شده میداند که ارادهی خداوند را برای قومش در تبعید بابلی به انجام رسانده است.۱۴
یَهُوَه به مسیح خویش یعنی به کوروش،که دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امتها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازه‌ها دیگر بسته نشود چنین میگوید… (اشعیا۴۵: ۱-۷).
وقتی کوروش پارسی، در۵۳۹ ق.م بابل را شکست داد. وی بر خلاف آشوریها و بابلیها، که حکومتشان بر اساس تبعید و ترس بود، سیاست بامدارایی داشت، و آن، بازگشت تبعیدیان به سرزمینهای خودشان بود. در محدودهی چارچوب این سیاست، کوروش دستور آزادی و بازگشت یهودیان را صادر کرد. آنها به یهودا بازگشتند و معبد را مرمت کردند. سرزمین یهودا، بعد از بازگشت تبعیدیان، معروف به یهودیه شد.۱۵
با این همه، تمام یهودیان با دستور کوروش، مایل به مراجعت به یهودیه نبودند، در بین آنها، ثروتمندان یهود که مشاغل پردرآمدی به دست آورده بودند و نیز فقرایی که با فعالیتهای اجتماعی و ادغامشان در جامعهی جدید، جایگاهی یافته بودند از بازگشت خودداری کردند. لکن بازماندگانِ کاهنان و خاندان پادشاهی عبرانی، بیشترین تمایل را برای بازگشت داشتند. زیرا این، برای آنها به منزلهی بازگشت به مجد و اعتبار سابق و بازگشت به آیین قربانی وابسته به هیکل بود و همین نیز برای آنها متضمن فواید اقتصادی و منزلت اجتماعی و شأن مذهبی بود.۱۶ یک قرن بعد شخصی به نام عزرا در صحیفهی خود، آنها را وصف کرده و گفته است:
رؤسای آبای یهودا و بنیامین و کاهنان و لاویان با همهی کسانی که خدا روح ایشان را برانگیزانده بود، برخاسته، روانه شدند تا خانهی یهوه را که خدای اسرائیل و خدای حقیقی است، در اورشلیم بنا نمایند (عزرا ۵:۱).
در ابتدا، آنها برای بازسازی معبد و دین، با مشکلات زیادی مواجه شدند. اکثر مردم به خاطر ویرانی معبد در اطراف شهر مقدس ساکن شدند و بازسازی معبد به مدت حدود ده سال به وقفه افتاد. بالأخره در آن موقع دو پیغمبر دیگر ظهور کردند یکی زکریا و دیگر حجی. که در اثر نصایح و مواعظ ایشان دوباره تجدید بنای معبد شروع شد. پیامبران حجی و زکریا،۱۷ زروبال و یوشع را در کار بازسازی معبد تشویق می‌کردند.۱۸
در این زمان، قوم دو رهبر داشت: زروبابل از خاندان سلطنتی داوود و یوشع کاهن اعظم، از نسل هارون، یکی قدرت دنیوی و دیگری قدرت روحانی را بر عهده داشت. رهبری زروبابل، یاد روزگار خوش پادشاهی داوود را در ذهن قوم تداعی میکرد.۱۹در دورهی پارسیان، ترفیع کاهن اعظم به یک موقعیت برتر، یک نوآوری بود، چرا که پیش از این کاهن، نقش پرقدرتی در جامعهی یهود نداشت.
عزرا و نحمیا نیز،از مؤسسان جریان معنوی بودند که از آن زمان به بعد، دنیای یهودیت را به یک نیروی شکستناپذیر تبدیل کردند. اینها برای ادارهی بهتر جامعهی نوبنیاد و حل مسائل و مشکلات دینی و اجتماعی قوم، مجمعی به نام مجمع کبیر تشکیل دادند.۲۰
عزرا و نحمیا، در طریق تجدد روحانیت جامعهی یهود، کمر همت بستند. سرانجام، اقدامات آنها منجر به استقلال ایالتی که یهودیه نامیده شد، گردید. عزرا، خواندن تورات را در میان تمام اعضای قوم، مرسوم کرد. با گذشت زمان، تعداد باسوادان که میتوانستند تورات را بخوانند افزایش یافت.۲۱
عزرا، تورات را از ملک انحصاری طبقهای خاص درآورد. دورهی عزرا را دورهی کاتبان یا سوفریم گویند. عزرا خود، از کاتبان مشهور اسرائیلی بود. وی میان کاتبان و کاهنان، ارتباطی عمیق ایجاد کرد. کاتبان که ظاهراً با روحانیان مجمع کبیر یکی شناخته میشدند، با عزمی راسخ، تورات را میراث مشترک قوم یهود ساختند.
در این دوره، نحمیا به همراهی عزرا، تمام زنان و کودکانی که از نژاد غیر یهودی بودند، را از کشور بیرون کرد و از آن پس، مزاوجت با غیر یهود را اکیداً حرام دانستند و جزای متخلف را محرومیت از حقوق اجتماعی مقرر داشتند.۲۲باید توجه داشت که تبعید بابلی، عامل عمدهی ازدواج میان نژادی بود. بدیهی بود که ازدواج میان نژادی بیشتر از درون قبیلهای باشد ولی هیچ مدرکی مبنی بر اینکه زن یهودی با مرد بیگانه ازدواج بکند، وجود ندارد.۲۳از آن هنگام تا زمان مکابیان در قرن اول قبل از میلاد، که یکی از اعضای خاندان مکابی، تمام مردمان سرزمینهای تحت تصرفش را به دین یهود درمیآورد، این قانون رعایت میشد.
به نظر می‌رسد پس از اصلاحات عزرا، ساکنان یهودیه، همچنان از اصلاحات وی پیروی می‌کردند. علیرغم این، برخی از پژوهشگران معتقدند کتاب‌های روت و یونس۲۴ در آن دوران بر ضد سیاست‌های بیگانه ستیزی عزرا نگاشته شده بودند. درمقابل، به نظر می‌رسد، کتاب‌های تواریخ در حمایت از اندیشهی ملیگرایی یهودی و بیان چگونگی عملکرد و رسالت پیامبران نگاشته شده‌اند. آنان با نظر به گذشته و یادآوری دوران سلطنت داوود و سلیمان، به عنوان عصر طلائی تاریخ یهود، سهل انگاری‌های متعاقب آن را که سبب انحطاط پادشاهان بعدی گشت، سرزنش می‌نمودند. به ویژه بر بی‌توجهی پادشاهان بعدی در اجرای عبادات معبد تأکید می‌کردند. ممکن است این کتاب‌ها بر اصلاحات پادشاهان دوران پیش از تبعید نظر داشتند.۲۵
در دورهی پس از اسارت بابلی تا آخر قرن چهارم ق.م، با گذشت ایام، مردم به رعایت شریعت عادت کردند و با آنکه عوام گاهی در رعایت اوامر و نواهی سست و لاابالی بودند، ولی روز به روز بر التزام به قواعد و تکالیف و شریعت میافزودند. احترام به روز سبت در هفته، آنها را به معبداورشلیم میکشانید.
اعیاد سالیانه و انجام فریضهی صیام، عادت معمولی و روش مقرر گردید .اعیاد ایشان عبارت بودند از عید پسح یا عید نان فطیر که یک هفته طول میکشد و در ماه اول سال (مارس یا آوریل) مراسم آن را به عمل میآورند. دیگر عید هفتهها (شاووعوت) که در نخستین هفتهی فصل رسیدن میوه انجام میشود و به عید پنجاهه (پنطیکاست) خاتمه میپذیرد. دیگر، عید کرناهاست که آن را بعدها “روش هشانا” نام نهادهاند و آن آغاز سال عبری است و مدت دو روز ادامه دارد و روز آخر آن روز کفاره یا “یوم کیپور” است و ۱۵ روز بعد از آن عید سایبانها آغاز میشود و این هر دو عید در آخر تابستان مراسم خاصی دارد. همهی این اعیاد از زمان تجدید بنای معبد تا کنون نزد قوم یهود، مرعی و معمول است و هم آنهاست که افراد عام یهود را به یکدیگر متحد ساخته و آنچه که مواعظ و تعالیم پادشاه بشارت میداد به وسیلهی این تشریفات و رسوم انجام گرفت و دین یهود احیا شد یا به وجود آمد.۲۶

۱-۲: مجمع کبیر و شکلگیری سنت تفسیری
کتاب مقدس یا تورات، از زمان وحى تورات به موسى در کوه سینا (حدود۱۲۸۰ق.م) آغاز شد وتا زمان عزرا ، که وی را مؤسس دوم یهودیت میتوان نامید، ادامه یافت. قوم یهود از دیرباز، مطابق با قانون مدوّن موسوی زندگى مى‏کردند. تا چندین نسل، به ویژه در دورهی داوران و دورهی معبد اول (حدود ۹۵۰ – ۵۸۶ ق.م)، این احکام به طور کامل، رعایت نمى‏شد، اما این عدم مراعات به حدى نبود که بتوان آن را انکار قانون موسوى و جایگزینى نظام شرعى دیگرى به جاى آن خواند. قوم یهود با آنکه گاهى از مجموعه شریعت که بواسطهی وحى الهى به آنان ارزانى شده بود تخطى مى‏کردند و انبیا آنها را بهخاطر خطاها و گناهانشان سرزنش مى‏کردند، پیوسته خویش را به این مجموعه وابسته مى‏دیدند. بدین جهت است که ایشان حتى در سخت‏ترین و مصبیت‏بارترین زمان‏ها، تورات را مى‏خواندند و به آموزه‏هاى آن عمل مى‏کردند و تقریباً از همان ابتدا با شریعت شفاهى و شریعت مکتوب همراه بودند.
چنانکه پیشتر گفتیم، عزرا و نحمیا از مؤسسان جریان معنوی بودند که از آن زمان به بعد، دنیای یهودیت را به یک نیروی شکستناپذیر تبدیل کردند.
بعد از بازگشت از اسارت بابلی، که هم زمان با دورهی حاکمیت پارس بر سرزمین یهودیه (۵۳۹ – ۳۳۲ق.م)، بود از نظر تبعیدیان، قانون

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید